سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ افسر کرمانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۸:
بر پای ، گِران بَندیش ، زین سلسله محکم زن
محمدعلی قاسمی فلاورجانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۲ - در ذکر وفات سلطان محمود و رثاء آن پادشاه گوید:
این چکامه، با اینکه در رثای یکی از سفاکترین سلاطین تاریخ ایران بوده، اما بازتابدهندهٔ غم و اندوه فراوانی است که با مرگ یک حاکم، (هر چند بد) بر یک جامعه چیره شده و آنها را در بهت و حیرت فرومیبرد. بیرحمانه این حقیقت را در متن وقایع تاریخ گوشزد میکند، که حاکمان با تمام شکوه و صولت و بارگاه خود نیز از سرپنجهٔ شاهین قضا و فروبردن آب اجل در امان نیستند، چه رسد به عوام الناس که تمنیات آن قشر را ندارند و روی در نقاب خاک میکشند.
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۷:
آتش ز رخِ دلکش ، بر نیّرِ اعظم زن
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۷:
با قطره چه آویزی ، رُو پهلو ؛ بَر یَم زن
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۷:
مطرب ز نِی و بربط ، گه زیر و گهی بم زن
همایون در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۳:
کار سترگ جلالدین همانا به هستی آوردن عشق است، عشق گم و گنگ آسمان به زمین می آید و عاشق اینگونه خود معشوق میشود این کاری از تبار جمشید و فره جمشیدی است، برترین شاه در فرهنگ ایران
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
امّید ، که بر خیلِ غمَش دست بیابد ،
فریدون قاسمی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۹۶:
"باز" در ابتدای مصراع اول بیت آخر اشتباهه "با هیچکس انکار نداریم چو خواجو" درسته. لطفا اصلاح بفرمایید.
مژده مومنی فراهانی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
مخلب. [ م ِ ل َ ] ( ع اِ ) داس بی دندانه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از مقدمة الادب زمخشری ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || چنگال جوارح دد باشد یا مرغ یا به معنی چنگال مرغان جوارح است و چنگال غیر جوارح را ظفرگویند. ج ، مخالب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). چنگال مرغ شکاری و چنگال شیر. ( غیاث ). چنگال درنده ها. پنجه شیر. چنگال مرغ. ( مقدمة الادب زمخشری ). چنگال حیوانات درنده و همه پرندگان. ( از اقرب الموارد ). چنگال جوارح خواه دد باشد و یا مرغ. ( ناظم الاطباء ) :
فرخی.
کمینه مرغی کز باغ او به دشت شود
ز چنگ باز به منقار برکشد مخلب.باز گیری به تیغ روز شکار
فرخی.
گرگ را شاخ و شیر را مخلب.بسان مخلب عنقا پدید شد ز افق
منوچهری.
و یا چو ابروی زال از نشیمن عنقا.چو باز را بکند بازدار مخلب و پر
سوزنی.
به روز صید بر او کبک راه گیرد و چال.
شاه سار ( از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 328 ).
جان ایشان از چنگال هلاک و مخلب احتناک بستدند.( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 331 ).
گر سایه همای درافتد به دشمنانت
چون مخلب عقاب اجل باد جان ربای.چون دل عطار باز عشق در مخلب گرفت
از دل گرمش عجب نبود اگر مخلب بسوخت.
کیان منصوری در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
منظور شاعر عشق به خدواند است
سُنباد در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۹:
درود بر جناب چاووشی که ما نسل جوان رو با این گنجینه ها آشنا کردند
ر.غ در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۹۷:
با سلام لطفا اشتباهات را درست کنید با توجه به ویرایش بالا
ر.غ در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۹۷:
زاهد اگر نمیخورد اندر سه ماه می
قلّاش فارغ است بیار از پگاه می
ما تشنه و زمانهی بی آب تافته
حکمِ ضرورت است نباشد گناه می
شادیِ جانِ اهلِ دلی گر سفیده دم
بر جانِ ما کنی قدحی سر سیاه می
افتادهی خمار چو افتاده مرده را
خواهد که باز زنده شود گو بخواه می
انگور هم چو مریمِ دوشیزه حامله است
عیسی بود هر آینه بی اشتباه می
می بر حشیشخواره حرام است و از قیاس
کون خری دهد به حریصِ گیاه می
انکار میکنند که کم کن مداومت
بر من که عاقبت ببرد آبِ جاه می
ما نام و ننگِ دنیی و دین ترک کردهایم
غم نیست گو مدار مراتب نگاه می
در ما نگیرد آتشِ توبه مدم که خود
میخواره برکشد به دم از قعرِ چاه می
سلطان برّ و بحر به هنگامِ احتیاج
حاصل کند به رهنِ قبا و کلاه می
بفروختیم هر دو جهان را به جرعهای
اینک من و نزاری و آنک گواه می
نیک گلشن در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
در بیت دهم
معنی برای من مبهمه
ولی سرچ کردم درباره کلمه «باشه»
باشه بمعنی پرنده باز، یا قرقی، بکار میره ، و یا فقط جنس ماده پرنده قرقی،
باشه برای شکار تربیت میشه ، شکارش کبوتر و سار وتیهو و....ست
بنظرم در این بیت پرنده هد هد و باشه (= باز) رو مقایسه میکنه. ولی معنی« از راه مبر»؟؟؟؟
موسی فخرآبادی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ نجمالدین رازی » رسالهٔ عشق و عقل (معیار الصدق فی مصداق العشق) » بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم:
سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما دست اندرکاران گنجور
و سپاس از,شما که گنج ارزشمند گنجور را در اختیار مخاطبین قرار دادید
از خواندن رساله شیخ نجم الدین رازی در حد درک و فهم ناقص خودم بسیار لذت بردم
من این رساله را ازwww.iranseda.ir ایران صدا (کتاب گویای ایران صدا) نیز چندین بار گوش کردم
به نظرم متن درج شده در گنجور به نسبت آن ناقص میباشد و جاهایی نیز کلمات به اشتباه به کار برده شده اند
کاش افراد توانمند چه از مخاطبین عزیز گنجور چه عوامل محترم گنجور این رساله ارزشمند را بازنگری و ویرایش بفرمایند.
موسی فخرآبادی
سایه ی هیچ در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۶:
با سلام و احترام به آقای امیر آدینه لو و دیگر اندیشه ورزان
درست است که انسان به قوه عقل از سایر موجودات برتر است.
ولی دانته در کتاب کمدی الهی راه بهشت را به پیروی از عشق طی می کند و راه جهنم را به پیروی از عقل.
علامه جعفری می فرمایند.
از پیروی عقل به جایی نرسیدیم
پیچیده تر از راه بود راهبر ما
اگر مراد از وحی در یادداشت آقای امیر ، همان عشق باشد
(عشق الهی) می تواند انسان شوریده را به سر منزل مقصود برساند. عقل به تنهایی کافی نیست و اشتباه می کند ولی عشق از دل بر می خیزد و اشتباه نمی کند.
با احترام جواد زارعی از تبریز
علی کارجو در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۴۸ در پاسخ به حلاج دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۸:
«حلاج» خواهش میکنم برو و به کار خداشناسیات بپرداز و با گفتارهای ناسنجیدهات اینهمه ما را بیهوده مخندان. اگرچه گفتارت را سراسر شوخی میگیرم و سودی بر آن برنمیشمرم ولیکن بدان پاسخ میدهم؛ چراکه انگیزهام از پاسخگویی هراسی است از که از نابخردان در دل دارم. میهراسم از اینکه شاید برخی از آنان، سخنانت را بخوانند و آن را نیکو بدانند. پس ناگزیرم که با تندی به پاسخ گفتههای بیارزشت بپردازم.
نخستین سخن این است که بزرگان جهان همگی در برابر بزرگی چامهسرایان پارسی، زبان درکشیدهاند و سر فرود آوردهاند و به ناتوانی زبانشان در آشکاراندن اندیشههای ژرف خستواند. اکنون بگو تو در برابر ایشان کیستی؟ دودیگر اینکه مگر خدای دوچشم را از تو گرفتهاست که اینهمه نوشتههای اندیشمندان خاور و باختر، دربارهی دانش و هنر ایرانیان را نمیبینی. اگر خدای نگونبختانی چون تو را آنچنان کوردل ساخته که به ستیز با فرهنگ خود برخاستهاند، ایشان را به روشنایی خرد راهنمایی نمودهاست.
آری، به پسین پیامبران و خدای خردمند، دلیر و مهربانش سوگند که فرمود: هرکس که میهنش را دوست ندارد، از رستهی پیروان من نیست. آری، کژاندیشان و ناپاکدینانی چون تو نباید هم تاجوری ایرانیان به مردمان درویش دیگر سرزمینها ببینند. درویش نه خدای ناخواسته به چَم تهیدست - که اگر اینگونه به داوری مردمان سرزمینهای دیگر بنشینم، هرآینه باید بر روازادگیام دودل شوم - درویش در چنبرهی واژگان من به چَم مردمان بیفرهنگی است که برای نمونه در خیابانها پیشاب میکنند.
اندکی به گفتههای بیشرمانهات بیندیش تا بدانی که سرچشمهی این یاوههایت که در نزد هیچ خردمندی جایگاهی ندارد، از نادانی و نخواندن نوشتههای بزرگان سرزمینهای دیگر است.
داراب لایقی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی طلب » حکایت سجده نکردن ابلیس بر آدم:
سلام
مولوی در دفتر دوم مثنوی در خواب بودن معاویه و بیدار کردن وی برای نماز توسط شیطان را بسیار زیبا و دلنشین توضیح داده.
عشقبازی ابلیس با حضرت حق تعالی
عرفای بنام ما به ابلیس از دریچه ای متفاوت می نگریستند.
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲۸:
کِسوتِ فقر ، اگر زیبِ بَر و دوش کنی
سید حسین اخوان بهابادی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۴۱ در پاسخ به بهروز دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۴ - حکایت: