مجید کاظم زاده در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۳:
واقعا زیباست
برگ بی برگی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۰۰ در پاسخ به ستاره نجفیان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
درود بر شما، دقیقاََ و بوضوح چهار بیتِ نخست در مدحِ احمد آمده است و بیتِ پایانی در بارهٔ شفاعتش تا با عنایتِ آن خسرو درد و غصههای فراق پایان پذیرد.
افسانه انصاری در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۱:
موسیقی این شعر بی اندازه شگفت انگیز است.
بیدل، یغمای جندقی، مشتاق اصفهانی و حزین لاهیجی هم این موسیقی را پس از جامی در غزل های خود بکار گرفته اند ولی موسیقی این غزل فرا تر از همه ی آنهاست!
صبور ادیب زاده در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ عطار » الهی نامه » آغاز کتاب » در نعت سید المرسلین صلی اللّه علیه و سلم:
مصراع اول بیت اول یک «ی» بعد از گو می خواهد؛
«ثنائی گوی بر ارباب بینش»
چرا که از لحاظ خوانش و وزنی مشکل پیدا میکنه و سکته در خوانش ایجاد میشه لطفاً اصلاح شود
بیت دوم، مصراع دوم، پیغامبر باید شود «پیغمبر»
«گزین و مهتر پیغمبرانست»
در بیت ۲۶ هم اشکال وزنی وجود دارد، در حقیقت باید به این شکل علامت گذاری شود:
«حقیقت وَاصْل دو جهان تو باشی» که در این حالت هم باز مشکل وزنی دارد و روی «دو» به هر حال سکته دارد.
توکل در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۷ در پاسخ به صفا دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۴۲ - حب الوطن:
همان بیشش درست است . امروز هم زیاد به کار برده میشه که ضامن صلح ، اسلحه و گلوله توپ است یعنی برای صلح و اینکه کسی جرئت نکنه بهت حمله کند باید قدرتمند باشی .یکی از معانی جوهر ، الماس است .ضمنا اصطلاح نیش جوهر چندان قشنگ نمی نماید و از زیبایی بیت می کاهد دریغ که مرحوم بهار چنین بسراید .همچنین در دو بیت بعدی به خصوص در مصراع «مقتدر شو تا ز صاحب قدرتان ایمن شوی » شاعر تأکید میکند که شاهنشاه و مملکت باید قدرتمند باشد تا صلح برقرار باشد کسی جرئت حمله پیدا نکند
مهات در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
برای دریافت این سروده باید با زمینهی اندیشار حافظ مهرآئین و «رازهای میترآئی» آشنا بود.
بر دلم گرد ستمهاست خدایا مپسند که مکدر شود آیینه مهرآیینم
حافظ خود این کلید را در «سخن پیر مغان» داده است. و ما میدانیم
از آن به دیرِ مغانم عزیز میدارند که آتشی که نمیرد همیشه در دلِ ماست
واین همان آتش است که در بند نخست این سروده آمده است.
من که از آتشِ دل چون خُمِ مِی در جوشم مُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم
مُهر بر لب زده نشان از رازهای سربه مهرمیترائی است و همه چیز در «عشق » خلاصه میشود « مهر» را تنها در عشق میتوان دید
از آستانِ پیرِ مغان، سر چرا کشیم؟ دولت در آن سرا و گشایش در آن در است
یک قِصّه بیش نیست غمِ عشق، وین عجب کز هر زبان که میشنوم، نامکرّر است
در آئین مهرهمه باورها و کبشها پذیرفتنی و افسانههائی از «عشق» برای رسیدن به «دلدار» میباشند.
جنگ هفتاد دوملت همه را عذربنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
این همان «عشق» در بند آخر این سروده است :
گر از این دست زَنَد مُطربِ مجلس رَهِ عشق شعرِ حافظ بِبَرَد وقتِ سماع از هوشم
این عشق همان است که در روز ازل با پرتو حسن «دلدار» پیداشد و «آدم» و «حوا» با آن روبروشدند:
در ازل پرتوِ حُسنت ز تجلی دَم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوهای کرد رُخَت دید مَلَک عشق نداشت عینِ آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
مدعی خواست که آید به تماشاگَهِ راز دست غیب آمد و بر سینهٔ نامحرم زد
این تماشاگه راز میترائی را استادم گیتی نوین بر من برگشود . و به من نشان داد که چرا «آدم» روضه رضوان را از برای «آتش» این «عشق» به دوگندم بفروخت و چرا ناخلف باشم اگرمن به جوئی نفروشم . و به یادداشته باشیم که «ملک جهان» خود در برابر «روضه رضوان» به پشیزی نمیارزد چون :
نقدِ بازارِ جهان بِنگر و آزارِ جهان گرشما را نه بس این سود و زیان ما را بس
پس به انجام اوست که میگوید :
از درِ خویش خدایا به بهشتم مَفرست که سرِکویِ تو از کون و مکان ما را بس
وحید نجف آبادی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۶:
سلام
شعر باید با دل خوانده شود نه عقل و منطق
اگر جوشش دل نداریم اظهار فضل نکنیم
در آن زمان که کند عقل عاقبت بینی
بخندد عشق ز مستی که هرچه بادا باد
بهار بیک در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۲:
درودها به دوستان! تحشیه ها بسیار روشنگر بودند ! سپاسگزارهمگی هستم ! همچنان در درک مصرع «گویم ترشم دلت بماند » اشکال دارم .
شهباز در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۹:
در بیت اول میبینیم که از دنیا شکایت دارد که انسان ها را میکشد اما این کشتن از برای این است که انها را به خود وابسته میسازد و انسان های وابسته به دنیا دیگر زندگانی اصلی را نخواهند دید و تنها بدین دنیای فانی دل خواهند بست، دیگر به فکر آخرت خود نیستند و این دو روز سیاه را میبینند، اینگونه دنیا انسان ها را میکشد وگرنه که وقتی انسانی میمیرد در اصل زنده خواهد شد.
در بیت دوم میگوید یک نفر از این انسان ها وقتی انسان دیگری روحش از جانش خارج میشود و در اصطلاح از این دنیا میرود و میمرد نمیگوید که فلانی در اصل زنده شد و به جایی بهتر از اینجا میرود، و همه میگویند فلان ابن فلان مرد یعنی در اصل فنا شد و به دیار باقی نپیوست.
منظور و مفهوم اصلی این است که این دنیا فانی است و عجوزه، که انسان ها را در دام خود می افکند و دنیای دیگری نیز وجود دارد که باقی است و بی غش.
حسام بی گاه در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
درود به همه، سپاس بابت تارنمای خوب گنجور و عزیزانی که زحمت آوایش را می کشند.
دو نکته:
1-وی مهرهٔ امّیدِ مرا زخمِ زمانه
در ششدرِ عشقِ تو فروبسته گذرها
به نظرم در این بیت همانطور که علامت گذاری شده باید خواند امید ِ مرا ...
2-
در بیت آخر هم اگر طبق نسخه "بی خبری" می خوانیم به نظرم باید توجه داشت که با وجود اینکه وزن به ما می گوید بی خبری انتهایش ساکن باید باشد اما در معنا "بی خبری ِ او" هست، لذا لحن باید مطابق این معنا باشد.
محمدرضا مدد در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۷۸ - ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی:
سلام.منظور از اگر از ترکستان تا بدر شام کسی را خاری در انگشت شود....چیست؟منظور عرفانی چیست؟
زهیر در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۸۴۰:
به نظر میاد این شعر استقبال غزل ۳۷۴ دیوان حافظ است. ✔️
بابک بامداد مهر در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:
به طور قطع حافظ نمی گوید دلا ز رنج حسودان مرنج و...
دلا ز طعن حسودان مرنج و واثق باش که بد به خاطر امیدوار ما نرسد
درود بر یاد ونام خانلری خوش فکر
پروانه اسماعیل زاده در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۶ در پاسخ به دانیال دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴:
پوشه اشتباه تایپی است. درست آن "بوسه" است.
چاک هم اسم صوت است.
یعنی بوسه صدادار
پروانه اسماعیل زاده در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۹ در پاسخ به Amir Kavan دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴:
ار همان اره است. در بیتی که دوستان شاهد آورده اند اشاره به دو نیم شدن جمشید با اره به دست ضحاک دارد.
در متون زرتشتی و یا روایات شفاهی هم به اره به دو نیم شدن جمشید را داریم.
مهدی دانش در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۹ در پاسخ به نگار دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
سلام. من فکر میکنم در فهم این بیت باید به صفت «آبدار» بودن گوهر و لعل و ... که رخشان و رقیق بودن ظاهری گوهر را توصیف میکند و در ادبیات ما فراوان بدان اشاره شده توجه داشت. صائب عزیز میگوید همانگونه که آبدار بودن گوهر با لرزیدن آن زایل نمیشود و بخشی از ذات گوهر است، پیمانه نیز بخشی از دست من است، و چیزی نیست که رعشه بخواهد بین من و او فاصلهای بیاندازد.
م دهقان در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴:
این غزل سروده شاعر و مترجم معاصر خانم دکتر مهستی بحرینی است. در بیت آخر و تخلص شاعر نیز دستکاری جزئی صورت گرفته و اصل آن چنین است:
همدمی دلسوز تا نبود مَهَستی را چو شمع
خود بباید اشک ریزد در عزای خویشتن
Ya Emam MAHDI . در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۹ در پاسخ به Anita ariyan دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۰:
روح بلند حضرت خواجه حافظ عزیز ، غرق در رحمت الهی
سیدزانیار شهیدی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
عجبا که شعری به این شیوای را درست تفسیر نمیکنید ! حال هوای عرفا و شعرامون که معلومه و از دید اونها بنگری میدونی داره با کی لاس میزنه !
همشون دنبال عشق آسمانی و ماورایی بودن ،یکی پی خدا و... بعد وصال هم بسته خودشون پی یکی از ما بهتران یا پی ... این نیمه گمشده کار میده دستتون اگر دنبالش برید ! جناب حافظ یه جای دیگه که عصبانی شده میگه این عجوز عروس هزار داماد است !!! خلاصه به مودشون هم بستگی داره که چی میگن !!! این نظر شخصی و از دید من شیخ اجل شاه سخنوران بهترین گزینه برای زندگیتون .
بشنو پند و مکن قصد دل آزرده خویش
ور نه بسیار پشیمان شوی از کرده خویش
راهنما_ اریس در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۶ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳: