گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۱ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۷۶:

کربشه همان کرپسه و کلپاسه است که مارمولک صحرایی است به نظرم مول در مارمولک معنای نرم میدهد . مارمولک شاید مارنرم معنا بدهد . ( مول و نول هر دو در لری و بخشهایی از مازندران به معنای نرم هستند ، نرم و نیلیک ، نرم و نرم معنا میدهد . کلبچه که در خوزستان بکار میرود که به بستن اسیر گفته میشود باید از کربشه ی عربی باشد که بستن دست ستوران بوده است و فارسی نیست .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۶۲:

این لغت غشاک به معنای بوی گند باید با غساق که در قران به معنای خوراکی جهنمی بدبو است همریشه باشد . چون غوشا به معنای سرگین است شاید غشاک از فارسی در عربی رفته باشد. .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۶ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۶۰:

ریم و ستیم با هم یعنی چرک و خون اینجا ستیم باید خون گیر افتاده در بافت باشد در این صورت ستیم همان hematoma در انگلیسی است . در لری خون را در بخشهای از کوهستانهای پیرامون مسجد سلیمان هین میگوییم . هیم ، هین ، hema یکی هستند.

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۹ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۵۳:

شاید خنور از خانور باشد و به معنای همه ی اثاث خانه هم معما بدهد لوازم خانگی را رویهمرفته بشود خنور یا خانور خواند . اگر چه همه جا با معنای ظرف و آوند خانه آمده است .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۴۵:

لوش و لای و لرد هر سه یک بخش PiE دارند که در زبانهای هندی اروپایی هست و لغت delete از دو‌بخش de + lete تشکیل شده و آشکارا بخش دوم لغت با این سه لغت فارسی همریشه است .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۳۷:

زغند اگر چه به فغند به نظر نمیاید یک واژه باشند اما یک معنا میدهند .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۲ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۳۵:

درواخ به معنای نقاهت است . دروا هم دو معنا دارد یکی همین درواخ به همین معنای سالم که در درست و‌دروا دیده میشود ( درست و‌درمان به نظرم نادرست است ) دیگری دروا که معنای معلق میدهد .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۳۲:

کودک به معنای کوچک و کوتک و کوتاه است و لغت کک kok هم معنای کوچک میدهد .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۲۹:

مغزیدن : زمان هرز دادن است . not to be worthwhile

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۲۷:

کلج kalaj در لری به معنای سرسخت و مقاوم است . البته ربطی به کلخج ندارد ولی بیم فراموش شدنش باعث شد که اینجا برای دانایان بگذارمش .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۲۶:

تلاج در فارسی به معنای سر و صدا است ولی همین لغت در عربی از ریشه ی ل ج ج ثلاثی است معنای لج کردن با سر سختی است . 

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۲۵:

داسگاله یا داسغاله داس کوچک است ، بزغاله و جزغاله هم بترتیب بز کوچک و چربی کوچک هستند در لری بختیاری چز چربی دنبه است . درغاله گویا از درغ است یعنی بند و درغاله باید به معنای در حصار و امن میباشد و غاله در انتهای آن نیست .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۲۴:

درباره ی کابیله به معنای هاون به نظر من کلید حل کننده ی درک معنایش لغت کاکیله ی لری است اگر کاکیله ی لری به معنای دندان آسیا را کاگیله تصور کنیم در این صورت تبدیل گ و ب بهم در پارسی امکان پذیر است و باید کابیله همان کاکیله ی لری باشد و معنای آسیا را بدهد .

مسعود در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ » ...:

در بیت ششم مصراع اول کس به زیبایی او هرگز ندید صحیح است
کسی، وزن را خراب میکند

مسعود در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ » حکایت خطی که برادران یوسف هنگام فروش او دادند:

می‌نیارد خواند از خیلم کسی
گر شما خوانید نان به خشم بسی
این بیت غلط املایی دارد
به خشم غلط است و بخشم صحیح است
لطفا اصلاح فرمایید
متشکرم

امیر عطا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵:

منم با abn موافقم

طهرانی اصل در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۴:

بیت چهارم
مصراع اول
ملامت با دپندارم ، دپندارم که حتما اشتباه تایپیه لطفا درستش کنید نمی دونم اصل کلمه چیه
البته چندتای دیگه رو هم دیدم اشعار این شاعر این شاعر اشتباه تایپی زیاد داره

حسین جباری در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر:

سلام دوستان
محمد رضای عزیز، دونستن شرح حال شاعر قطعا علاوه بر فهم بهتر شعر کمک میکنه تا از زندگی کسی که از فرهیختگانمونه درس بگیریم، حالا بهانش شعرش باشه که بهتره!
و درمورد خود غزل، زیبا بود، تا حالا غزلی با این حال از شهریار درمورد تاج سر بودن معشوق رفته ندیدم...

غریبه در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۲۸:

دلِ عاشق مثل چوب تر می‌مونه.
از داخل ‌شروع به پختن و جلز و ولز کردن و داغ شدن می‌کنه اما بیرونش نشون نمی‌ده و معلوم نمی‌کنه.
عاشق را کسی نمیتونه بشناسه و بفهمه تو دلش چی می‌گذره.
عشق خدایی و عاشق دلسوخته همیشه از داخل محزون و نالانه و از بیرون لبخند میزنه.
المؤمنُ بِشْرُه فی وجهه و حزنُه فی قَلبِه. این معنای همین روایته.
مثل آشیخ محمد جواد انصاری همدانی که دکتر کبودی طرف قلبشون رو دید و گفت ایشون عاشق شده. شیخ فرمود:
دکتر خوب تشخیص داد اما نمی‌داند عشق من سرمنشاش چیست.
اللهم ارزقنا

دهقان در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷:

درود دوستان
منظور از آچار در این قصیده چی هست؟

۱
۲۴۵۵
۲۴۵۶
۲۴۵۷
۲۴۵۸
۲۴۵۹
۵۷۳۰