گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۲

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد

آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید

تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد

مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق

راه مستانه زد و چاره مخموری کرد

نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود

آن چه با خرقه زاهد می انگوری کرد

غنچه گلبن وصلم ز نسیمش بشکفت

مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد

حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود

عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر ۶۷ دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الاول ۹۲۶ یا ۹۲۶ هجری قمری » تصویر ۵۷ دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر ۶۱ کتاب خواجه حافظ شیرازی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر ۱۸۶ دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر ۱۰۱ دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در مورخ ۱۹ رجب ۱۲۰۲ هجری قمری در هند » تصویر ۱۷۸

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سپیده نوشته:

ببخشید معنی ‘رز’ چیه؟

👆☹

رسته نوشته:

رز یعنی درخت انگور، مو.
در ضمن با دو بار کلیک کردن روی هر کلمه ای در گنجور یک علامت سوال پیدا می شود و از آن جا می توانید به لغت نامه ی دهخدا وصل شوید و معنی کلام را در دهخدا بخوانید

👆☹

امین کیخا نوشته:

گل سور ىعنی گل سرخ در حال حاضر به لری هنوز سرخ را سور میگویند و rose که گلیست هم همین لغت است به مناسبت سرخ بودن وفقط مقلوب شده است جای حرف اول با اخر عوض شده همین اتفاق برای نور افتاده و ان در اصل رون بوده و در حال حاضر به کردی رون و روناک همین معنی نور را میدهد

👆☹

علی نوشته:

دختر رز … در این بیت کلمه کار به معنای تن فروشی به کار رفته وجای دیگر حافظ از گناه با نام آن کار دیگر یاد کرده است

👆☹

رضا نوشته:

در بیت اول دختر رز در اینجا همان شراب است که تا قبل از اینکه به مجلس بزم بیاید در ظرفی مستور بوده(یعنی پوشیده بوده) و با کنار زدن حجاب خود یعنی توبه از مستوری و پوشیدگی در داخل پیاله ها ریخته شده و در اختیار همه قرار میگیرد و برای اینکه محتسب اجازه شراب خواری بدهد به خود او هم مقداری از آن شراب می دادند و دستوری (به معنی مجوز) می گیرند

👆☹

آمیز نوشته:

پرسشی از آقای کیخای نازنین دارم

با سلام

استاد، این چهارشنبه سوری که میگیم، و سوری اگه اشتباه نکنم اینجا بمعنی جشن و شادی هست، آیا هیچ ارتباطی به این سوری که شما فرمودین داره؟

یعنی چهارشنبۀ سرخ بعنوان مثال

ممنون ^_^

👆☹

امین کیخا نوشته:

آمیز مهربانم .البته من خودم را شایسته برنام استاد نمی دانم . اما سوری به معنای جشن و سور می تواند باشد ولی باید پروا و توجه کرد که شعر شناخته شده ی چهارشنبه سوری یعنی سرخی تو از من و …..واژه ی سرخ را هم دارد و باید بیشتر اندیشید و سپستر نظر داد .

👆☹

جلال نوشته:

با سلام خدمت همه ی دوستان مخصوصا دوستانی که صاحب نظر هستند
از خودم کلامی نمیگم که خاطر گنجوریان مکدر شود
از مولایم علامه حسن زاده -جانم به فدایش- میگویم که حساب کار دست همه ی به اصطلاح حافظ شناسان و استادان ، بیاید….
ایشان در بیان عظمت دیوان حافظ فرمودند که :
یک دوره اسفار ملا صدرا، یک دوره اشارات ابن سینا، یک دوره از تفاسیر شریف قرآن مجید ، همه اینها را که خواندید وفهمیدید تازه دیوان حافظ را خواهید فهمید.
پس لطفا نظرات شخصی و سبک را برای تفسیر از نظر شخص خودتون نگه دارید و نگویید حافظ شناس هستید

👆☹

بهرام مشهور نوشته:

واقعاً انسان نمی داندکدامیک از اشعار حافظ از دیگری بهتر است ؟ امّا این غزل یکی از بهترین آنها است در بیت نخست نهایت ظرافت ایهام بکار رفته :
دوستان ( مخاطبان ) دختر رز ( شراب ) توبه زمستوری کرد . دختری که از حجاب توبه کرده و یا شرابی که می خواهد از مستوری یعنی پوشیدگی خمره بیرون بیاید
شد سوی محتسب .. دختره رفت پیش محتسب و دستوری ( مجازات ) گرفت معنای دوّم همان است که رضای عزیز و دانا گفته اند : مجوز نوشیدن شراب گرفته شد
آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید معنی نخست معنی ظاهری : از خلوت به مجلس آمد و از شرم عرق کرد شما عرقش پاک کنید
معنی دوّم شرابی که تازه باشد و در اینجا که حافظ آن را به دختر تشبیه کرده یعنی موجود جوان که حتماً تازه است ، وقتی از خم بیرون ریخته می شود کف می کند شما آن عرقش آن کفش را کنار بزنید
مصرع دوّم تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد
حریفان منظور شکاکان و بد دلان یا حسودان نگویند چرا دوری کرد خوب یک دختر با تربیت اصیل شرقی که به ناگهان وارد مجلسی می شود شرم کرده خیس عرق شده و به ناگهان پس می رود و بجای اولش بر می گردد ( دوری می کند )
امّا جان کلام این شعر بیت سوّم است مژدگانی بده ای دل یعنی مژدگانی بده ای ضمیر من ای ذهن من که دگر مطرب عشق ( که دیگه خداوند) مطرب عشق یعنی کسی که باعث و بانی عشق است و مهر و محبت را خلق کرده راه مستانه زد و مستانه یعنی از خود بیخود شدن و چاره کار ما را در مخموری نشان داد

👆☹

بهرام مشهور نوشته:

ببخشید تا یادم نرفته باید بگویم بعد از مرغ خوشخوان مکث دارد و شما باید یک کاما ( ، ) بگذارید مرغ خوشخوان ، طرب از برگ گل سوری کرد یعنی از آن برگ گل سوری شاداب شد

👆☹

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

*******************************
*******************************
مد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید!
تا ……………………… که چرا دوری کرد

بگوید به حریفان: ۲۲ نسخه (۸۰۱، ۸۱۳، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۳، ۸۲۴، ۸۲۵ و ۱۵ نسخه متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال

نگویند حریفان: ۱۲ نسخه (۸۰۳، ۸۴۳ و ۱۰ نسخه متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی- غنی، سایه، خرمشاهی- جاوید

ﯨﮔویند حریفان: ۲ نسخه (۸۲۲، ۸۲۷: حرف نخست بدون نقطه)

بگویند حریفان: ۱ نسخۀ متأخر (۸۶۴)

۳۷ نسخه غزل ۱۳۵ و بیت فوق را دارند. نسخۀ مورخ ۸۱۸ غزل را ندارد.

کوزۀ را از سرداب یا جای خنک دیگری که در آنجا نگهداری می‌شد به مجلس می‌آوردند، نمِ هوا را می‌گرفت و عرق می‌کرد.
****************************************
****************************************

👆☹

علی نوشته:

سلام .میشه بفرمایید معنی تحت الفظی و دقیق مصراع اخرو

👆☹

محبوبه نوشته:

با سلام. این غزل یک بیت دیگه هم داره:
جای آن است که در عقد وصالش گیرید
دختری مست چنین کاین همه مستوری کرد

👆☹

محبوبه نوشته:

با سلام این غزل یه بیت دیگه هم داره:
جای آن است که در عقد وصالش گیرید
دختری مست چنین کاین همه مستوری کرد

👆☹

محمد نوشته:

نمیدونم چرا در بیت آخر حافظا به جای حافظ به گوش من موزون تر میاد.البته سواد عروض بالایی ندارم و فقط از جهت ذوق ادبی میگم

👆☹

امین نوشته:

با سلام
در مصرع دوم از بیت ششم، بنظر اگر کاما بعد از طرب قرارگیرد معنی بهتری دریافت می شود.
گلِ طبعِ حافظ از نسیمى که با خود بوی یار را دارد شکفته شده است، همچنان که مرغ طرب و شادی همراه با خوشخوانی، با دیدن برگ گل، به جشن و پایکوبی میپردازد.
در این حالت برای ” سوری ” هم میتوان معنی جشن را اراده کرد که به واقعیت هم نزدیکتر است.
تا نظر بزرگان چه باشد.

👆☹

سید ایمان عظیمی نوشته:

سلام و عرض ادب
در پاسخ آقا محمد عزیز باب اینکه حافظا بیشتر موزون میاد، اولا جسارت بنده رو اساتید ببخشایند زیرا که که به زبان یک آماتور سخن گفته می شود! دوم، دلیلش آقا محمد، احتمالا ذهنیت شما نسبت به کلمه حافظا است اما از نظر وزنی، در مصراع اول به خاطر اینکه کلمه حسود مقداری کشیده ادا می شود، مصراع دوم یک نیم ضرب آهنگ هم کم دارد که البته اختلاف یک ضرب آهنگ(اصطلاح ادبی اش ؟؟) در بین دو مصراع، وزن را به هم نمی زند اما دوتا یا بیشتر باعث از بین رفتن سبک شعری سنتی می گردد.

👆☹

سید ایمان عظیمی نوشته:

و اگر حافظ به حافظا تبدیل شود علاوه بر اینکه تعداد هجاهای مصراع اول بیشتر از دوم میشه، وزن ادبی شعر هم کلا در اون قسمت خراب و مکث نادرست ایجاد مشه:
حافظا..، افتادگی از دست..
به صورت خیلی ساده اگر موقع خواندن مصراع های قبلی، سرتون رو موزون با خواندن، به حرکت دربیارید(به صورت عدد ۸ انگلیسی خوابیده)، متوجه میشید که اگر “حافظا” باشه، با اجرای کلمه ی افتادگی، سر از حالت حرکت در ریل قبلی خارج میشه..

👆☹

رضا نوشته:

جناب آقای جلال که به فرموده ی خودتان جانتان فدای مولایتان جوادی آملی باد : ببخشیدوبسیارببخشیدکه متاسفانه اشتباه می فرمائید، برای درک حافظ عزیز نه یک دوره اسفار ملا صدرا لازم است نه یک دوره اشارات ابن سینا، ونه یک دوره از تفاسیر شریف قرآن مجید، برای درک حافظ سرسوزن ذوقی کافیست تا ازاشعارشیرین ونغزاین نادره گفتارلذت ببرید وسرمست شوید. خواهشاً به استادگرامیتان بفرمائید لطف فرمایندحافظ ِ مردمی را در جایی دوردستها قرارندهند تادستمان به سهولت به این گوهرگرانبهابرسد! حافظ درقلب همین مردم کوچه بازاراست که قرنهاست بازمزمه ی اشعارش پندها می گیرند وشادمان می شوند وچه بسیاربیسوادانی که ناگه به یک ترانه به منزل نیزمی رسند. آری عشق طریقی شگفت انگیزاست برای کسانی مثل شما که سختکوش هستید وسخت می گیرید طریقی پرپیچ وخم وخطرناک است ولازمست همانگونه که فرموده ایدبرای درک یک بیت شعر،یک دوره اسفار ملا صدرا، یک دوره اشارات ابن سینا، یک دوره از تفاسیر شریف قرآن مجید بگذرانید وازبرکنید وبخوانید. امابرای کسانی که سرسوزن شوقی دردل پاک خود دارند وامورات راساده وسهل می گیرند طریقی بسیارنزدیک وفرحبخش وخیال انگیزاست وناگه به یک ترانه به منزل می رسندبدون آنکه اسفارملاصدرا وغیره راخوانده باشند چنانکه مولای عاشقان وعارفان همه روزگاران حضرت حافظ جنت مکان علیه الرحمه می فرماید:
گفت آسان گیربرخودکارها کزروی طبع
سخت می گیرد جهان برمردمان سخت کوش
حضرت استاد شهریارنیز که شاگرد آن سلطان عارفان هست دراین باره بسیارزیبا می فرمایند:
غُرّه مشو که مرکبِ مردان مرد را
درسنگلاخ ِ بادیه پی ها بُریده اند
نومید نیزمباش که رندان باده نوش
ناگه به یک ترانه به منزل رسیده اند.

👆☹

رضا نوشته:

دوستان دختررَزتوبه زمستوری کرد
شد سوی مُحتسب و کار به دستوری کرد
این غزل زیبا ونغز ازآن دست غزلهائیست که عرصه رابرعرفان زدگانِ خودشیفته تنگ ترکرده وزبانشان رابه بندکشیده است. چراکه حافظ دراین غزل به صراحت ازمی انگوری سخن به میان آورده تا هیچ مغرض خودپسندی نتواند برداشت هایی به میل وپسندشخصی داشته باشد. گرچه دورازانتظارنیست وهستند آسمان به ریسمان بافانِ ماهری که دیگران رانیزبه کیش خودپنداشته وجاهلانه هنوزپای اصراربراین نکته می فشارندکه منظورحافظ از”دختررَز”همان فیوضات الهی! ومقصود از”می انگوری” همانا مستی حاصله ازعشق به معشوق ازلی وابدیست!! جل الخالق!
دختر رَز: بنت العنب، شرابی که از انگور حاصل گردد، دانه ی انگور.
شدسوی محتسب: رفت به سراغ ماموراجرای احکام شریعت
مستوری: درپرده بودن پوشیده ماندن ، بعضی پوشیده ماندن را درخمره بودن معنی کرده اند که درست بنظرنمی رسد. پوشیده ماندن دراینجا اشاره به ممنوعه بودن ودوراز دسترس بودن شراب برای میگساران می باشد.
مُحتسب: مأمور امربه معروف ونهی ازمنکر وناظر بر اجرای احکام شریعت.
دستوری : حکم دولتی، درآن روزگاران گاهاً شرایطی رقم می خورد که مطابق دستور دستگاههای مذهبی- دولتی، مراکزی مثل میکده وفاحشه خانه درچارچوب قوانینی مشخصّ، مجوّزفعالیّت گرفته ومشغول بکارمی شدند. اشاره به همین مطلب است چنین مجوّزهایی به عنوان “دستوری” معروف بودند. این غزل نیزدرچنین شرایطی سروده شده وبعدازمدّتها، متشرّعین متعصّب که در دستگاههای دولتی نفوذ داشتند بنابه دلایلی که متاثّرازشرایط آن روزگاران بوده به ناچارمجوّزفروش شراب صادرکرده وحافظ آن رابه فال نیک گرفته وشادمانی خودرابدینوسیله ابرازنموده است.
معنی بیت: ای دوستان،ای هم پیاله ها، دختر رَز(شراب انگوری) که تااین زمان درپرده وپوشیده مانده بود ازمستور ماندن توبه کرد وطبق مجوّزقانونی آشکارا فعالیّت خودرا از سر گرفت.
عروسی بس خوشی ای دختررَز
ولی گه گه سزاوار طلاقی
آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید
تا بگویدبه حریفان که چرا دوری کرد
دربعضی نسخه ها “نگویند” حریفان آمده است.
حریفان: هم پیاله ها
معنی بیت: دختررَز ازپوشیده وپنهان ماندن خارج شده وواردمحفل میگساران گردید اورا درآغوش بگیرید نوازش اَش کنید عرق شرم وخجالت اوراپاک کنید ومشغول میگساری باشید تااونیزفرصتی پیداکند وتوضیح دهد که دراین مدّت کجا بوده وچرا ازما دوری می نمود.
به نیم شب اگرت آفتاب می باید
زروی دخترگلچهررَزنقاب انداز
جای آن است که در عقد وصالش گیرید
دختری مست چنین کاین همه مستوری کرد
عقد وصالش گیرید: دراختیارش بگیرید، بنوشید
معنی بیت: ای دوستان شایسته است که این دخترسرمست راعقد کنید ودراختیاربگیرید، ازنعمت وصالش بهرمند گردید دختر سرمستی که به ناگزیر وبافشار متشرّعین ،مدتها دوراز انظاربسربرده وپوشیده مانده بود.
جمال دختررَزنورچشم ماست مگر
که درنقاب زُجاجیّ وپرده ی عنبیست
مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق
راه مستانه زد و چاره ی مَخموری کرد
راه مستانه زد: آهنگ متناسب بابساط عیش وعشرت زد، نغمه ی مستانه سرداد.
راه: آهنگ
مستانه: مستی وار، سرخوشانه
مَخموری : خماری
معنی بیت: مژده بده ای دل که مطرب سازخودرا کوک کرده و آهنگ شادی ومستی می نوازد ومستان رابه عیش ونوش دعوت می کند این آهنگ دوای درد خماران است پیداست که دیگرخماری مرتفع خواهدشد.
دلم زپرده برون شدکجایی ای مطرب
بنال هان که ازاین پرده کارما به نواست
نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود
آن چه با خرقه ی زاهد می انگوری کرد
باآزادشدن شرابخواری وباز شدن میکده ها، ظاهراً زاهدپرهیزگارنیز هوس کرده تالبی ترکند وگلویی تازه سازد! او چنین گمان کرده که می تواندگناه شرابخواری رانیزهمانندِهرگناهی با توبه و پرهیزگاری از کارنامه ی خویش بزداید! حافظ دراینجابا آگاهی ازترفندِ زاهد، اورابه بادطنزو طعنه گرفته است.
معنی بیت: ای زاهد فریبکار،به زیرخرقه ی زهدوتقوا شراب حمل می کنی ومی پنداری که بااندکی اضافه کاری درعبادت، گناه این کار راخنثی خواهی نمود امّا لازم است بدانی که چنین نیست ونه تنها باهفت بارشستن خرقه، حتّابا صدهابارآتش زدن آن نیز، این لکّه را نخواهی توانست پاک کرد.
امّاچراحافظ خودخرقه رابه می لعل می شوید وازآلودگی پاک می کند ولی معتقداست که خرقه ی زاهد باصد آتش نیزپاک نمی شود؟
درپاسخ بایدگفت که زاهد، ریاکاراست وتکلیفش باخودش روشن نیست. اوخودرا پرهیزگاروباتقوانشان می دهد وبه ظاهراز شرابخواری پرهیزمی کند لیکن هرگاه که هوس شراب می کند پنهانی ودرپوشش خرقه ی زهد،اقدام به شرابخواری می کند بنابراین، این لکّه ی ننگ هرگزازخرقه ی اوزدوده نخواهدشد نه باهفت آب نه باصدآتش.
خدای رابه می اَم شستشوی خرقه کنید
که من نمی شنوم بوی خیرازاین اوضاع
نه شگفت اَرگل طبع اَم زنسیم اَش بشکفت
مرغ خوشخوان طَرب از برگِ گل سوری کرد
دربعضی نسخه ها “غنچه ی گلبُن وصلم ز نسیمش بشکفت” ثبت است.
گل ِ طبع اَم: طبع به گل تشبیه شده است.
معنی بیت: تعجّبی ندارداگرگل طبع من ازنسیم شراب بشکفت وشکوفاشدهمانگونه که بلبل ازنسیم گل سرخ شادمان وخرسند می گردد.
دراینجا یک تشبیه پنهانی نیزاتّفاق افتاده وآن اینکه مرغ خوشخوان می تواند استعاره ازخودشاعر وگل سوری(سرخ) استعاره ازشراب لعل فام بوده باشد.
سرم خوشست وبه بانگ بلندمی گویم
که من نسیم حیات ازپیاله می جویم
حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود
عِرْض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد
عِرْض : آبرو، ناموس
معنی بیت: ای حافظ تواضع وفروتنی راحفظ کن وازدست مده که حسودان وکینه ورزان، به سبب آنکه به جای تواضع، غروررا انتخاب کردند، آبرو، حیثیّت،مال ومنال، ودل ودین راباختند وبربادِ غرورسپردند.
باده دردِه چندازاین بادِ غرور
خاک برسرنفس نافرجام را

👆☹

آرش نوشته:

متاسفانه این غزل از لسان الغیب هم در اینجا یک بیت کامل را کم دارد.
جای آن است که در عقد وصالش گیرند
دختر رز که به خم این همه مستوری کرد

گذشته از اشکالات تایپی که در برخی سروده ها در این سایت وجود دارد، برخی اشعار هم دچار کاستی ها و تحریف های جدی هستند. ای کاش عزیزانی که سایت چنین ارزشمند را ایجاد کرده و مدیریت میکنند، توجه بیشتری به اصالت و درستی سروده ها و نوشتارها داشته باشند.

👆☹

نادر نوشته:

رضای عزیر
جان سخن از زبان ما می‌گویی
فرمایش جناب جلال و استاد معظم ایشان محترم، کلام شما درد دل دردمند من بود.

👆☹

معز نوشته:

زنده یاد احمد شامل، روایتی تحقیقی از دیوان حافظ به سال ۱۳۵۴ توسط انتشارات مروارید بچاپ رساند. در آن آنجا این غزل بدینگونه نگاشته شده:
دوستان! دختر رز توبه به مستوری کرد،
شد بر محتسب و کار به دستوری کرد،
آمد از پرده به مجلس ( عرقش پاک کنید!)
تا بگوید به حریفان که چرا دوری کرد.

جای ان است که در عقد وصالش گیرند
دختر مست چنان، کاین همه مستوری کرد!

مژدگانی بده ای دل، که دگر مطرب عشق
راه مستانه زد و چاره مخموری کرد.
بشکفت ار گل طبعم ز نسیمش، نه شگفت:
مرغ خوشخوان، طرب از برگ گل سوری کرد.

نه به هفت آب، که رنگش به صد آتش نرود
آنچه با خرقه زاهد می انگوری کرد!
حافظ، افتادگی از دست مده، زانکه حسود
عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد.

👆☹

برگ بی برگی نوشته:

پیام های جلال عزیز و گرامی و رضای بزرگوار این کهترین را بر آن داشت تا علیرغم اینکه واکنش و قضاوت از من ذهنی انسان بر می آید چند خطی را به عرض برسانم . با استدلال آقای جلال و استاد گرانقدر شان نتیجه میگیریم که اگر کسی بخواهد قرآن را درک کند نیز نیازمند آن است که هر آنچه کتب فلسفی و دینی در جهان از آغاز تا کنون نگارش شده است را بخواند و عمیقاً درک کند و پس از آن شاید قطره ای از این دریا را بتوان چشید و آیا گمان نمی رود که با این اوصاف سرخورده و نا امید شده عطایش را به لقایش ببخشد و احدی حتی فکر تحقیق در باره آیاتش را نکند ولی میدانیم چنین نیست و آیات قرآن علاوه بر اینکه معانی و تفسیرهای متفاوت را در بر میگیرد برای عموم مردم نیز قابل فهم بوده و هر کس فراخور حال خود از آن بهره میبرد از دانشمندانی مانند ابن عربی تا ابن سینا و مولانا و حلاج و حافظ و سعدی تا پیرزنی بیسواد در کنج روستایی دورافتاده و میدانیم حافظ که خود قرآن را از بر بوده آنهم با روایات یا تفسیرهای بسیار (چهارده روایت ) قطعاً آثار خود را تک بعدی خلق نمی کند و او که هرچه دارد از دولت قرآن دارد تمامی مخاطبین دور و نزدیک خود را در نظر دارد .کسی شاید برای رسیدن به مقصد نگاهی عرفانی به بیشتر غزلیات حافظ داشته باشد و شخصی نیز ممکن است از
ابیاتش عشق های زمینی را جستجو کند و رموز عاشقی بیاموزد و یا اینکه صرفاً جنبه های ادبی غزل او را به وجد آورد یا دیگری ضرب آهنگ شعر روح و روانش را تلطف کرده به آسمانها ببرد و هیچ یک از این اشخاص سزاوار سرزنش و ملامت نخواهند بود چرا که این غزلیات شالوده قرآنی داشته و جهان شمول میباشد و حتی اگر کسی می حافظ را همین می انگوری دانسته و از آن بهره برده و کام دلش بر آید چه جای شکوه و شکایت دارد و چه آسیبی به من سایرین خواهد زد ؟پس بیاییم یکدیگر را برتابیم و حافظ را صرفاً برای خود نخواهیم و به نظرات دیگران با دیده احترام نگریسته و به فراخور حال خود از این دریا بهره خود ببریم .
امید که زیاده گوییم را بر من ببخشید
موفق و پاینده باشید

👆☹

مهناز آذری نیا نوشته:

سلام . دوستان عزیز کلمه فارسی تنوین عربی نمیگیرد پس بجای خواهشا” (خواهش میکنم ) و بجای گاها” (گاهی ) بکار ببرید . ممنون .

👆☹

حمیدرصا نوشته:

رضا استاد گرامی سلام . خواستم بگم ممنون هستیم که با تفسیر های زیبا و ساده ای که مینویسی ما رو با اعجاز حافظ آشنا میکنی .

👆☹

پیشنهاد تصاویر مرتبط