گنجور

حاشیه‌ها

مهسا زر در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

بنظر من معنای خدا را کمی با خدایا متفاوت است. 

خدا را به معنای برای خاطر خدا، نوعی سوگند است. که البته گاهی بجای خدایا هم می‌نشیند و حافظ از آن بسیار استفاده کرده است. مثل همین شعر بالا که تشخیص اصل واژه را سخت میکند، اما خللی در معنا ایجاد نمی‌کند؛ زمانی خدا را بجای خدایا می‌نشیند که حافظ خدا را قسم می‌دهد به خود خدا و اینگونه به خدایا هم تعبیر می‌شود.

اما در مثال زیر:

«خدا را داد من بستان از او ای شحنه‌ی مجلس

که می با دیگری خورده ست و با ما سر گران دارد»

یعنی بخاطر خدا داد من را از اون بستان، اما در این مثال خطاب قسم شحنه‌ی مجلس است.

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » بِسْمِ الله الرحْمنِ الرَّحِیمْ - رَبِّ تَّمِمْ بِالْخَیْرِ:

خداوندگار [مولانا] فرمود «در ...

سلام بر همراهان گنجور 

    قبل از این مبحث جناب مولانا تفاوت عالمان وابسته حکومتی وعالمان وارسته را بیان نمودند  سپس از حکایت نظر کردن رسول اکرم به اسیران جنگی غزوه بدر  سخن به میان آورده  وبه تفسیر آیه ۷۰ سوره انفال که در همین خصوص نازل گشته پرداخته  وسپس به جهت نصیحت کردن امیر پروانه  به زیرکی وفراست از تفسیر آیه  وارد مسایل سیاسی میگردد ،که ظاهرا در آن مقطع امیر پروانه با ایلخانان مغول در سرکوب مسلمانان شام ومصر همکاری داشته ، علی الظاهر  این موضوع یکی از مباحث مهم سیاسی آن دوره بوده  که امیر پروانه از سوی مولانا مورد  بازخواست ونکوهش قرار گرفته ، معین الدین سلیمان ابن علی مشهور به پروانه از بزرگان حکومت سلجوقیان ومعاصر جناب مولاناست  که دارای مقامات عالی حکومتی در دربار سلجوقیان است البته پروانه ربطی به فامیلی ایشان ندارد بلکه سمتی و منصبی والا در دربار سلاجقه روم بوده که در  عزل ونصبهای حکومتی وتصمیمات مهم لشکری وکشوری صاحب رای ونفوذ کافی بوده وبه عبارتی شاه بی تاج است ولیکن ناگفته نماند که ایشان نسبت به مشایخ زمان خود ارادت داشته وهموست که برای فخرالدین عراقی خانقاهی بنا نمود وبه اهل معرفت علاقه داشت  وجناب مولانا در مکتوبات بجا مانده از ایشان به امیر پروانه مشخص است که در رفع حوایج مردم وشفاعت خواهی ایشان ودفع تظلم از این ارتباط به نفع خلق ونه هرگز برای خود بهره میبرده نمونه آن نقل است که روزی امیر پروانه بدره‌ای زر در کاسه‌ای زرین در زیر دیس پلویی  بر سر سفره به مولانا پیشکش نموده که مورد عتاب واقع گردیده وبه وی فرموده که طعام حرام را در ظرف حرام پیش مردان خدا آورده‌ای ؟ شکر خدا که ما را از این کاسه‌ها وکیسه‌ها فراغت بخشیده اند واین شعر را سروده‌اند   به خدا میل ندارم نه به چرب ونه به شیرین /// نه بدان کیسه پر زر نه بدان کاسه زرین  ویا درجایی که امیر پروانه از مولانا طلب پندی نموده به او میگوید تو که قرآن واحادیث را بلدی وسخن خدا ورسول در تو نافع نیست پند من چه تاثیری خواهد داشت.  عالمان طماع علم را صرفا برای فخر فروشی ونزدیکی به صاحبان قدرت می‌آموزند ولی در مقابل عالمان وارسته از قید دنیای دون معرفت را برای خشنودی حضرت حق وطی درجات معنوی وخدمت به همنوعان آموخته وبکار میگیرند ودر این برهه از زمان که ما در آنیم جای این عالمان چه در بین مسلمانان وسایر ادیان در حل وفصل مناقشات بین ملل  خالی است ونقش بسیار محو وکمرنگی از ایشان میبینیم که جای تاسف است ونشانی از وارستگی ایشان در دست نیست .

لازم به ذکر است که در نهایت امیر پروانه بدلیل تبانی  نهانی با ملک ظاهر  شاهی از ممالیک مصر  ومتعاقب آن شکست مغولان در جنگ با مصریان توسط  آبا قاخان مغول دستگیر، شکنجه وبه وضع فجیج کشته  ونکته جالب که گوشت او توسط آباقا خان مغول (فرزند هلاکو خان) خورده شد . البته در جایی خواندم که غزل با مطلع    نگفتمت ن مرو آنجا که مبتلات کنند/// که سخت دست درازند بسته پات کنند    توسط مولانا برای این واقعه سروده شده که  احتمالا صحیح نمیباشد چرا که این اتفاق پس از وفات مولانا صورت گرفته است.

 

 در پناه حق ،شاد باشید

 

رضا جهانگیری در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:

حس میکنم یه جای کار جالب نیست. 

(همچون) کمی شعرو خراب کرده.

بهتر بود آخرش  چون کف دست باشه

به هر حال من شاعر نیستم

رضا جهانگیری در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:

باورم نمیشه که از ۱۶ سال پیش دوستان اینجا حاشیه گذاشتن. خدا عالمه الان کدام دوستان در قید حیات هستن. شاید زمانی که شما حاشیه من رو میخونی من نباشم. 

امروز ۷ تیر ۱۴۰۳ 

ایمان احمدپور در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

واقعا کیف کردم

سحر در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

🌹

بهار در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵ - نوایی:

گنجور عزیز جای تعجبه که اثر عثمان خوافی در بین ترانه‌ها نیست

Khishtan Kh در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » عارف نامه » بخش ۶:

ای فغان از حجب از حیای داف 

جامه ای پوشیده تا بالای ناف 

جای دامن کرده پا تنبانکی 

تا ببیند سمعن آن پاهای صاف

 

 

😅

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۸:

هر خفته‌ ی نهفته به کوهی ، پلنگ نیست

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۸:

تن دِه دلا به مرگ ، که زلف و رخ و  دهن،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵:

گر ناله ای به گوش رسد ، جز ز چنگ نیست

زهرا ... در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۰:

من فکر می‌کنم منظور از او پروردگار است و ویژگی هایی که مثل دست و بازو و ... نسبت داده شده آرایه ادبی است و فقط از انتهای عشق که عشق به خداست سخن گفته‌.

سحر در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۹ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:

🌹

Shoja . در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵ - اشک یتیم:

به به به به واقعاً زیبا و حیران کننده بود👏👏

فاطمه در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

میان عاشق و معشوق هیچ حاجب نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

قطره … در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۰ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

به نام خداوند بخشنده ی مهربان 

سلام ای جان بی برگ ،امیدوارم در صحت و سلامت کامل باشید و ایام همواره به کام دلتان باشد 

بنده ،امشب برای چندمین بار برگی از درخت زندگی ام فرو افتاد ! پیری که دستگیرم بوده و هست رها شد و بنده به ذکر استغفار اشک ریزان دلتنگی ام را به حق ابراز کردم و حضرت لطیف به فال حافظ با همین غزل فوق پاسخم دادند ،البته از کَرَم و رحمت بی انتهایشان! از آنجا که نه دانشم کافیست و نه جهدم وافی و نه چشم دل گشاده ای دارم ، به گنجور و حاشیه ها ی اغلب پربارش رجوع کرده و جالب است که مثله همیشه حاشیه نگاری شما پاسخ کاملی بر تمام مبهمات ذهن کوته مانده ی بنده بود و جالب تر آنکه خدای مهربان یکتایمان چهار سال و دو ماه قبل مرحم دل رنج دیده و چشم گریانم را به قلم پر برکت شما تدبیر نموده و بر بنده منت نهاده بود ،الله اکبر ،الله اکبر،سبحان الله 

برادر یا خواهر عزیزم لطفا به مدد حضرت حق به نگاشتنت ادامه بده ، که تشنگان بی آب چون بنده بسیارند !

سامیه در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۱ در پاسخ به مسعود کلانتری دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۲ - حکایت:

چرا فکر می کنید کنایه زده باشه نظامیه بغداد تا قبل از مغول ها مثل دانشگاه نخبگان بوده 

علی احمدی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴:

گمان می‌رود که بیت سوم به این گونه درست باشد:

جان خواست از من بی‌بها حالی ز تن کردم جدا

منت پذیرم کاین قضا از من به یک جان بگذرد

 

و بیت هفتم نیز بدین گونه ویرایش شود:

دردم فزود آن تنگ‌خو زان زلف و زان روی نکو

امیرعلی داودپور در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

حاشیه بسیار بر این غزل نوشته اند که جمله در باب صرف و نحو است.

کسی نمیپرسد که رنجی که حافظ گرامی در باب عشق و در سلوک منزلها کشیده و اصولا منزلهایی که پیموده است چیست، پیرمغان کیست؟ تاب جعد چه کسی خون در دلها می اندازد؟ آیا منظور جناب حافظ شراکت عشق خویش با دیگران است؟ 

در انتها باید گفت، مقدمه دیوان حافظ، مشق مسیر معرفتست . 

فرهود در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۷ - گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد:

سوم کژ ترازوی ناراست خوی ز فعل بدش هرچه دانی بگوی

حکایت بعد یعنی حکایت ۱۸

درباره یک بقال کژ ترازوست.

 

۱
۶۵۳
۶۵۴
۶۵۵
۶۵۶
۶۵۷
۵۷۲۸