گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز

پیشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز

عاقبت منزل ما وادی خاموشان است

حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز

چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است

بر رخ او نظر از آینه پاک انداز

به سر سبز تو ای سرو که گر خاک شوم

ناز از سر بنه و سایه بر این خاک انداز

دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست

از لب خود به شفاخانه تریاک انداز

ملک این مزرعه دانی که ثباتی ندهد

آتشی از جگر جام در املاک انداز

غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند

پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز

یا رب آن زاهد خودبین که به جز عیب ندید

دود آهیش در آیینه ادراک انداز

چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ

وین قبا در ره آن قامت چالاک انداز

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » عاشقی » تصنیف ابوعطا

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

Kamali Farhad نوشته:

کاسه سر نه کاسه زر من فکر کنم

👆☹

عباس بروجردی نوشته:

غسل در اشگ زدن به نظر من درست نیست در اشگ غوطه میرنند پس غوطه در اشگ زدم کاهل طریقت گویند
چون غسل میکنند نه اینکه غسل میزنند

👆☹

اسکالر نوشته:

برادران لطف کنید بعضی از ابهامات در شعر بر طرف کنید بعضی ها میان بیت پنجم رو که نگاه میکنن سریع متمرکز میشن رو تریاک…
آقا تریاق یا همون تریاک یه ماده خنثی کننده ی سم بوده که امروزه متاسفانه ازش استفاده ی سوء میشه.ولی منظور حضرت حافظ ماده ی شفا بخش و خنثی کننده ی سم بوده نه تریاک کشیدن

👆☹

شهرزاد نوشته:

تریاک به معنی پادزهر

👆☹

احد محمودی نوشته:

دربیت ۵شِفا علاوه بر معنی« تندرستی » به معنی« کناره و لب »هم آمده است. گویا حافظ در بیت بالا ایهام تناسب بین« شفا »و« لب» را مدنظر داشته است. تداعی معانی مجاورت نیز به کار رفته است.

👆☹

کمال نوشته:

باسلام وتسلیت فرارسیدن رحلت حضرت نبی اکرم(ص)…
فالی درمدح این غزل:
ای صاحب فال، نکته اول هراتفاقی که قرار
است بیفتدشرایط خاص خودرامیطلبد
که شمافعلادرشرایطی که درذهن ،،،،،،،،،،،،،
می پرورانیدنمی باشید.بایدمقدمات کار،
فراهم شود.نکته دوم آنکه شمابسیار،،،،،،،،
شخص باهوش ومهربان هستید،از،،،،،،،،،،
حسد،کینه،بخل،طمع،ترس بپرهیزید،،،،،،،
سعی کنیدبه عنوان یک شخص متعهدو،
مهربان شناخته شوید.
علی یارتان

👆☹

مهدی نوشته:

«کاسه‌ی زر» در مصرع اول کاملن درست است. منظور جام زرین برای نوشیدن شراب (آب طربناک) است، که با «کاسه ی سر» در مصرع دوم تناسب دارد.

👆☹

مهدی نوشته:

«غسل زدن» اصطلاحی قدیمی است و «غسل کردن» کاربرد امروزی این ترکیب است. این توضیح از دهخدا را بخوانید. دقیقن همین بیت از حافظ را مثال آورده::

غسل زدن
لغت نامه دهخدا

غسل زدن . [ غ ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) غسل کردن . غسل آوردن . اغتسال . رجوع به غسل شود :
غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز.
حافظ.

👆☹

رضا ساقی نوشته:

خیزودرکاسه ی زَرآب طَربناک انداز
پیشترزان که شود کاسه ی سر خاک انداز
کاسه ی زر: کاسه یاجام زرّین
طَربناک: طرب آفرین، شادی بخش
خاک انداز: وسیله‌ای بیلچه‌مانند از جنس فلز یا پلاستیک برای برداشتن خاک‌روبه، خاکستر و مانندِ آن.
اما درقدیم به مکانی یاچاله ای را که درداخل آن خاکروبه وآشغال می ریختند “خاک انداز” می گفتند چنانکه محل تخلیه بار را”بارانداز” گویند. دراینجامنظورشاعراین است که کاسه ی سرما که اینقدربرایمان عزیز وبااهمیت است سرانجام تبدیل به مکانی برای تخلیه ی خاکروبه خواهدشد وبه درد دیگری نخواهد خورد.
معنی بیت: برخیز ودرجام زریّن باده ی خوشگوارو شادی بخش بریز برخیزباده بیاور قبل ازآنی که درخاک فرو رویم وکاسه ی سرمارا مشتی خاکروبه پرکند.
حافظ دلسوزانه بایادآواری حقایق تلخ زندگانی،دراغلب غزلیّات بی وقفه مارا به شادیخواری وعیش وعشرت دعوت می کند وناپایداری وبی وفایی دنیا،فنا پذیربودن جسم وجان ما وغنیمت شمردن وقت را به بیان وزبانی شیرین وتاثیرگذارگوشزدمی نماید تاغفلت نورزیم وعمرعزیز بیهوده تلف نکنیم.
به می عمارت دل کن که این جهان خراب
برآن سراست که ازخاک مابسازد خشت
عاقبت منزل ما وادیِ خاموشان است
حالیا غلغله در گنبدِ افلاک انداز
وادی خاموشان: سرزمین مردگان، گورستان
غلغله: بانگ شادی، شورونوا
قرارگرفتن “غلغله ی شادی” و”گنبدِ افلاک” درکناریکدیگر،تصویری روشن ازپژواک شادی درزیرقُبّه ای ازخشت وگِل است که به سرانگشت طبع شاعرخَلق شده وبازتاب غریوشادمانی رادر گوش مخاطبین شعرطنین اندازکرده است.
معنی بیت: سرانجام همه ی ما درسرزمین مردگان منزل خواهیم کرد وبرای همیشه خاموش خواهیم شد بنابراین، لحظات گرانقدر زندگی راغنیمت بشمارید بانگ شادی برآرید ودرزیرگنبدِ نیلی رنگ آسمان هلهله به پا کنید تاازبازتاب ارتعاش غلغله ی شادی، همه جاغرق نشاط وسرور گردد.
عشرت کنیم وگرنه به حسرت کشندمان
روزی که رَختِ جان به جهان دگرکنیم
چشم آلوده نظرازرخ جانان دوراست
بر رُخ او نظر از آینه ی پاک انداز
آلوده نظر: ناپاک
آینه ی پاک: کنایه از چشم پاک
معنی بیت: چشمانِ بدبین وآلوده به حرص وطمع وشهوت نمی تواند زیبائیهای رخسارجانان رامشاهده کند. ای عاشقی که شیفته ی دیدارهستی سعی کن با چشمانی بی آلایش به جمال یاربنگری تابتوانی لطایف جمال وظرایف زیبائیهای اورا درک کنی.
اورابه چشم پاک توان دید چون هلال
هردیده جای جلوه ی آن ماهپاره نیست.
به سرسبزتوای سروکه گرخاک شوم
نازازسربنه وسایه بر این خاک انداز
“سرو” کنایه ازمعشوق خوش قد وبالاست.
“ناز” : کِبر وغرور
معنی بیت: به صفا وطراوت سر ِ سبزتو ای محبوبِ خوش قامت سوگند می دهم که حداقل پس ازمرگ من، ناز وافاده وخودپسندی را کناربگذاری ورخصت دهی تالحظه ای سایه ی پربرکت قامت والای توبرمزارمن بیافتد.
به خاک پای توای سرونازپرور من
که روزواقعه پا وا مگیرم ازسرخاک
دل ما را که ز مارسر زلف تو بخست
ازلب خودبه شفاخانه ی تریاک انداز
مارسرزلف: بخش بافته شده ی زلف به مار تشبیه شده است.
بِخَست: مجروح شد ، زخمی شد
تریاک: پادزهریا ضدّ زهری که به منظورتسکین درد بر محل گزش می گذارندتااثرات زهر خنثی گردد. درقدیم که انواع پادزهروجودنداشته اغلب باتریاک ویابادرآمیختن مواد مختلف باموادمخدّر درد را تسکین می بخشیدند. حافظ دراینجا نوش داروی درد خودرا (پادزهردردخودرا) درلب یارمی بیند ورندانه بوسه طلب می کند.
معنی بیت: ای محبوب، مارسر زلف تو،دل مرا زخمی وخونین نموده وآزرده است تونیک می دانی که علاج زخم دل ما درلبان نوشین تونهفته است لطفی کن با بوسه ای مداوا کن.
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرّح یاقوت درخزانه ی توست
مِلک این مزرعه دانی که ثباتی ندهد
آتشی از جگر ِ جام در املاک انداز
ملک: آب وخاک وملکیت هر آنچه در تصرّف کسی باشد که مالک گویند.، دراینجاهرآنچه که دنیویست، اسباب دنیایی
مزرعه: کِشتزار، دراینجا کنایه ازدنیا
ثبات: دوام، ماندگاری
جگر جام: شراب درون جام که مثل خون دل وجگر سرخرنگ است.
معنی بیت: این مزرعه ای که ما درآن رشد ونمو می کنیم و به زندگانی مشغول هستیم هیچ ضمانت واعتباری ندارد همه چیزعاریتی وموقّتیست بنابراین بهترآن است که شراره ی آتشی ازشراب آتشناک رابراملاک ودارائی های خود بیاندازی وبسوزانی که هیچ ارزشی ندارند وهمه وهمه فناپذیرهستند.
نه عمرخضربمانَد نه ملک اسکندر
نزاع برسردنیای دون مکن درویش
غسل دراشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک شواوّل وپس دیده برآن پاک انداز
غُسل زدم: غسل کردم
غسل: شستن کلّ بدن باترتیب خاصی که درشریعت آمده است. امّا حافظ دراینجا به ترتیبی غسل کرده که درطریقت آمده است. طریقتیان درجویای حقیقت، براین باورند که برای کشف حقیقت لزومی ندارد که حتمن مقیّد به دستورات شرعی باشند آنهابه روشهای خاص خویش، حقیقت رامی جویند وبیشتردرخارج ازگود شریعت به بندگی وستایش خداوند می پردازند. اغلب متشرّعین اعمال آنهارانمی پسندند وآبهایشان به یک جوی نمی رود.
حافظ به دنبال کشف حقیقت ،شایدمدّتی به صوفیگری ومسلکِ طریقت وغیره گرایش پیداکرده بوده لیکن اوهمچون عاشقی بیقرار وبیتاب، هرگزدرچارچوبِ هیچ مذهب ومسلکی (نه شریعت ونه طریقت ) متوقّف ومنتظرنماند اوهمواره درپی یافتن حقیقت تاپایان عمرتلاش کرد و اندیشه های ناب خودرادرعرصه ی انسانیت ومهرورزی به کمال رساند.
“طریقت” دوّمین منزل ازمنازل سه گانه ی سیروسلوک است. (شریعت، طریقت،حقیقت)
معنی بیت: به رسم طریقتیان که عقیده دارند باید ابتدا چشمان خودراازآلودگی ها پاک کردتا آن محبوب پاک نهاد را مشاهده نمود من نیزبه منظورانجام همین توصیه، بااشک چشمانم آلودگیهارا شستشونمودم. (گریه ی صادقانه بهترین زداینده ی ناپاکیها وآلودگیهای درونیست)
خیره آن دیده که آبش نَبَردگریه ی عشق
تیره آن دل که دراوشمع محبت نبُوَد
یارب آن زاهدخودبین که به جزعیب ندید
دود آهیش در آیینه ی ادراک انداز
ادراک: قوّه ی شعورو فهم
آیینه ادراک: ادراک به آیینه تشبیه شده است
دود آهیش درآیینه ادراک انداز: دود آهی درآئینه ی ادراکش بیانداز. ضمیر”ش” مربوط به ادارک است.
معنی بیت: خداوندا آن زاهدِ خودپسندرا که جزعیبِ دیگران چیزی نمی بیند مجازاتش کن آنسان که آتش آه درنهاد اوشعله ورگردد به این امید که ازدودحاصل از آتش آه، آیینه ی ادراکش تیره وتارشود ودیگرنتواند بیش ازاین عیبجویی کند.
کمال سرّمحبّت ببین نه نقص گناه
که هرکه بی هنرافتد نظربه عیب کند
چون گل از نَکهتِ او جامه قبا کن حافظ
وین قبا در رهِ آن قامتِ چالاک انداز
نَکهت یا نُکهت: بوی خوش،رایحه وعطر
جامه قبا کن: ازشوق جامه را پاره کردن، چنانکه دراویش وقتی به سماع درمی آمدند به درجه ای ازوجد وشادمانی می رسیدند که لباس وخرقه ی خودرا ازشوق وهیجان پاره پاره کرده وبه سمت همراهان خود می کردند.
چالاک:زرنگ، خوش رفتار وخوش حرکات
معنی بیت:
ای حافظ ، همانند گل جامه را ازاشتیاق بوی معطّراوپاره کن وآن جامه ازروی شوروشعف، به زیرپاهای آن محبوب خوش حرکات بیانداز.
سروبالای من آنگه که درآید به سماع
چه محل جامه ی جان را که قبانتوان کرد؟

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام