گنجور

شعرهای ملک‌الشعرای بهار با وزن «مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)» - صفحهٔ ۱

 

ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار » چهارپاره

 

بیایید ای کبوترهای دلخواه!

بدن کافورگون، پاها چو شنگرف

بپرید از فراز بام و ناگاه

به گرد من فرود آیید چون برف

سحرگاهان که این مرغ طلایی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۸

 

به گلگشت جنان گل می‌فرستم

به رضوان شاخ سنبل می‌فرستم

به هندوستان فضل و خلر علم

می موز و قرنفل می‌فرستم

حدیث خوش به قمری می‌سرایم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۱۰

 

خوشا فصل بهار و رود کارون

افق از پرتو خورشید، گلگون

ز عکس نخلها بر صفحهٔ آب

نمایان صدهزاران نخل وارون

دمنده کشتی کلگای زیبا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار » قصاید » قصیدهٔ ۵

 

سحابی قیرگون بر شد ز دریا

که قیر اندود زو روی دنیا

خلیج فارس گفتی کز مغاکی

به دوزخ رخنه کرد و ریخت آنجا

به ناگه چون بخاری تیره و تار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۶

 

یکی زیبا خروسی بود جنگی

به مانند عقاب از تیزچنگی

گشاده سینه و گردن کشیده

برای جنگ و پرخاش آفریده

نهاده تاجی از یاقوت بر ترگ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۵ - طوفان

 

سحابی ‌قیرگون برشد ز دریا

که قیراندود شد زو روی دنیا

خلیج فارس گفتی کز مغاکی

به دوزخ رخنه کرد و ریخت آن‌جا

بناگه چون بخاری تیره و تار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۸ - نفس انسان

 

ز دانایی بنالد مرد دانا

که دانا را خرد بندی است برپا

ز سیری کرده قی در هند، راجه

گرسنه خفته «‌روسو» در اروپا

فرو ماند به کرباسی کشاورز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در وصف تگرگ

 

ز میغ اندر جهد هزمان درخشا

شود میغ از درخشیدنش رخشا

کجا طفلی کشد با دست لرزان

خطی زرین‌، بدان ماند درخشا

دمد تندر بدان قوت که گویی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۶۴ - ابر و باد

 

بود مر ابر را اندر کمین باد

برد مر ابر را زین سرزمین باد

چو ابر آید نباریده به صحرا

وز بادی‌، که دیدست این‌چنین باد

نگرید ابر ازین پس زانکه هر روز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۸ - سفر نامه

 

به‌شهر ری شدم از دشت خاور

بدیدم کار ملک و کار کشور

بدیدم کشوری خالی ز مردم

همه دیوان فتاده یک به دیگر

دگرگونه شده کار ولایت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۳ - تأسف برگذشته

 

ز دلبر بوسه‌ای تاوان گرفتم

پس‌ از عمری‌ خسارت‌ جان گرفتم

به‌ آسانی مرا تاوان نمی‌داد

زمین بوسیدم و دامان گرفتم

نشستم در دل مشکل‌پسندان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۴ - گلۀ دوستانه

 

تَمُرتاشا ز بی‌مهریت زارم

زچون‌تودوست‌ازخودشرمسارم‌

فرامش کرده‌ای جاناکه عمریست

تو را از جان و از دل دوستارم

حضور شه ز یاران غافلت کرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۰۶ - ای زن

 

جوان بخت و جهان‌آرایی ای زن

جمال و زینت دنیایی ای زن

صدف خانه است و صاحبخانه غواص

تو در وی گوهر یکتایی ای زن

تو یکتا گوهری در درج خانه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۱ - رود کارون

 

خوشا فصل بهار و رود کارون

افق از پرتو خورشید گلگون

ز عکس نخل‌ها بر صفحهٔ آب

نمایان صدهزاران نخل وارون

دمنده کشتی «کلگا»‌ی زیبا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۱ - فغان از این جهان

 

فغان از این جهان و ابتلای او

که مانده‌ام عجیب در بلای او

بسان دانه خرد گشت پیکرم

ازین بزرگ سنگ آسیای او

غنا و شادیش به جای دیگران

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۲ - جغد جنگ

 

فغان ز جغد جنگ ومرغوای او

که تا ابد بریده باد نای او

بریده باد نای او و تا ابد

گسسته وشکسته پر وپای او

ز من بریده یار آشنای من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۲ - تغزل

 

ز عشق خوبروبان حصاری

شدم‌ در چنگ رنج و غم حصاری

حصاری شد دلم در سینهٔ تنگ

ز دست تنگ چشمان حصاری

ز هر سو پیش چشمم اندر آید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲

 

نم باران ز بستان گرد رفته است

طبیعت‌ را گلی از گل شکفته است

نسیم آزاد می‌آید به بستان

چرا پس مرغکان را دل گرفته است

عجب شوری بپاکردست بلبل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قطعات » شمارهٔ ۹ - قدرت روح

 

رفیقی داشتم بل اوستادی

که‌صرف ‌صحبتش می گشت اوقات

علوم روح را تدربس می کرد

برین سرگشتهٔ جهل و خرافات

بهم دادیم قولی صادقانه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قطعات » شمارهٔ ۴۰ - آشوب بغداد

 

چو ازگشت زمان آلمان و اتریش

به چنگ حزب نازی اندر افتاد

بپا گردید جنگی خانمان‌سوز

که مانندش ندارد آدمی یاد

ز ده کشور فزون در چنگ آلمان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

[۱] [۲]