گنجور

حاشیه‌ها

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در مدح جنابِ مسلم بن عقیل (ع):

ترسم از بی‌تابی اطفال و بانک العطش
( بانگ ) درسته

گیوه چی givhamid@gmail.com در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیه‌السلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی:

سلام، اضافت در اینجا به معنی پیوستن و یا افزودن نیست بلکه نسبت معنی میدهد.

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در مدح جنابِ مسلم بن عقیل (ع):

کسوت السابقون برقد وی زیبا شود
)بر قد ِ وی )

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در مدح جنابِ مسلم بن عقیل (ع):

کورد مادرزاد از خاکقدومش غافلست
(خاک ِ قدومش)

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در مدح جنابِ مسلم بن عقیل (ع):

(تا به جای پاز فرمانش بسر پویا شود) اشتباه است
(تا به جای پا ز ِ فرمانش بسر پویا شود) درست است.

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در مدح جنابِ مسلم بن عقیل (ع):

(باز چون پر کار اندر جای پا بر جا شود) اشتباه است .
(باز چون پرگار اندر جای پا بر جا شود) درست است .

مهدی محبوبی
mahdimahboubi@
1 آبانماه 1399

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - در مدح صدیقه صُغرا، زینبِ کبرا (ع):

( ای پرده پوش خلق دو عالم کجارو است) اشتباه است
( ای پرده پوش خلق دو عالم کجا رواست) درست است.

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - در مدح صدیقه صُغرا، زینبِ کبرا (ع):

( با عترتت تو دعوی رزم‌آوری کند ) اشتباه است.
( با عترت تو دعوی رزم‌آوری کند ) درست است .

سعید صادقی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۳:

صحبت کلی در این غزل از انانیت و غرور و تکبر است.
مولانا در خیلی از گفته های خود غرور و خودپسندی را عامل عدم رشد و پیشرفت میداند.
گفتم که بنما نردبان تا بر روم بر آسمان
گفتا سر تو نردبان، سر را درآور زیر پا

مهدی محبوبی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - در مدح صدیقه صُغرا، زینبِ کبرا (ع):

( چون گشت کار تنک ، برم بر کسی پناه ) اشتباه است
( چون گشت کار تنگ ، برم بر کسی پناه ) درست است
مهدی محبوبی
mahdimahboubi@
1 آبان‌ 1399

Toomaj در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:

دوستان عزیز من در این شعر در وحله اول خیام فضای سخت مذهبی زمان خود و حتی زمان ما را به سخره گرفته و بیت اول شاید بیشتر متلکی به مذهبیون زمان خود و زمان هاست که انسان ها را به دو دسته ی خوب و بد تقسیم میکنند در صورتی که واضح ترین موضوع در باره ی خلقت خداوند پاکی مخلوقات است
بیت دوم هم همراه با ملامت مذهیون قصد در نفی محدودیت عبادت دارد یعنی حتی با دید خیام می توان با جام و می و بربت نیز عبادت کرد و معشوق رسید(بهشت وعده داده شده را به مذهبیون بخشیده)

سودابه مهیجی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰ - غزال رمیده:

بیت ششم ، خزان گلش ، صحیح است

دکتر شریفی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷:

دخترهای عرب زیبارو همیشه مورد مدح و ستایش شعرای قدیم بوده اند. شاید به این دلیل که علیرغم محدودیتهای آنزمان، در عاشقی، جسور و بی پروا بودند.

مهان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱:

افسوس ک نفرموده اند چه چیز ماندنی است،طمع و فرصت طلبی و خود دنیای فانی را فرموده سر ب سر خیال است و میگذرد،اما جای داشت بیشتر رمز گشایی میکردند،هرچند همینقدر هم کفایت میکند.

سعید صادقی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۲:

شکوه چون در دل گره شد را چگونه باید بخوانیم؟
ممنون

nabavar در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:

گرامی حمید رضا
تا مرا شمع، درین مهد ادب می شُمَری
خوش نسیمی، زِ درِ کلبه ی دل می گذری
سپاس از مهرِ شما

nabavar در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۵ - حکایت در محرومی خویشتن بینان:

گرامی محمد رضا
انائی که پر شد دگر چون برد؟
در لغتنامه [آنایی] را جاهل احمق یا جهالت و حماقت معنا کرده است

nabavar در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:

گرامی محمد رضا
در لغتنامه [آنایی] را جاهل احمق یا جهالت و حماقت معنا کرده است

فائزه.ع در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵۰:

گه پرده همی دری و گه میدوزی
گه می‌سازی مرا و گه می‌سوزی
آموختیم جوانی اندر پیری
ای خلق جهان، صلای پیر آموزی!
کتاب شمس تبریزی، محمد علی موحد، بخش ششم، ص133

حمید رضا۴ در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:

درود به ناباور و مجتبای گرامی،
تو یکی، نه‌ای هزاری، تو چراغ خود برافروز
به نگر من “ هزار“ در این مصرع دلالت به “همه“ در مصرع پیشین و “هزار مرده“ و “هزار قامت کوز“ در بیت آخر می کند.
برداشت من اینست که تو “منحصر به فرد“ هستی و جزئی از آن “هزار“ها نیستی، پس تو کار درست خودت را انجام بده.
در این جهان کمابیش همه شیفته “باور“های خود هستند و با احساساتی شدن، در جنگ با دیگران.
اما شما ناباور عزیز با مهربانی چراغ خود را برافروخته اید.
چشم من هر روز به دنبال نوشته های شماست تا بهره ای ببرم. در چند سال اخیر از شما بسیار آموخته ام. از شما سپاسگزارم.

۱
۲۰۰۷
۲۰۰۸
۲۰۰۹
۲۰۱۰
۲۰۱۱
۵۷۳۱