ناتوان چشم تو تا میل به مخموری کرد
دل سرگشتهٔ من باز ز تن دوری کرد
ای خجل گشته ز روی تو زبان طبعم
که چرا نسبت رویت به گل سوری کرد
تا سر زلف تو چین یافت خطا کرد بسی
که به ملک دل من دعوی فغفوری کرد
تا دل من شود از شهد لبش شیرین کام
مدّتی بر در بستان تو زنبوری کرد
تا مگر درد دل او به سلیمان برد
سالها در کف پای غم تو موری کرد
گفتمش نرگس مست تو چرا رنجورست
گفت مخمور بسی روی به رنجوری کرد
گفت آخر ز چه گشتی تو چنین زار و نزار
گفتم ای جان و جهان بر همه مهجوری کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از جذابیت و تاثیر عمیق چشم و روی محبوب سخن میگوید که دل او را دچار چالشهای عاطفی کرده است. او احساس میکند که دلش به دلیل دوری از محبوبش سرگشته و آشفته شده، و در این حال، ذکر زیباییهای محبوب و عذابهای ناشی از فقدان او میکند. شاعر به نرگس مست محبوب اشاره میکند که به دلیل عشق و زیباییاش، دچار رنج و درد شده است و در نهایت، خود نیز در اثر جدایی و دوری، به حالتی زار و نزار درآمده است. این وضعیت نشاندهندهی پیچیدگیهای عاطفی و شور و حالی است که عشق میتواند به انسان ببخشد.
هوش مصنوعی: چشمان تو چنان ناتوان است که وقتی به شراب عشق مینگرد، دل بیتاب من را باز هم از تن دور میکند.
هوش مصنوعی: ای محبوب، زبان وجودم از دیدن زیبایی تو شرمنده و خجل است که چرا صورت تو را به گل سرخ تشبیه کرده است.
هوش مصنوعی: زمانی که موی تو در هم چین خورد، خطاهای زیادی رخ داد، زیرا دل من به خاطر زیباییات به تملک درآمد و مانند ملک طلق دعوی کرد.
هوش مصنوعی: من برای مدتی در کنار باغ تو مانند زنبوری میگردم تا دل من از شیرینی لب تو پر شود.
هوش مصنوعی: شاید او درد دلش را به سلیمان برساند، اما سالها در زیر پای غم تو مثل یک موری کوچک زندگی کرده است.
هوش مصنوعی: به او گفتم چرا نرگس زیبای تو غمگین و بیمار به نظر میرسد. او پاسخ داد که نشانههای زیادی از غم و رنج بر چهرهام وجود دارد، ولی این حالتی است که به خاطر خوشحالی و سرمستی من به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: سوال کرد که چرا اینقدر حالَت خراب و دلشکسته شدهای. من هم پاسخ دادم که تمام زندگیام تحت تأثیر دوری و غمِ فراق قرار گرفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد
شد سویِ محتسب و کار به دستوری کرد
آمد از پرده به مجلس عَرَقَش پاک کنید
تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد
مژدگانی بده ای دل که دگر مطربِ عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.