گنجور

حاشیه‌ها

دیوان در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

سلام،
به‌نظر می‌رسد صورت صحیح بیت سوم این باشد:
نو به نو شیفته ....

دیوان در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

سلام،
به‌نظر می‌رسد بصورت صحیح بیت سوم این باشد:
نو به نو شیفته ....

سیدعلی ساقی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:

ای دل ریـش مـرابا لـب تـوحـقّ نمک
حق نگهـدارکه من می‌روم اللهُ مـَعـَک
ازفحوای کلام پیداست که این غزل احتمالاً زمانی سروده شده که حکم تبعیدحافظ به یزد قطعی شده ووی بناگزیرمی بایست برخلاف میل باطنی مدتی دورازوطن خویش باشد تاشاید متنبّه شده ودست ازرفتارها وعقاید حافظانه ی خویش بردارد وبه نهضت آزاداندیشی که به راه انداخته خاتمه دهد! نهضتی که سبب دلواپسی متشرّعین وتندرویان زمانه شده ووبرای خاموش کردن آن حکم به تکفیر وتبعید اوداده اند.
ریش : زخمی ، مجروح
اللهُ معک : خدا یارویاورتو باشد.
خطاب به معشوق: ای کسی که دل مجروح من با لب نمکین تو حق نمک دارد حقوق نمک نگهدار وحق آن رابه جای آر .
چرادل زخمیِ حافظ با لبِ نمکین معشوق حق نمک دارد؟
این حق زمانی ایجادشده که حافظ درگذشته، لب نوشین ونمکین معشوق بوسیده وچون لب معشوق نمکین بوده طعم آن رابادل مجروح چشیده وبه همین سبب بین حافظ ومعشوق، حق نمک جاری شده است. می دانیم که هرکس نمک کسی راخورده باشد بین آنها ازنظرگاه اخلاقی حقی (نمک‌گیرشدن) جاری می گردد وهردو باید این حق را درنظرداشته وبه آن احترام بگذارند. حافظ بازیرکی ورندی این موضوع رابه دلبر خویش گوشزدنموده تاتوجّه اوراجلب ودلش رابه رحم آورد. ضمن آنکه رابطه ی دل ریش ِ حافظ بالب نمکین شاه شجاع زوایای دیگری نیز داشته وفقط به بوسیدن اومربوط نمی شود.
اوّل آنکه حافظ بنابه گفته ی خویش(این لطایف ها که ازلعل تومن گفتم که گفت؟) بهترین مضامین وخیال انگیزترین توصیف هارا درمورد لب یاربکار گرفته ودرحقیقت لب او را دربستر احساسات وعواطف خویش پرورده وبه بازارآن گرمی ورونق بخشیده است. دوّم ، شبهای زیادی درحسرت کامگیری ازآن لب نوشین اشکها ریخته وخیالپردازیها کرده ومتحمّل غم واندوه شده است. سوّم اینکه شاه شجاع فردی فاضل ،ادیب وشاعربوده وشکوفایی طبع خودرا بیشترمدیون حافظ است که با وی چندین سال انیس ومونس بوده وازهمنشینی باشاعری مثل حافظ بهره ها برده و طبع شعری ی خودراساخته وپرداخته کرده است .
بنابراین ازهرزاویه که نگاه کنی بین لبهای نمکین ودهان شکرفشان شاه شجاع با دلِ خون شده ی حافظ حق وحقوق نمک جاری بوده که دراین بیت بدان اشاره شده است.
معنی بیت : ای عزیز که بین دل مجروح وعاشق پیشه ی من ولب نوشین تو حق نمک جاریست من که رفتنی هستم(اشاره به تبعید یزد) من می روم حداقل احترام این حق وحقوق نمک رانگاهدار..‌....خداحافظ، به خدامی سپارمت.
لب ودندانْت راحقوق نمک
هست برجان سینه های کباب
تویی آن گوهر پـاکیزه که درعـالم قدس
ذکرخـیرتوبـُـوَد حـاصل تـسـبـیـح مَـلَک
گوهر : ذات، اصل و نسب
عالم‌قدس : عالم ملکوت
ذکرش خیر : به نیکویی یاد کردن
تسبیح : به پاکی و بلند‌مرتبگی سـتودن
معنی بیت: تودارای ‌نـژادی اصیل وپاکیزه هستی که درعالم ملکوت ،فرشتگان از تـو بـه نیکویی یـاد می کنندوخوبیهای تو راذکرمی گویند .
مست بگذشتی وازخلوتیان ملکوت
به تماشای توآشوب قیامت برخاست
درخلوص من‌ات اَرهست شکی تجربه کن
کـس عَیار زر خالص نـشناسد چـو مَحک
خلوص : پاکی ، بی آلایشی
عیَار :اندازه ، مقدار ومقیاس خالص بـودن مَحـَک : وسیله‌ی ارزیابی عیار طلا، دراینجا کنایه ازتجربه هست.
معنی بیت: اگر در خلوص نیّت وبی آلایشیِ عشق ِمن نسبت به خودت شک وتردید داری مرا بیازمای وبه تجربه ببین چرا که تنها تجربه می‌تواند مانندمحک، یکدلی و خلوص عاشق را مشخّص وآشکارکندهمانگونه که محک می‌تواند ناخالصی طلا را تعیین کند .
خوش بود گرمحک تجربه آید به میان
تاسیه روی شودهرکه دراو غش باشد
گفته بودی که شوم مست ودو بـوس‌ات بـدهم
وعـده از حـد بـشـد و مـا نـه دو دیـدیـم و نـه یـک
معنی بیت: دلبرا قول داده بـودی هرگاه که سرخوش وسرمست شدی، به من دو بوسه بـدهی امّامدّت زیادی از زمان وعده‌ات گذشته و هنوز دو بوسه که هیچ ، یک بوسه هم ما ندیده ایم.
سه بوسه کزدولبت کرده ای وظیفه ی من
اگر
بگـشا پـسته‌ی خنـدان و شکرریـزی کـن
خـلـق راازدهـن خویـش مینداز بـه شـک
"پسته‌ی خندان" استعاره از لب و دهان است.
"شکر ریزی کردن" نیزکنایه از : سخنان نغز وشیرین وشعروغزل
لب بگشا و سخنان نغزوشیرین وشعروغزل بـگوازبس که حرف نمی زنی وسکوت اختیارکرده ای مردم گمان می کنند که تودهان نداری!
امّا حافظ که استادبی بدیل کنایه وایهام است دراینجا به شاه شجاع به زبان کنایه می فرماید: من به ناحق به تبعید محکوم شدم ازدلواپسان که توقّعی نداشتم امّا انتظارمی رفت که ازجانب توحمایتهایی صورت پذیرد لیکن هیچ حرفی دراین موردنزدی!
وازمنظری دیگر: ازبس که لب ودهانت ظریف و«به اندازه ی پسته» کوچک هست، مردم میان ِ داشتن و نداشتن لب و دهان تو،به شک و تردید افتاده اند پس سخن بگوی وشکرریزی کن وخلق رابه شک میانداز.
هیچ است آن دهان وندارم ازاونشان
موی است آن میان وندانم که این چه موست
چرخ بـر هم زنــم اَر غـیـر مـرادم گــردد
من نه آنم که زبـونی کـشم ازچـرخ فـلک
دراینجاحافظ باشهامت وشجاعت مثال زدنی خویش، همچنان ازافکاروعقاید خویش دفاع کرده و به صراحت می فرماید:
اگرخواسته ها وآرزوهای من محقّق نگردد تسلیم نمی شوم وساکت نمی مانم ؛ نظام چرخ فللک را برهم می‌زنم و ازکارمی اندازم! من کسی نیستم که باتهدید وتبعید ازافکاروعقایدخویش دست بردارم. حتّااگر فلک درپی آن باشد که سرنوشتم را برخلاف میل من رقم بـزند ، به مقابله با آن برمی خیزم من زبونی وخواری رابرنمی تابم.
واعظ مکن نصیحت ماشوریدگان که ما
باخاک کوی دوست به فردوس ننگریم
چون بـر ِ حافـظ خویـشـش نگـذاری باری
ای رقیب ازبراو یک دو قـدم دور تَــرَک
حافظ خویشش : حافظی که متعلّق به اوست. حافظ دراینجا به معنای محافظ نیزهست.
دورتَرَک : کمی دورتر، اندکی دورتر.
رقیب : مراقب ونگهبان بارگاه معشوق وکنایه ازکسی که بین حافظ وشاه شجاع قرارگرفته ومانع ازنزدیک شدن آنها به یکدیگرمی شود.
معنی بیت: ای رقیب حال که اجازه نمی دهی حافظ که متعلّق به اوست ونگهبان حقیقی اوست درکناراوباشد حداقل خودت نیز یکی دوقدم ازاوفاصله بگیر.
من اَرچه درنظریارخاکسارشدم
رقیب نیزچنین محترم نخواهدماند

فراز در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۳۵:

سلام
در اینجا : صبحدم بلبل، بر درخت گل، به خنده می غمگفت
"غم" اضافی تایپ شده
لطفا اصلاح بفرمایید

پوران در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۵:

بهتر نیست در مصراع آخر گفته بشه,,,, غرقه ی نور او شود شعشعه ی ضیای من,,, ؟

امیر در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۱:

حافظ هم دارد که
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
یکی دیگر از اشعار ضد حکمت و فلسفه البته به معنای مباحث بی نتیجه و کم فایده و الا شعرا و بزرگان ما مخالف تعقل و خرد ورزی نبوده اند و جای جای اشعارشان ترغیب به دانش و خرد است

الهام ملک محمدی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴:

به سر شد عمر و یک دم سر نشد بی دوست
که غایب بود و هر جا هست دل با اوست ...

سهراب در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و نهم » بخش ۷ - الحكایة و التمثیل:

بیت ششم از لحاظ وزنی با ابیات دیگر همخوانی ندارد در نسخ دیگر این بیت به این صورت نوشته شده:
پس بدانستم که نان نام خداست
موجب جمعیت وآرام ماست

سهراب در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و نهم » بخش ۷ - الحكایة و التمثیل:

بیت ششم از لحاظ وزن با ابیات دیگر همخوانی ندارد
در نسخه های دیگر این بیت به این شکل درج شده
پس میدانستم که نان نام خداست
موجب جمعیت و آرام ماست

امیررضا سرخی خوزانی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۸:

همیشه گنجور حقیر رادر یافتن سهل
شرح و معانی
یاری توانا بوده و دلم به گنجور گرم است .
از گردانندگان این چرخ معرفت،هماره وامدار وسپاسگزارم.
امیررضاسرخی

علی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتی‌ها » فال قهوه:

شعر یاقوت برای نظامی عروضی هست بیت آخر این شعر زیبا هم اینه:
صد دل چو دل ریش جفا کیش نظامی
قربان کشش های کمان خانه‌ی ابروت

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱:

گو بزاری سفری کرد و برفت از سر ما
انسانها دو وجهه یا جنبه خدائی یا روحانی و شیطانی را باهم دارند وهمه چون حافظ هستیم و گاهی شیطان هم موقتا بسراغ ما میآید اگر روحانی باشیم وخداهم گاهی میآید اگر شیطانی باشیم و میان این دو،خداست.

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۰۳ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵:

به خود خداوند مطمئن بوده و با ترس از او دنبال آثارش یا مخلوقاتش است و میخواهند خداوند را ساده تفهیم کنند و بقول مولانا بر او که هست مپیچند!

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۸ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۶:

کلمه حافظ رو در جستجو زدم و این آمد و قطعا شاه با مطالبی از حافظ مشکل داشته یا چون من به اعتقاد حافظ مشکوک! تازه میخواهم شروع کنم و نظر سطحی دادن بس اشتباه! بخصوص حافظ شیراز

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:

میگوید که تا نسوخته باشی از آتش عشق ما نخواهی فهمید و این مطلب کاملا منطقی است که انسان پخته هم اشتباه میکند و کامل نیست! مگر انسان سوخته یا بارها سوخته و البته بنظر من سوخته و طرف دیگر سوخته را باهم چشیده که تنها او از تعادل آگاه است!

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۸ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:

خداوند من رو مورد لطفش قرار داده ودوست داشته وتمام دردها و مشکلاتم رو حل کرده یا از حکمتش هست و بخودت بیا که نشانه یا فرستاده او ......مطمئن نیستم و احتمالا اولاد پیغمبر و سید منظورش بوده یا اگر خودش سید است!

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۱ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

از قدرت و حکمت خداوند میگوید و تنوع در تنعم وخلقت تا درک او را برای شما کمی آسان نماید.

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

پند حکیمانه شاه این بوده که به میخانه ما بیا ومست شو چرا که برای مستی خدا باید او می به ساغر شما بریزد یا صافی باشد ای رند.

همایون در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۴:

غزلی است به ظاهر در مدح عطار و اگر اینگونه باشد ناگزیر نتیجه می‌‌توان گرفت که پیش از ملاقات شمس گفته شده است
و نشان می‌‌دهد که تا چه حد تحت تاثیر عطار بوده است و ظاهرا همه کس پیرامون او نیز اینگونه بوده ا‌ند
هم چنین نشان می‌‌دهد که احترام و تعریف و سرسپردگی پیر و مراد از رسوم دیرینه ایرانیان است که از آیین مهر بجای مانده است

مهدی قناعت پیشه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۸ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

خداوند واسط نور و تاریکی،راست و دروغ و...و او جوهر است در مرکز و شامل است بر محیط.
هر علمی که ما را متحد کند ویا از شیطان وخدا ما را به خدا برساند،علمی خدائی ست.

۱
…
۲۹۷۰
۲۹۷۱
۲۹۷۲
۲۹۷۳
۲۹۷۴
…
۵۸۱۶