جادوگر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
صدای شورانگیز دف همراه خواندن شعر به گوش میرسد
جادوگر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
میشود دید میشود احساس کرد که جناب در حال سماع سروده اند
یاسان در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
توضیحی درباره سخن «آقای ماکان» عزیز که نوشتهاند:
شاید “یعنی همه جا نقش رخ یار توان دید” درست باشد. [چون به نظر ایشان] کلمه عکس و عکاسی... جدید است.
نخست لازم است یادآوری کنم که «کلمه» عکس و عکاسی جدید نیست و آنچه منظور شماست «اصطلاح» عکس و عکاسی است که در زمان قاجار به عنوان مترادف Photo و Photography رایج شد.
دیگر اینکه اصطلاح «عکاسی» -به معنای عمل ثبت تصویر هر چیزی توسط دوربین عکاسی- را میتواند یک اصطلاح تازهوارد به زبان فارسی دانست اما اصطلاح «عکس» از گذشتههای دور هم به معنای تصویر بازتابیده شده هر چیزی و هم به معنای تصویر چهره رایج بوده کما اینکه در اشعار بسیاری از شاعران مختلف میتوان آن را دید. به عنوان مثال:
سلمانساوجی:
در ازل عکس می لعل تو در جام افتاد
عاشق سوخته دل در طمع خام افتاد
کمالالدیناسماعیل:
زلعلت عکس در جام می افتاد
نشاط عالمش اندر پی افتاد
حافظ:
ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم
ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
عارف از خنده می در طمع خام افتاد
به ویژه بیت زیر روشن میسازد که کلمه نقش و عکس کاربردی دیگرگونه دارند و نمیتوان به جای کلمههای «عکس» که در شعر گذشته ایران آمده کلمه نقش را جایگزین کرد:
اینهمه عکس می و نقش مخالف که نمود
یک فروغ رخ ساقی ست که در جام افتاد
این اشتباه (جدید بودن اصطلاح عکس و...) را در شرح آقای پورپیرار بر غزلیات حافظ میتوان دید. همچنین در آدرس زیر نیز نقد و توضیحی در این باره(نام نویسندهاش را نمیدانم) میتوانید بخوانید:
پیوند به وبگاه بیرونی-
رهام در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - مطلع دوم:
بسیاری از مطلع اشعار سعدی رو عبید زاکانی در دوبیتی هایش تضمین آورده است مثل مطلع شعر بالا
گمنام-۱ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:
حوصله تازی همان چینه دان یا سنگ دان خودمان است
"" دیر پز است سنگ دان "، ازیرا ما به جا ی شکیبایی ،صبر و حوصله!!! به کار می بریم
احمدعباسی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلام:
درحاشیه 80 داستان 80 ازدفترچهارم مثنوی چاپ ذکرشده می باشد.
احمدعباسی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلام:
متن آورده شده دقیقا مطابق داستان 80ازمثنوی از روی نسخه نیکتلسون به تصحیح ناهید فرشادمهر بامقدمه دکترحسین محی الدین الهی قمشه ای چاپ زمستان 1378 نشرمحمد تهران می باشد
روفیا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:
می دانید که حوصله به معنای چینه دان است.
خیالِ حوصله بحر می پزد هیهات
خیال پختن همان خیال پروردن یا خیال پردازیست.
حال باید دید خیال پردازی درباره حوصله بحر چیست.
احتمالا مراد خیالبافی درباره بلعیده شدن و در حوصله بحر جای گرفتن بوده است.
شاید هم خیالپردازی درباره بلعیدن بحر توسط قطره بوده باشد.
مخلص کلام قطره خیالبافی می کند که با دریا یکی شود.
کیخسرو موذنزاده در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۹:
بعید میدونم این رباعی برای خیام باشه. چون اندیشه ش متفاوته با اندیشه ی خیام.
مهاجرانی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
در بیت اول: شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید. یک پرسش جدی مطرح می شود، شب با قصه کوتاه می شود و نه دراز
به نظر می رسد کسانی که به جای قصه، وصله خوانده و یا ضبط کرده اند، از حیث مفهوم دقیق تر و البته قصه از لحاظ موسیقی گوش نواز تر است.
شکل دیگری هم خوانده شده است. بدین فضله اش دراز کنید. فضله به معنای سر گیس است که دختران آن سرگیس ها را به موی طبیعی خود پیوند می زدند و مویشان تا کمرگاه آویخته می شد. این رسم همچنان در بین زنان عشایر دیده می شود. شب با پیوند سرگیسوان سیاه دراز تر می شود.
سیامک در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - در زهد و موعظه:
بیت ماقبل آخر:
"طلبۀ خود" بی گمان اشتباه است. صورت درست عبارت "طبلۀ خود" است. عشق را به عطاری تشبیه کرده که از طبلۀ = صندوقچه خود،سرمه می دهد
محمد حافظ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم:
سلام اقای سید
گفته اید:" این عدالت حق است که جبر است ...."
یا "اگر مفهوم جبر واختیار را با دقت نگاه کنیم تنها تفاوت در صبر است. ....."
روشن نیست شما موافقید یا مخالف و تعریف دقیق شما چیست
چندین شرح باید بر همین کامنت شما نوشته شود تا مقصود شما مشخص شود خیلی مبهم و غیر قابل فهم نوشته اید.
بالاخره شما موافقید با نظر مولوی یا مخالفید اولا
ثانیا منظور شما از ذکر "در عدم حق هیچ کس نیست" و"قصه موسی و خضر""صبر بر حکم حق " چیست چگونه استدلال کرده اید به ارتبازط اینها با بحث جبر و اختیار؟
خیلی غامظ و پیچیده نوشته اید و غیر قابل فهم و کاربرد
رضا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:
جناب نادر عزیز
در عبارت «خیال حوصله بحر می پزد»، خود «خیال» فاعل است. در واقع عبارت را باید اینگونه بخوانید:
خیال، حوصله بحر می پزد ...
ن در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۲:
همایون جان
شما فکر میکنی و می نویسی ؟
آخر جان من ، یک نگاهی جلو آیینه به خودت بیانداز، ببین که از سر تا پا در گروِ تولید حیوانی.
از آن کاکل تا سرخی گونه ها و لباس زیر و بالا ، همه را مدیون تولید حیوانی
از کجا آورده ای ” حیوان ، تنها مصرف می کند“ را
کم گوی و گزیده گوی
nabavar در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۲:
{ انسان چون همراه مصرف تولید نیز میکند دارای ذهن و عین یا به عبارتی حقیقت و واقعیت میشود}
خواهش می کنم یکی از اساتید نظر بدهد که آیا گاو همراه مصرف بیشتر تولید می کند یا انسان؟
این چه ادبیاتی ست؟
به خدا که این لفُاظی ها مرا کشت
جوینده در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم » شمارهٔ ۴:
مصرع آخر به نظر می رسد اینطور صحیح باشد: اما چه کنم محرم رازم کس نیست
همایون در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۲:
مهم نیست که همه انسانها چگونه اند همان گونه که مهم نیست چقدر حیوانات گوناگون در هستی زندگی میکنند مهم خود یک انسان است که با دلا و عاشقا خطاب میشود
حیوان، بودن و شدن را همزمان تجربه میکند و اصلا این دو فرقی برایش ندارد چون تنها مصرف میکند
ولی انسان چون همراه مصرف تولید نیز میکند دارای ذهن و عین یا به عبارتی حقیقت و واقعیت میشود
بودن واقعیت و شدن حقیقت انسان را میسازد که با تسلط مطلق سرمایه بر زندگی انسان، شدن کاملا به داشتن مبدل میشود در حالیکه داشتن بخشی از شدن است نه تمامی آن
این غزل به سادگی به بخش فریدون و همایون انسان توجه میکند که خارج از زمان و مکان است و شدنی است که همیشه و برای همه یکسان است و تابع شرائط و مد و سبک و سیاق زمانه نیست
از زمان کیومرث تا کنون شاهی و سروری و فرخندگی و خرمی و مهر و در مرکز بودن و آتشین و زنده بودن و شادی و نوئی کردن برازنده انسان بوده است و خواهد بود و کسانی میخواهند به نام دین و قانون و مجازات و بیماری و ترس و حکومت سوداگرانه خود این خصلت را از انسان بگیرند و او را برده و مطیع خود سازند و توان آفرینندگی را از او سلب کنند
بیگانه در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۶:
در بر خود چون قبا، تنگ بگیرم به بر...
مهدی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ عطار » بیسرنامه » بخش ۳:
در این شعر، عطار، به عنوان نفر اول عالم هستی، و قائم زمان، خودش را معرفی میکند، به قول مولانا، پس به هر دوری ولیی قائم است، تا قیامت آزمایش دائم است،،، اما کسی متوجه کلام عطار نیست،،
عطار کسی است که هفت وادی را گذرانده،،
کسی قائم است که هفت شهر عشق را گذرانده باشد...
اما صد حیف که قائم ها همیشه گنج پنهانند و جز عده ای که تعدادشان از انگشتان یک دست کمترند، آنهارا نمیشناسند.
براستی قائم زمان ما کیست؟
سپیدار در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۶: