Mahmood Shams در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۵۵ در پاسخ به عیسی زمانی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۲:
سلام و درود زیر خوانش سرکار خانم عندلیب
درج شده می خواهید شما بخوانید ؟ اینجا را ببینید ،
روی کلمه اینجا که با رنگ قرمز نوشته شده ضربه بزنید وارد صفحه راهنمایی برای خوانش می شوید که در زیر همین حاشیه کپی کردم و زیر همین نوشته بنده بزنید که قرمز درج شده ( پیوند به درگاه بیرونی ) که همان آدرس صفحه راهنمایی برای خوانش اشعار ، یا زیر خوانش شعر که نوشته می خواهید شما بخوانید ؟ اینجا را ببینید.
بهنام عباسی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۲ در پاسخ به عبد المعصومه دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
دقیقا
بهنام عباسی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۱ در پاسخ به بهنام دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
همه عشق است،همه حضور و بیداری
بهنام عباسی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۹ در پاسخ به علی دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
عالی، امروز شنیدم انگار که قبلا نشنیده بودم.با جان بیدار چسبید
محسن جهان در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۶:
تفسیر بیت ۶ فوق:
آیا میتوان متصور شد که انسان بدون حمایت و توکل به آفریننده خود به زندگی ادامه دهد. و لذا میفرماید؛ دراین جهان فانی و عمر کوتاه اگر امید به لقای تو نباشد چه سودی عاید میشود. و چنانچه مأمن و پناهی به ما ندهی چگونه میتوان سپر و دفاعی در مقابل حوادث روزگار مهیا کرد.
محسن جهان در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
تفسیر بیت ۵ فوق:
خطاب به انسان میفرماید:
قبل از تو افراد خام اندیش دیگر و غرقه در ظواهر فریب انگیز این دنیا، تلاش و فعالیت بیهوده بسیاری کردند، ولی در نهایت دریافتند بجز تسلیم در برابر مشیّت الهی و کسب رضایت الله هیچ راهی وجود ندارد.
,,شاهرخ کاظمی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:
با عرض ادب وسلام
خاک را انکار از کجا
نطفه را خصمی از کجا
انسان از نظر مادی, خوب, بررسی شده
تمام عناصر در عالم در بدن انسان هست
تمام قانون فیزیک وشیمی در انسان هست
ودر حیوان هم هست ولی کسانی که
منکر خداوند, هستند این ترکیب خاک
نطفه را کی شعور وعقل داده. ویا از
روح خود, در انسان دمیدیم. ولی
انسان چون با جهان مادی همانیده
شده. مادی فکر می کنه وهوشیاری
جسمی داره دائم فکر می کنه. واز
اصل خودش, که خداونده دور افتاده
اقلیتی, فهمیدن. که انسان ماده نبست
البته بعد, مادی انسان نیاز مادی داره
در حد, توازن. برایش سعی وتلاش
هم می کنه ولی ذهن وفیزیک انسان
فنا پذیر است. آن چیری در, انسان
فنا, ناپذیر, است. اصل انسان
وروح خداوندی, در انسان است
مولانا هم اخص بود. خدا چیست
را نمی توان. توضیح داد. مگر خود
خداوند بخواهد. ولی تمام عمر ما
باید, روی خودمان کار کنیم وخودمان
را اصلاح. کنیم واین پروسه. دل
ما را بزرگتر وبزرگتر می کنه بحت
زیاده. هدف مولوی تفسیر ادبی ابیات
نیست. انهم جای, خود محفوظ هدف
عمل کردن به استنتاج از, غزلها است
انسان باید پاک مطلق باشه واختیار
داره فقط, دنبال امیال دنیا باشه
که باخته. ویا در هر کاری اول خداوند
را در نظر بگیره. چون بدون خداوند
انسان هیجی, نیست با خداوند
امتداد خداونده وقطره ای از آن
دریاست بر می کرده به دریا
همیرضا در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۸ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۱ - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت:
سپاس از لطفتان به گنجور،
در مورد حاشیهتان، «حمیدرضا»ی اشتباهی را مخاطب قرار دادهاید. ایشان اینطور که از روی نامشان برمیآید دست کم ۴می هستند ;).
sharifi sharifi در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۰۴ در پاسخ به 7 دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲۸ - حکایت پادشاه غور با روستایی:
زنان باردار، ای مرد هشیار
اگر وقت ولادت مار زایند
از آن بهتر به نزدیک خردمند
که فرزندان ناهموار زایند
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۰۹ در پاسخ به حمید رضا۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۱ - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت:
سلام آقای حمیدرضا کائنی
روزیِ کودکان توسطِ دیگران دزدیده و پیش خور شده است, این مرگ نه به دلیلِ نرساندن روزی از طرف خدا است, بلکه ضایع شدن توسط دیگر نامردمان است.
مثال واضحِ آن در یک تهاجم نظامی است که خیلی از آدمها چه کودک و چه بزرگسال از قحطی و گرسنگی میمیرند, آیا باز خدا در مرگِ آنها و نرساندنِ روزی آنها مقصر است?
همچنین آقای حمیدرضا محمدی
سپاسگزارم بابت سایت بسیار بسیار ارزشمندتان گنجور
کوروش در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن:
بیت دوم
گفت چرا دوبار تکرار شده به نظر درست نمیاد
شهر عشق در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴۵:
۵ بیت برای رهایی از نفس
سفید در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲۶:
ببرید زلف و کرد به خسرو اشارتی
یعنی که عمر توست، نمی خواهمش دراز...
شهر عشق در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
این غزل در ۷ بیت نشان از گذر مولانا از ۷ وادی و شرح حال اتفاقات هر وادی رو در قالب تمثیل به شعر بیان کرده واقعا که جای حیرت داره...
صابر قنبری در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۷ - در صفت داغگاه امیر ابو المظفر فخر الدوله احمدبن محمد والی چغانیان:
در بیت ۲۲
با کمند شصت خم در درشت چون اسفندیار...
درشت احتمالا اشتباه تایپ شده و درست آن دست است.
با کمند شصت خم در دست چون اسفندیار
محسن حسینی پور در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱:
با سلام و احترام
سه نفر در جهان قدیم تراژدی را خلق کردند که به ترتیب زمانی شاعر یونانی هومر با منظومه های ادیسه ایلیا ، حکیم فردوسی با جاودان اثرش شاهنامه و شکسپیر با مجموعه ی نمایشنامه هایش می باشند.اما شاهنامه فردوسی در این میان سرآمد می باشد زیرا در این اثر ماندگار هم تلاش بر زنده کردن زبان پارسی سره داشته هم کوشش کرده است تا در بیانی دلنشین و شیوا داستانهایش را بیان کند و اوج کارش در داستان رستم و سهراب است که باعث خلق تلخترین تراژدی انسانی می شود و شروع داستان با بیت اول مانند پتکی بر سر خواننده فرود می آید اگر تند بادی....... که مفهوم کلی شروع داستان بر مدار سرنوشت می چرخد و به ما یاد آور می شود که انسان را از سرنوشت محتومش گریزی نیست .
محمد محمد در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۱ در پاسخ به مصطفی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
این سوال من هم هست، و پرسیدم و امیدوارم جواب قاطعی داده بشه. ولی حقیقتش بعید میدونم اون تفسیری که نوشتید درست باشه. خیلی دور از ذهنه. فکر کنم این سرخی رو نماد از لب معشوق گرفته. که البته بیت اول هم به سرخی و و لعل لب اشاره داشته. بنظر من این درسته.
Mahdi Eydi در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ نسیمی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۶:
سلام خوبین عالی
محمد محمد در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
آن خون کسی ریختهای یا می سرخ است
یا توت سیاه است که بر جامه چکیدهست
این بیت دقیقا به چی اشاره داره؟، منظورش لب معشوقه؟
برگ بی برگی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸: