رامین کبیری در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:
ظاهرا طرف کنایات خواجه در این غزل و اغلب تغزلات شاه نعمت الله ولی بوده که جذب صوفیان ریایی میکرده و به غایت هم غره بوده به دستگاه طویلی که راه انداخته بود و در ابیات زیادی به خواجه فخر میفروخت. و در بیت چهارم هم منظورش از "شاه" ایشون بوده که مخفف نامشو گفتن وگرنه خواجه نسبت به حاکمان خوب زمانه اش مداح بوده و نسبت به حاکمان بد سکوت اختیار میکرده و منظور از شاه . . .
سعید در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:
در تکمیل جناب ساقی ؛ عرقچین خود حلقه ای پارچه است برای گلابگیری؛ که میان سرپوش و دیگ میگذارند تا از خروج بخارات عطر گل ممانعت کند؛ و چه بسا عطر گل به خود میگیرد و و خوشبوست و با ذهن جورتر است که حافظ نسیمی از آن بطلبد که این نظر توسط دکتر خانلری و خرمشاهی مورد تایید است
رامین کبیری در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:
اینکه میفرمایید هر دو دسته کار بدی میکنن و درویش رو بخاطر فقر شماتت میکنید که کار اشتباهی میکنه که چیزی نداده مگه اصلا دور گردون دست خود شه که بر مراد اون بچرخه؟
اجباری نیست دوستانی که حتی از این حقیر هم بضاعت ادبی کمتری دارن با تئاویل و تفاسیر "آب دوغ خیاری" در چنین سایت وزینی و زیر ابیات گهربار صاحبان دفتر دانش رقمی بزنند
بیشتر تماشا کنند مثل حقیر تا بیاموزند
رامین کبیری در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:
مصطفی جان، اونچه مسلمه و از دیوان میداست خواجه هم به درویشی رو میپسندیده
در ابن بازار اگر سودی ست با درویش خرسند است
هم آرزوی رسیدن به درجات بالای درویشی و موندن در اون رو داشته: خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
و هم خود را درویش میدونسته: درویش نمیپرسی و ترسم که نباشد...اندیشه آمرزش و پروای ثوابت
و یا: نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست
و گاها آرزوی دولت فقر میکرده
من نظریه نفی درویشان در بیت دوم رو رد میکنم
ایشون در این بیت بوضوح میفرماین ما نه به آدم فقیر و ضعیف موضع میگیریم نه آدم قدرتمند. عیب کردن و خرده گرفتن به شخص بی استطاعت و احترام به ملاکین و زورمندان هنوز مرسومه
علی قبادی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴۹:
یعنی باید روزی از این زندگی عادی بیرون رفته و با تامل در حقیقت زندگی سیر کنیم.
شاید خیلی دچار روزمرگی شده ایم و همین موجب شده که از حقیقت به دور مانیم... و اگر چنین شود بی شک ارتقاء یافته و امیر خواهیم شد.
رضا در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
می غلت در سودای دل تا بحر یفعل ما یشا
علی دارستانی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم:
در این بیت" زین غمام بانگ و حرف و گفت و گوی
پردهای کز سیب ناید غیر بوی"
سیب ، غیب نیست؟
پرده ای از غیب ناید غیر بوی
سید محسن در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » شبزندهدار:
درود بر عزیزان-----نسپاری درست است----کلمه (گر) میگه اگر عاشق نشوی دیگر گریه بی اختیار نداری
حسن در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:
از نظم شعر بسیار زیبائیست اما از نظر محتوا چیزی جز توهومات و تخیلات نیست!
گوهر در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳۸:
بسیار ممنون از شما دست اندر کاران
در بیت چهارم مسرع اول
"بمن نگر که مرا او بصد چنین آزرد" درست مینماید
سجاده نشین در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق:
به نظر بنده معنای بیت« آزمودم مرگ من در زندگیست چون رهم زین زندگی پایندگیست» این است:
زندگی به این معناست که من باشم او نباشد هوای نفس من باشد اما حق نباشد، مرگ من در زندگیست یعنی اگر من باشم و حضرت حق نباشد انگار که نیستم، ولی چون رهم زین زندگی پایندگیست یعنی وقتی از خودم گذشتم و خودم را خط زدم و جا را برای دوست خالی کردم حالا من به اعتبار او هستم و این عین زندگی جاوید است!
.. در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴۸:
چون بستم من دهان ز گفتن
بس گفتن بیشمار دیدم..
باربد در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:
ممنون میشم اگر تفسیر این قسمت که میگه :: از خطابش هست گشتی چون شراب از سعی آب
وز شرابش نیست گشتی همچو آب اندر شراب
متوجش نمیشم کسی میتونه بهم توضیحی بده؟
حسین در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور سوم » پادشاهی شاپور سوم:
خوراک حاشیه های این شعر را به خبردان خود فرو کنید ببخشید اضافه کنید، اگه کسی هست که معنی جمله بالا رو میفهمه لطفن بنویسید تا دیگران هم بفهمند،
من نمیفهمم این جایگذاربهای بی معنی و بی مسمی و عمدتا غیر فارسی در زبانی که بیش از نصف کلماتش عربیست، چه سودی دارد؟! چه مشکلی را حل میکند؟! چه گلی به سرمان میکوبد!؟
حسین در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور سوم » پادشاهی شاپور سوم:
با سلام و عرض پوزش از بیجابودن مطلب، چرا شما به جای نظرات یا نظرخواهی یا کامنت که هرسه غیر فارسی است البته، از کلمه حاشیه استفاده کرده اید، که آنهم عربیست و بی مسمی؟
متین در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:
امیرحسین عزیز....این دوتا اصن از هم جدا نیستن....در واقع شاعر داره دلیل اینکه هر کسی اسیر دام معشوق میشه رو به پرورش یافتن معشوق با خرد و عقل ربط میده....در واقع به علت زیرکی معشوقه ک همه عاشقش میشن
محسن در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:
سلام و خداقوت
آشوب وردآورد بین درست تره، ورد به معنی گل سرخ.
امین حقیقی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
به نظر شاعر از باده عشق خورده و اینقدر قوی بوده که شب خوابش برده و عشق به بالینش اومده میگه خوابیدی؟ این باده ای که میخوری و چنین شبگیره، کافری اگه نپرستیش بعدشم میاد زاهدان رو تکذیب میکنه و میگه این عشق از روز اول در پیمانه ما ریختن
حمید در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸ - در صفت جان و تن گوید:
بیت
همیبرگرد گونه گونه نگار
چه فعلی دارد؟ برگرد؟ برگردن؟ برگردن فعل است؟
جواد خسروی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴: