اهل مکتب شدند واقف حال
گفتگو شد میانهٔ اطفال
زین حکایت به هم خبر گفتند
این سخن را به یکدگر گفتند
طفلکان جمله شوخ و حیلهگرند
همچو طفلان اشک پردهدرند
گر کسی پیش طفل گوید راز
راز او را به غیر گوید باز
عاقبت تشت او ز بام افتاد
این صدا در میان عام افتاد
همه جا این افسانه پیدا شد
عیبجو را بهانه پیدا شد
پندگویان ملامتش کردند
به ملامت علامتش کردند
در زه عشق جز ملامت نیست
عاشقی کوچهٔ سلامت نیست
دل گرفتار این ملامت باد
وز غم عافیت سلامت باد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، سخن از کودکان و کنجکاویهای آنهاست که در مکتب نسبت به یکدیگر صحبت میکنند و رازهایی را فاش میکنند. این رفتارهای شیطنتآمیز کودکان باعث میشود که رازها به دیگران منتقل شود و در نهایت این افشاگریها به معضلات اجتماعی منجر میگردد. همچنین، انتقاد از عیبجویی و ملامت در عشق بیان شده و اشاره میشود که در مسیر عشق، امکان آرامش و سلامت وجود ندارد و دلها درگیر این ملامتها میشوند.
هوش مصنوعی: جمعی از اهل علم و دانش در حال بررسی و تحلیل وضعیت بچهها هستند و بحث و گفتگویی بین آنها شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: در مورد این داستان، خبرها به هم منتقل شد و این سخن را به یکدیگر بازگو کردند.
هوش مصنوعی: کودکان همه زیرک و بازیگوشاند، مانند بچهها که با اشک خود پردهها را میشکنند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به یک کودک رازی بگوید، آن راز را به دیگران خواهد گفت.
هوش مصنوعی: در نهایت، اوج کارش به زمین افتاد و صدای شکست آن در میان مردم پیچید.
هوش مصنوعی: در هر گوشه و کنار، این داستان شنیده میشود که افراد نق زدن و ایراد گرفتن همیشه به دلیلی برای انتقاد دست پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: نیکوکاران به خاطر سرزنشهایی که بر او شد، او را مورد قضاوت قرار دادند.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تنها سرزنش و ملامت وجود دارد و عاشق نمیتواند به آرامش و سلامت دست یابد.
هوش مصنوعی: دل من درگیر این سرزنشها و انتقادات است و امیدوارم از غم و مشکلات در امان بماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.