گنجور

حاشیه‌ها

گفتا من آن ترنجم در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۹ در پاسخ به کورش ایرانی اصل دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:

ابن ابیات بسیار زیبا هستند ولی متعلق به این شعر نیستند هرچند خواندنشون خالی از لطف نبود.

 

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ شمس مغربی » فهلویات » شمارهٔ ۱۴:

«اَشن» (ashn) در پهلوی به معنی عشق است.

<A concise Pahlavi Dictionary, D. N. Mackenzie,1971, London>

بهار در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۱ - قاعدهٔ تفکر در آفاق:

کلام حقّ همی ناطق بدین است که ...

به پیشنهاد دکتر الهی قمشه ای از آنجا که این بیت اشاره به آیه قرآن دارد، عبارت «ظن الذین» در بیت دوم به جای «ضعف الیقین» درست تر است. 

امین مروتی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

 

شرح غزل شمارهٔ ۱۰۸۵(خُنُک آن قماربازی)

فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

 

محمدامین مروتی

 

خطاب مولانا در این غزل، به کسی است که در زندگی اش، همه کاری کرده مثلاً ثروت اندوخته، مشهور شده، کتاب نوشته، عالم شده، مدرک گرفته، خانواده خوب دارد و الخ. الّا این که از مهمترین کار عالم که برای آن آفریده شده غافل بوده یعنی از عشق باختن و شناخت خویشتن و ساختن خویشتن از طریق سیر و سلوک.

 

همه صیدها بکردی، هله، میر! بار دیگر

سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر

می گوید همه چیز به دست آورده ای الّا یک چیز که از همه مهمتر است.

 

همه غوطه‌ها بخوردی، همه کارها بکردی

منشین ز پای˚ یک دم، که بماند کار دیگر

به هر دری زدی ولی در اصلی را نزدی.

 

همه نقدها شمردی، به وکیل‌در سپردی

بِشِنو از این محاسب، عدد و شمار دیگر

مال و پولی را که درآوردی شمردی و به حسابدارت دادی. اما من هم که اهل حساب و کتابم، به تو می گویم یک حساب و کتاب دیگر مانده است.

 

تو بسی سمن‌بران را به کنار درگرفتی

نفسی کنار بگشا، بنگر کنار دیگر

زیبارویان زیادی را در آغوش گرفتی. یک دم تنها بمان و به آن سوی این لذات بنگر که لذات معنوی را هم دریابی.

 

خُنُک آن قماربازی که بباخت آ‌نچه بودش

بِنَماند هیچش اِلّا هوس قمار دیگر

خوش به حال قماربازی که هر چه را که داشت، بر سر عشق خود نهاد و باز هوس این قمار در دلش بود. منظور مولانا قماری عاشقانه است که با طیب خاطر و در ازای عشق و عاشقی، همه چیزت را بدهی و فدا کنی.

 

تو به مرگ و زندگانی هله، تا جز او ندانی

نه چو روسپی که هر شب، کشد او به یار دیگر

یادت باشد که مرگ و زندگی ات را فقط از خدا بدانی و مانند روسپیان هر شب به کسی دل نبندی. یعنی معشوق یکی است و باید یکی باشد.

 

نظرش به سوی هر کس، به‌مثال چشم نرگس

بُوَدش ز هر حریفی، طرب و خمار دیگر

معشوق مانند گل نرگس است که به هر کس که نظر می کند، دو چندان شاد و خمار و زیبا می شود.

 

همه عمر خوار باشد، چو برِ دو یار باشد

هله، تا تو رو نیاری سوی پشت‌دار دیگر

کسی که دو معشوق داشته باشد، خوار می شود. پس مواظب باش، جز به خدا پشتگرم نباشی.

 

که اگر بتان چنین‌اند، ز شه تو خوشه چینند

نَبُدست مرغ جان را، به جز او مطار دیگر

زیبایی همۀ بتان همه از معشوق واحد و احد یعنی خداست که معشوق تو اوست. مرغ جان انسان جز خداوند، مطاری ندارد. مطار یعنی محل پرواز و فرودگاه.

 

20 دی 1403

سام در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

دلا بسوز که سوز تو‌ کارها بکند.

یعنی اگر استاد شهریار به عشقش میرسید این غزل آفریده میشد؟

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱:

زهر شعر توای سعدی هنر خیزد شکر ریزد

ازین رو بر در کویت نشمین کرده دلداران

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:

توای سعدی بهار حسن باشی

نباشد همچو تو در خوش نگاران

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:

سعدی دبیر گیتی در دفتر حسابش

نامت نوشته آورد برصدر خوش نگاران

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

پری ار به پیش سعدی سخن از کمال گوید

عجب از کلامت آید بگزد لبش به دندان

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۸:

ز شعرت سعدیا شاهد در آواز

درید از شعر تو زاهد گریبان

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۷:

دنیا بکند به گل گلان را

سعدی بکند به دل گل افشان

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵:

برد سعدی از کلامش درد وآه واشک وغم

برد یکجا عقل وصبر وهوش وتقوی روی تو

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

سعدی  خوش  سخن   کنون چو رستم آی 

 که  من غرقه خون چون سیاوشم بی تو

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۳:

می کنی سعدی کلام عشق شیرین وبلند

عشق باید تا قیامت سر نهد برپای تو

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۲:

مرده به رقص آید ازگفته سعدی از طرب

معجز عیسوی  بود در سخن وگلوی او

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱:

سعدی ودلدار را شبه نبیند خیال

حسن دل انگیز این  شعر دل آویز او

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:

سعدی چو  شعر ز مقامات عشق خواند

دست خیال کجا رسد به کلام بلند او

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۹:

سخن گوید چوسعدی جمله گویند

سخن  گفتن  نمی باشد که جادو

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۲:

سعدی چرا مالک ملک سخن بگشت؟

گوید زفهم ودانش واوج هنر سخن

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:

در آن زمان که سعدی نبوددر عالم 

کلام عشق کجابود ؟ چگونه آوردن ؟

۱
۵۰۰
۵۰۱
۵۰۲
۵۰۳
۵۰۴
۵۷۹۰