گنجور

حاشیه‌ها

نیما در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۲ در پاسخ به صنم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:

چه جالب، نرگس هم میشد بذارن. ولی پسر بودی غلام یا صمد میشدی :))

هو الحق در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۱ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک:

درود بر شما کاملا درست فرمودین 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:

صد گل شکفد زشعر سعدی

بس نغمه برآید از گل من

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۴:

نشنید کسی چوشعر سعدی

شعروسخن خوش، خوش آهنگ

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵:

روز ازل به عشق چوسعدی گشود لب

شاعر چواوندیده جهان تا به رستخیز

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴:

به مانند کلام ناب سعدی

نمی گوید کسی شیرین وجانسوز

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳:

کلام دیگران شام زمستان

کلامت سعدیا صبحست ونوروز

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲:

گرفت جمله عالم زگفته اش سعدی

بیا بگیر دلش را زدل ربایی باز

 

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:

سعدی اندر سخنوری گردید

سرور وبی شریک وبی انباز

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲:

در اوج فصاحت وملاحت به هرزمان

سعدی خوش سخن شکر بار بنگرید

مبارکه عابدپور در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۶۲:

ترب به معنی پرورش یا غذا دادن کودک هست

aseman در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

بسیار عالی ممنون از گنجور 

مبارکه عابدپور در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۶۲:

امروز تغار (مرکن) خواهندگی پیش تو می گیرد و به‌اندازه‌ خوراک دو مرد (چهاردستی) از تو آذوقه می‌خواهد و فردا که طلب خود را بخواهی، چیزی نمی دهد و خواهد گفت: از اینجا رفع زحت کن و برو. نکته : عده ای تَرب را تُرُب معنی کرده اند و می گویند " و فردا که طلب خود را بخواهی، خواهد گفت: تربی از این زمین برکن و بابت طلب خود بردار."

صدیقه کامور در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۹ - نامه نوشتن موبد نزد شهرو و فریفتن به مال:

در ابیات۷۵و۷۶ کلمه درست بره است و بزه اشتباه است

مبارکه عابدپور در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۸ در پاسخ به م. یوسفپور دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۶۲:

فرض خدا گزاردن  مثل نماز گزاردن  با ز درست هست  

مبارکه عابدپور در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۶:

 

عقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد عاجز با زن گُربز.

در خرمی بر سرایی ببند/که بانگ زن از  وی برآیدبلند

 رای بی‌قوّت مکر و فسون است و قوّت بی‌رای جهل و جنون.

تمیز باید و تدبیر و عقل و آن‌گه مُلک

که مُلک و دولتِ نادان سلاح جنگ خداست  

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۲:

سعدی به هزار شهر شعرت

زیبد که تو را هزار گویم

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

ای دهر توبا وجود سعدی

کم گوی گل وبهار دارم

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳:

شعر شیرین توسعدی تا فلک بشنید گفت

این که شیرین تربوداز شهد وحلوا وشکر

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

شعر سعدی ازلطیفی سخن

از زمین بگذشت ثریا می رود

کس نداند غایت اشعار او

بی نهایت سوی بالا می رود

از درون جان برآمد گفته اش

لاجرم در جان دلها می رود

۱
۵۱۲
۵۱۳
۵۱۴
۵۱۵
۵۱۶
۵۷۲۵