دی صبا قصهٔ آن کاکل پیچان می کرد
جمع می کرد دل خلق و پریشان می کرد
نگهش هر دل آشفته که می برد از راه
می گرفتش خم زلف از ره و پنهان می کرد
سخت مشکل شده از دست خرد، کار مرا
کو می صاف که می آمد و آسان می کرد؟
سخن از معجزهٔ آن لب خندان چه کنم
سنگ را بی سخن آن لعل بدخشان می کرد
هر شمیمی که نسیم از ره او می آورد
می گرفتش گل و در چاک گریبان می کرد
در خرابات مغان هم دگر آن باده نماند
که دو جامش به صفت جانور انسان می کرد
خم نشین گشته فلاطون ز مسیحا پرسید
هر که دردِ ابدی داشت چه درمان می کرد
موج زد خاطر بحر و به نظر زود آمد
ورنه چشم گهرافشان تو طوفان می کرد
قابل فیض نبودیم سعیدا در اصل
لیکن آن مبدأ فیض از کرم احسان می کرد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای محبوبی میپردازد که با هر نگاهی دلها را تسخیر میکند و با زلفی خمیده، آشفتهحالی را به وجود میآورد. او از تاثیر آن لب خندان بر دل و جان انسان صحبت میکند و معجزهای که از آن ناشی میشود را ستایش میکند. در عین حال، به یاد میآورد که در دیوان مغان، بادهای وجود ندارد که مانند آن محبوب روح انسان را زنده کند. شاعر در انتها به ناتوانی خود در دستیابی به فیض الهی اشاره میکند و بر احسان و کرم بیپایان مبدأ فیض تأکید میورزد.
هوش مصنوعی: هواپیمای صبحگاهی داستان موهای فرفری او را تعریف میکرد و دل مردم را جمع و جور میکرد، در حالی که آنها را مختل و نگران میساخت.
هوش مصنوعی: او با یک نگاه آرامشبخش، دلهای پریشان را به خود جلب میکند و با خم زلفش، به طور پنهانی آنها را به سمت خود میکشاند.
هوش مصنوعی: کارم به قدری دشوار شده که حتی عقل و فکر هم نتوانسته کمکی کند. کجاست آن می خوش که همیشه بود و کارها را برایم آسان میکرد؟
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت لبخند آن شخص چه بگویم، که مانند معجزهای است و حتی سنگ را تحت تأثیر قرار میدهد. لبهای ظریف او توانستهاند بر دلها اثر بگذارند.
هوش مصنوعی: هر بویی که نسیم از طرف او میآورد، گلها آن را میگرفتند و در چاک لباس خود میکردند.
هوش مصنوعی: در میخانههای مغان دیگر از آن شراب خبری نیست که دو جامش انسان را به مانند جانور تبدیل کند.
هوش مصنوعی: خم نشین (نشسته) و در حال تفکر است و از مسیحا میپرسد کسانی که درد دائمی دارند، چه راه حلی پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: دل دریا به تلاطم افتاد و به نظر سریع میرسد، اما اگر نبود آن چشم گرانبها، طوفانی به پا میکرد.
هوش مصنوعی: ما در اصل شایسته دریافت نعمت نبودیم، اما آن منبع بخشش به لطف و مهربانی خود به ما نیکی میکرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش در طرف چمن بلبلی افغان میکرد
ناله در حلقه مرغان خوشالحان میکرد
بود در وصل ندانم ز چه رو مینالید
غالبا همچو من اندیشه هجران میکرد
کشتیم را که رهانید تو کل زین بحر
[...]
دلم از زمزمه عشق پریشان میکرد
مرغ بیبال و پری یاد گلستان میکرد
گرچه میداد لب تلخ عتابش، زهرم
دل تسلّی به شکرخندهٔ پنهان میکرد
رخنهٔ دام، به رویم در فیضی میبود
[...]
نرخ یک بوسه گر آن لعل به صدجان میکرد
مشتری فکر خریداریاش آسان میکرد
تلخ کام از لب شیرین بتی جان دادم
که به یک خنده جهان را شکرستان میکرد
همه جعمیت عشاق پریشان میشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.