گنجور

حاشیه‌ها

محمود عابدی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

حکایتی ز دهانت بگوش جان آمد..
دگر نصیحت مردم حکایت است بگوشم... « سعدی »
کلمه « حکایت » در مصرع اول و دوم معنای نه تنها یکسانی ندارند بلکه ، متضادند.
رو سینه را چون سینه ها ، هفت آب شو از کینه ها ...
وانگه شراب عشق را ، پیمانه شو پیمانه شو....
در مصرع اول «سینه دوم » ، سینه ایست که پیمانه شراب عشق است.
ولی« سینه اول »باید هفت شهر عشق ، را طی کند. تا مقامش با « سینه دوم » یکسان شود و پیمانه شراب عشق گردد.
بنظر میاد « ها » جمع در سینه دوم صرفا برای رعایت وزن شعر میباشد.

جعفر عسکری در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:

سلام.
دوستان درست اشاره کرده‌اند که این رباعی از حافظ نیست و از کمال اسماعیل اصفهانی (درگذشتۀ 635 ق) است.

سیدمسعود در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸:

99/9/6
جناب آقای نیکزاد
با عرض سلام
از مطلب شما واقعا استفاده کردم و پند گرفتم
و واقعا تکان خوردم آری این لحظه را باید غنیمت دانست

جعفر عسکری در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:

سلام.

این غزل از حافظ نیست؛ از ناصر بخارایی هم نیست.

جالبه که همه‌ی ایران مفسر اشعار جناب حافظن!، بدون این‌که مطمئن باشن.
ناصرالدین بجّه‌ای (بجه قصبه‌ای از متعلقات رامجرد) بیشتر در شیراز زیسته و از معاصران سعدی است. دیوانش در دست نیست و در اشعارش تاثیر سبک و سخن سعدی و مولوی دیده می‌شود. وفاتش را به سال 715 قمری در شیراز نوشته‌اند.
غزلی معروف و زیبا از سروده‌های او به دیوان حافظ راه یافته با مطلع زیر:
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن زلف پریشان نرود..‌.


این غزل در برخی نسخه‌های دیوان ناصر بخارائی نیز وارد شده و در دیوان چاپی او آمده‌است.
دکتر محمود مدبری با استناد بر چند جنگ‌ و تذکره‌ 815 بیت از اشعار ناصر بجه‌ای را بازیافته و در سال 75 دیوانچه‌ای از اشعار او ترتیب داد. علاوه بر منابع مورد استفاده ایشان، 7 غزل (در مجموع 67 بیت) از ناصر در انیس‌الخلوه و 14 غزل در جنگ منصور بن کمال‌الدین حسینی (10 غزل نویافته مشتمل بر 100 بیت) توسط دکتر میلاد عظیمی در سال 95 و 96 در مجله بخارا منتشر شد.
جنگ خطی شماره 5319 کتابخانه ملک حاوی بیشترین تعداد ابیات از اشعار ناصر بجه‌ای است. در فهرست نسخه‌های کتابخانه ملک تاریخ کتابت این جنگ سده‌ی 10 دانسته شده، و دکتر مدبری آن را متعلق به سده‌ی 11 نوشته‌است. دکتر عظیمی تاریخ تدوین (و نه کتابت) جنگ را سده‌ی هشتم می‌داند.

سیدمسعود در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۳:

در مصراع دوم بیت هفتم که می گوید وقت حاصل خرمن خود را به دامان داشتن ، به نظر می رسد اینطور صحیح تر باشد
وقت خرمن حاصل خود را به دامان داشتن
البته حاصل همان محصول است که پس از خرمن کردن و جدانمودن کاه ، به دست می آید
البته نظر بنده این است لطفا اساتید ، نظر و توضیح دهند

مجتبی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

اعضای یک پیکرند کاملا درسته و در عجبم چرا بعضی ها اینقدر با قدرت میگن یکدیگر درسته در حالی که شاعرش هم پیکر نوشته.چون در مصرع های بعد می فرمایند چو عضوی به درد اورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار...پس باید اعضای یک پیکر بود تا درد بقیه عضو ها روحس کنی. من پرستارم. اینکه درد یک عضو بقیه عضو ها رو درگیر خودش کنه بسیار شایعه. و شایعترینش درد راجعه است.مثلا قلب شما درد بگیره به دست چپ میکشه. معدتون درد بگیره سرتون درد میگیره و اگ دیسک کمر داشته باشید پاتون تا انگشت شصت درد خواهد گرفت.این است پیکر منسجم و هماهنگ

حامد نوری در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

سلام بر دوستان ادیب و فرهیخته
آدم های روی زمین دو گونه اند ، 1 _ دنیا را آنطور که دوست دارند می بینند 2 _ دنیا را آنطور که هست می بینند.
تفاوت این دو تا همون تفاوت حقیقت و رویا است.کسیکه حنی بعداز بیداری هنوز در رویای شب گذشته اش باشد با همون هم روزشو آغاز و پایان می دهد.
وحشی باقی در سه بیت اولیه حقیقت موضوع شعر رابیان می کند
شرح پریشانی ، بی سرو سامانی ، سوختن پنهانی و راز نهانی
همچنین موضوع داستانی را که می خواهد تعریف کند در ابتدا شرح می دهد.او خودش آگاه هست که افرادکم جنبه از شعر های او برداشت های غلطی خواهند کرد و به همین دلیل در ابتدا می گوید
گفتگوی من و حیرانی من گوش کنید
او خودش می گوید که من با حیرانی خودم گفتگو می کنم و یکی پیدا می شود و می گوید او عاشق مذکر و مونث بوده و این امر چنان ثابت شده است که نیازی به شرح اضافه ندارد.
وحشی بافقی می گوید :
روز گاری من و دل ساکن کویی بودیم و یکی پیدا می شود و می گوید او با یک عشق مذکر یا مونث ساکن کویی بودند.
این آدم ها چون خودشان، زمانی و شاید هم اکنون ، با عشقهای مبتذل ،ساکن کویی بودند لذا دوست دارند، شاعر را هم مثل خودشان ببیند و از دیدن حقیقت و یا بیان آن خود داری می کنند.
گفتگوی من و حیرانی من و من و دل ساکن کویی بودیم ، آنقدر واضح و روشن هست که نیازی به توضیح اضافه ندارد و حقیقت موضوع را به روشنی بیان می کند.

زهرا قلیلیان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:

در پاسخ روفیای گرامی
حقیقت حق است که در قرآن کریم فرموده اند: قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا...و همانا بی عیب و بی نیاز مطلق فقط هو ست...و آن باطل وجود ماست که با نزدیکی زیاد به حق نابود می شود...

مهدی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۵۹:

آقای شجریان این دوبیتی رو به این شکل تغییر دادن: آلاله روزگارانوم ته یی یار، بنفشه روزگارانوم ته یی یار، بنفشه جوکنارون هفته ای بی، امید روزگارانوم ته یی یار

مهدی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۵۹:

به نظرم منطقی نیست که تو مصرع اول بگه آلاله کوهسارانم تویی یار و در مصرع سوم بگه آلاله کوهساران هفته ای بی

محسن در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۰:

در این شعر بسیار پر مغز، شاعر صحبت خود را با گله و شکایت از فراق معشوق شروع کرده و آنها را به ترتیب به زبان می آورد. 
در قسمت دوم شعر به نظر تریبون به دست معشوق است و شعر از زبان معشوق ادامه پیدا می کند و برخی موارد را به عاشق یادآوری می کند.
شاه بیت قسمت دوم این بیت است که به نظر از زبان معشوق بیان شده است:
گفتی به امیدت بارت بکشم از جان
پس بار کش ار مردی این بانگ و فغان تا کی
معشوق در این بیت قول عاشق را به عاشق یادآوری می کند که تو زمانی به من قول داده ای که برای رسیدن به من بار رنج‌ها را بر دوش بکشی و با وجود این قول، پس این بانگ و فغان تو برای چیست؟
شاید مصراع اول اشاره ای دارد به این آیه قرآن: “الست بربکم، قالو بلی”
معمولا عرفا اهل شکوه و شکایت نبودند چون مقام آنها مقام تسلیم و رضا است. عطار نیز با وجود اینکه با شکوه و شکایت شعر را شروع می کند، پس از آن بسیار ماهرانه تریبون را به دست معشوق داده و از زبان معشوق به خودش یادآوری می نماید که در راه فنای الی الله، دست از گله و شکایت بردار و به هر چیز که در این مسیر برخورد می کنی، غیر از زیبایی نبین!
ما رایت الا جمیلا!
عطار همی بیند کز بار غم عشقش
عمر ابدی یابد عمر گذران تا کی

نوید در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ رهی معیری » چند تغزل » وعدهٔ خلاف:

درود بر شما و سایت دوست‌داشتنی گنجور.
شایسته است که دو اشتباه تایپی را ویرایش کنید: بیت اول مصرع دوم، "وعده‌ای" درست است. و نیز بیت سوم مصرع دوم "باقی‌ست"

محمد موسوی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

سلام علیکم
مصرع اول از بیت آخر این غزل به لحاظ ساختاری نادرست و مختل است. بنده دسترسی به نسخه بدلها ندارم اما حدس می زنم شکل صحیح آن چنین است
سعدی این منزل ویران چه کنی جای نشست؟

ادیب در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:

معذرت برای اشتباهات نوشتاری.

ادیب در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:

دوستان عزیز!
عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو
چون نشود ز تیر تو آنکه بدو کمان دهی.
عقل و خرد فقیر(نیازمند) تو هستند چونکه در همان ابتدای کار (از شیری که تو آفریده ای در وجود مادر) پرورده شدن اند. شیر در طفولیت همان شیر مادر هست که عقل هرگز مثلش را نیاورده، و در جوانی مفهوم هر نعمتی را که استفاده میکنیم را هم افاده میکند. شاید سوال باشد که شیر مادر چرا به خدا نسبت داده شد. طور مثال اگر کسی مالک یکدانه نان باشد میگوئیم نان او در صورتیکه نان از آرد و گندم یا غیره اشیا میباشد. و خداوند مالک هر چیزی است چون خودش آفریده پس کامِلاً بر جاست که بگوئیم شیر خداوند(مالک اصلی و آفریننده اش خدا است).
حال موضوع کمان و تیر:
کسی که کمان(چیزیکه به واسطه آن تیر به هدف میرسد(هم قدرت و هم جهت میدهد). در حقیقت همان عقل وخرد که به واسطه آن انسان به مقصد میرسد)بدهی او زتیر تو(یکی از آن تیر های که تو میخواهی با کمان خودت به مقصد بزنی( به واسطه قدرت خودت او را به هدف که همان رستگاری و بهشت است برسانی)) چگونه نشود.
یعنی آنکه به او عقل وخرد بدهی تا خودش را به مقصد رساند چگونه تیر خودت نشود و به واسطه کمانت به مقصد نرسد. در حقیقت خودت او را به مقصد میرسانی با عقلی که به او میدهی و به هدایاتی که به او داده ای.
رابطه تیر و عقل اینست که عقل ما را و تیر کمان را جهت میدهد.
کمانی که خدا دارد همان هدایاتی است که برای ما داده که جهت میدهد به زندگی ما و تیر که ما هستیم را به واسطه ی هدایاتش به رستگاری میرساند.
کمانی که به ما میدهد خرد است که در منزل دنیا ما را به کامیابی میرساند. کمانی که خودش دارد همان هدایات که در آخرت به کامیابی میرساند ما را.
با سپاس

متین در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ کمال خجندی » قصاید » شمارهٔ ۴:

نزدیک سحر، که کوس سلطان
نه نزدیک سحرگاه
پیوند معنایی با بیت بعد داره

سمیه موسوی نهند در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:

منظور از سو القضا همان فتنه های قبل از خلافت حضرت علی بوده که در زمان خلافت عثمان رض اتفاق افتاده

ادیب در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۴:

زنگ باشد بر دل شمشیر جوهردار تلخ*

حامد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳:

اگر ترک در اینجا به معنی زیبا رو باشد پس در مقابل سگ هندو چه مفهومی دارد ؟ زشت بودن هندیان ؟
فکر نکنم در اینجا منظور شاعر از کلمه ترک زیبا رویی باشد چون مولانا هم در چند شعر ترک را در مقابل هندو قرار داده
.... اصلم ترک است اگر چه هندی گویم
....من آن ترکم که هندو را نمی دانم نمی دانم
یا مثلا نظامی میگه (دولت ترکان چو بلندی گرفت
مملکت از داد پسندی گرفت
چون که تو بیدادگری پروری
ترک نه ای هندوی غارتگری
و چندین و چند شعر از شاعران مختلف که ترک به معنی زیبا رو نمی باشد
موفق باشید

محسن در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶ - مکتب طبیعت:

ببخشید در مورد پیام بالا منظور مصراع دوم از بیت دوم بود

۱
۱۹۵۴
۱۹۵۵
۱۹۵۶
۱۹۵۷
۱۹۵۸
۵۷۳۱