گنجور

شعرهای هلالی جغتایی با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» - صفحهٔ ۱

 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶

 

بی تو، چندان که محنتست مرا

با تو چندان محبتست مرا

مردم و سوی من نمی نگری

بنگر کین چه حسرتست مرا

رخ نهفتی، ولی بدیده دل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵

 

مه ز جور فلک دوتا شده است؟

یا ز مه پاره ای جدا شده است

دل ز دستم شد و نیامد باز

تا بدست که مبتلا شده است؟

زلف را بیش ازین بباد مده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴

 

جان من، الله الله! این چه تنست؟

نه تن تست، بلکه جان منست

این که گل در عرق نشست و گداخت

همه از انفعال آن بدنست

صد سخن گفتمت، بگو سخنی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۲

 

تا کی اندوه روزگار خوریم؟

فکر نابود و بود چندین چیست؟

گر نباشد ز غصه نتوان مرد

ور بود شاد نیز نتوان زیست

تا که در دست کیست روزی ما؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۳

 

آه! ازین روزگار برگشته

که ز من لحظه لحظه برگردد

گر فلک را به کام خود خواهم

او به کام کس دگر گردد

ور ز جام نشاط باده خورم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۹

 

ای سیه‌نامه، کز برای نجات

حرفی از باب رحمتی طلبی

سبقتم چیست؟ گفته‌ای زین باب

«سبقت رحمتی علی غضبی»


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۱

 

ای وجود تو اصل هر موجود

هستی و بوده‌ای و خواهی بود

صانع هر بلند و پست تویی

همه هیچند، هرچه هست تویی

نقشبند صحیفهٔ ازل تویی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۲ - مصایب مصنف و مناجات

 

ای دوای درون خسته‌دلان

مرهم سینهٔ شکسته دلان

مرهمی لطف کن، که خسته‌دلم

مرحمت کن که [بس] شکسته‌دلم

گر چه من سر به سر گنه کردم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۳ - مناجات

 

سال‌ها شد که مهر عالم‌سوز

تیغ کین تیز می‌کند هر روز

وه! که تا مهر چرخ بود کبود

در کبودی چرخ مهر نبود

جانب هر که بنگرم به نیاز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۴- در نعت سیدالمرسلین صلی‌الله علیه و سلم

 

از خدا گر ره خدا طلبی

مطَلب جز محمد عربی

زانکه مطلوب اهل بینش اوست

بلکه مقصود آفرینش اوست

شاه ایوان مکه و یثرب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۵ - وصف معراج رسول‌الله و صحابهٔ کبار آن

 

ای خوش آن شب که جبرئیل امین

سویش آمد ز آسمان به زمین

مرکبی ره‌نورد گردون‌سیر

بر زمین وحش و بر فلک چون طیر

بود نامش براق و همچون برق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۶ - در منقبت حضرت شاه اولیا علیه‌السلام

 

در دریای سرمدست علی

جانشین محمدست علی

اسدالله سرور غالب

شاه مردان علی ابوطالب

هر که با شیر حق زند پنجه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۷ - تعریف کلام فصیح و شعر

 

گوهر حقهٔ دهان سخنست

جوهر خنجر زبان سخنست

گر نبودی سخن چه گفتی کس؟

در معنی چگونه سفتی کس؟

سر کس را کسی چه دانستی؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۸ - سبب تصنیف کتاب

 

روزی از روزهای فصل بهار

که تفاوت نداشت لیل و نهار

چندی از اهل طبع در چمنی

مجمعی ساختند و انجمنی

گفتگوی سخن‌وری کردند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۹ - خطاب هلالی با مدعی

 

ای که با من سر سخن داری

گفتگوی نو و کهن داری

ساعتی گوش هوش با من دار

مستمع باش گوش با من دار

گوش کن این فسانهٔ دیرین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۱۰ - آغاز قصهٔ شاه و درویش

 

سخن‌آرای این حدیث کهن

این‌چنین می‌کند بیان سخن

که ازین پیش بود درویشی

راست‌کیشی، محبت‌اندیشی

از همه قید عالم آزاده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۱۱ - در آزاد شدن شه‌زاده از مکتب و ملول بودن درویش

 

یار هرگه درو نظر می‌کرد

او نظر جانب دگر می‌کرد

گرچه عاشق بود خراب نظر

لیک او را کجاست تاب نظر؟

هرگه آن نوش‌خند شکرلب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۱۲ - حال گدا به وقت شب در جدایی شاه‌زاده

 

چون شب تیره در میان آمد

دل درویش در فغان آمد

که دل شب چرا ز مهر تهی‌ست؟

تیره شد روزم این چه روسیهی‌ست؟

چه شد آیا گرفت ماه امشب؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۱۳ - حالات شاه و گدا در مکتب

 

صبح دم کز نسیم مهرافروز

دور شد طرهٔ شب از رخ روز

شست دوران ز آب چشمهٔ مهر

ظلمت شب ز کارگاه سپهر

سوخت بر مجمر سپهر بلند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۱۴ - در فسون‌سازی شه‌زاده به معلم به جهت دلداری درویش

 

شاه چون در گدا نظر می‌کرد

مهر او در دلش اثر می‌کرد

خواست تا پیش خویش خواند

گفت درویش پیش من خواند

کس نگوید به غیر من سیقش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

[۱] [۲] [۳]