گنجور

حاشیه‌گذاری‌های فرهود

فرهود

تاریخ پیوستن: ۱۸م شهریور ۱۴۰۲

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۳۵۲

ویرایش‌های تأیید شده:

۴٬۷۱۵

ترانه‌های مرتبط تأیید شده:

۷


فرهود در ‫۱۲ روز قبل، سه‌شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۰۷ در پاسخ به محمدمهدی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:

ظاهرا مدیر این وبسایت اینکار رو کرده که روی اعصاب مخاطبین وبسایت راه بره که مجبور شوند در گذاشتن برگردان‌ها و خلاصه‌های روان، بیشتر فعالیت کنند؛

غافل از اینکه این‌کار ایشان تاثیر برعکس گذاشت به عنوان نمونه خود بنده که در برگردان‌ها قبلا زیاد فعالیت می‌کردم بعد از دیدن این همه حجم از معنی غلط هوش‌مصنوعی به‌خودم گفتم چرا چیزی بنویسم که مثل «سوزن در کاهدان» در میان این همه ترجمه‌های غلط و بعضا درست بی‌روح و بی‌مزه گم شود؟

بنابراین از همکاری در نوشتن معنی‌های روان دلسرد شدم و الان مدت‌هاست که نمی‌نویسم.

فرهود در ‫۲۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۴ در پاسخ به محمود زارعی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:

درود،

«منزل» و «راه» در اینجا اصطلاحات مسافرتی قدیم هستند.

منزل به توقف‌های طولانی‌تر که شب را می‌مانده‌اند مثلا در کاروانسراها گفته می‌شده و راه ظاهرا مقداری از سفر که بعدش یک استراحت کوتاه می‌کرده‌اند

دوراهه منزل یعنی مسیر کوتاه مثل اینکه امروز بعضا میگن دو کورس

کنایه است یعنی یک سفر خیلی کوتاه که منظور زندگی است در اینجا.

 

فرهود در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۲ - فرستادن خسرو شاپور را به طلب شیرین:

که از تدبیر ما رأی تو بیش است

 

شکل درست خواندن و نوشتن این کلمه‌، «رای» است (بر وزن جای)، لطفا آن‌را به‌همین شکل بنویسید؛ رأی غلط است.

این کلمه را ما امروزه «رأی» می‌خوانیم و می‌نویسیم، ولی در اشعار نظامی و دیگر شاعران گذشته «رای» درست است.

فرهود در ‫۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۵۰ در پاسخ به کامران خان دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹:

دشمن به او تهمت فلسفی بودن زده است پس معنی «کسی که همه‌چیز می‌داند» نمی‌دهد؛

فلسفی ظاهرا در آن دوره نزد برخی یک معنی داشته مثل بی‌دین؛

فرهود در ‫۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

تا گل سجود آرد سیمای روی ما را

یعنی چهره ما را از گل سرخ، سرخ‌تر بگردان.

فرهود در ‫۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۱۷ در پاسخ به نيليا دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۱۰ - حکایت:

به‌نظر می‌رسد که نوعی ریاضت یا تمرین دراویش بوده‌است که این درویش در اینجا می‌گوید به شکرانه آن‌را انجام می‌دهم.

مرتاض‌ها و یوگی‌های هندی نیز این عمل را (یعنی بر روی سر ایستادن) انجام می‌دهند و به آن در یوگا "شیرشاسانا" (Śīrṣāsana) می‌گویند.

 

فرهود در ‫۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۵۲ در پاسخ به علی علائی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۴:

چه طرز حرف زدنه؟

از نظر گذاشتن در اینجا پشیمان شدم؛ شایسته و لایق صحبت نیستید.

فرهود در ‫۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۶:

همی‌گفت با من که جوید نبرد

کسی کاو برانگیزد از آب گرد

یعنی‌:

چه کسی حریف من می‌شود؟ (چه کسی حریف) آنکه از آب، غبار می‌انگیزد، می‌‌شود؟

 

 

 

فرهود در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۷ - بار دیگر رجوع کردن به قصهٔ صوفی و قاضی:

و زمانی‌که ترازو نباشد، حتی اگر به او بیشتر (از حقش) ببخشی؛ بخشش‌ها را نمی‌فهمد و راضی نیست.

قِسَم (جمع قسمت): بخشش‌ها

آگهی: فهم

 

فرهود در ‫۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور:

بله بسیاری از مشاغل با پسوند «گر» هستند

مثل کمانگر که یعنی کسی که کمان می‌سازد، یا َآهنگر

دروگر مخفف درودگر است

در لغت‌نامه دهخدا نوشته شده درود یعنی چوب، تخته.

فرهود در ‫۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۷ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور:

سقا می‌رود کوزه‌ای را می‌یابد که آب ندارد که پر آب کند

نجار می‌رود خانه‌ای را می‌یابد که درب ندارد (که برای آن، در بسازد)

فرهود در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاه:

زهره بر چیده چو خورشید نم هر جرعه

 

نم برچیدن: خشکاندن 

یعنی زهره به مثال خورشید، درخشان و تابنده است (؟)

 

 

فرهود در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاه:

خطری کرده و در گنج طرب نقب زده

نقب کران همه ره با خطر آمیخته‌اند

 

این بیت به شکل زیر درست باید باشد؛

 

خطری کرده و در گنج طرب نقب زده

نقب‌گران همه ره با خطر آمیخته‌اند

 

نقب‌گر به معنی دزدی است که با نقب‌زدن دزدی می‌کند.

همه‌ره: همواره، همیشه.

فرهود در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاه:

بربطی که در اینجا شرح داده شده، هشت سیم دارد در حالیکه در شرح ساختمان بربط معمولا از پنج جفت سیم (ده تا) یاد شده است.

و منظور از چهار طبع رباب گویا چهار قسمت شکم، سینه، دسته و سر این ساز است یا اینکه ربابی که شرح کرده چهار تار داشته است.

و دف حلقه‌به‌گوش، دف و حلقه‌های فلزی این ساز است.

فرهود در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۳ - حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید:

قباد به‌معنی بزرگ، سرور و شاه بکار رفته‌است.

مولانا می‌فرماید:

گر نه شمس الدین تبریزی قباد جان‌هاست

صد هزاران جان قدسی هر دمش منقاد چیست

فرهود در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۳ - حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید:

حبذا یعنی به‌به چه خوش است

و مصرع اول اشاره به خوان مسیح بود که از مردم پذیرایی می‌کرد و کم نمی‌شد و مصرع دوم اشاره به میوه‌هایی بود که به مریم (ع) می‌رسید بی‌واسطه و بی‌نیاز به باغ.

فرهود در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۵۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۳ - حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید:

در لغت‌نامه دهخدا آمده‌است: پنهان

فرهود در ‫۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۰ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۴:

به معنی قهرمانی نیست

قهر+مان یعنی قهرِ ما

سلطنت و قهرمان نیست چنین دست‌باف

فرهود در ‫۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۳۱ در پاسخ به علی علائی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۴:

این بحث‌های شما مثل این‌است که درباره غیرواقعی بودن دیو سپید یا مارهای دوش ضحاک مشاجره کنید؛

شما چرا اعتراض نمی‌کنید که مثلا چرا آمدن تهمینه به خوابگاه رستم غیرعادی است؟

در داستان و افسانه هر اتفاقی ممکن است بیفتد؛ آیا ممکن است موبدی در شب بیاورند؟

بله

چرا؟ چون پدر او شاه است و می‌تواند.

این چیزها اصل داستان نیستند؛ لازمه افسانه و داستان‌گویی‌ است.

 

فرهود در ‫۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۰۳ در پاسخ به شَـــهــباز دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

ریشه واژه «مدیتیشن» (Meditation) از زبان لاتین و به طور خاص از واژه لاتین «meditatio» گرفته شده که از فعل «meditor» به معنای «اندیشیدن»، «تأمل کردن» یا «تفکر عمیق» است.

در آیین‌هایی مانند هندو و بودا، معادل سانسکریت این واژه «دهیانا» به معنای تعمق و فرو رفتن در خود است. در متون فارسی بعضا واژه «مراقبه» معادل آن در نظر گرفته‌شده است. اما لغت مراقبه در متون قدیمی به معنی گسترده‌تری بکار رفته است.

غزالی در کیمیای سعادت نوشته‌است: «مراقبه این است که بداند خدای عزوجل بر وی مطلع است در هرچه می‌کند و می‌اندیشد و خلق ظاهر وی می‌بینند و حق تعالی ظاهر و باطن وی می‌بیند هرکه این بشناخت و بر دل وی این معرفت غالب شد ظاهر و باطن وی به‌ادب شود.»

غزالی در بعضی جای‌ها از اصطلاح «مراقبه دل» نیز استفاده کرده است.

سعدی لغت مراقبه را به این شکل که در این گفتار معروف او هست، آورده است:

«یکی از صاحبدلان سر به جَیبِ مراقبت فرو برده بود و در بحرِ مکاشفت مستغرَق شده. حالی که از این معامله باز آمد یکی از دوستان گفت: از این بُستان که بودی ما را چه تحفه کرامت کردی؟ ... »

 

در کل می‌شود گفت که بستگی دارد که لغت «مدیتیشن» را در چه معنی درنظر بگیرید!

 

۱
۲
۳
۱۸