گنجور

شعرهای امیرخسرو دهلوی با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» - صفحهٔ ۱

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۲

 

جان ز نظاره خراب و ناز او ز اندازه بیش

ما به بویی مست وساقی پر دهد پیمانه را

حاجتم نبود که فرمایی به ترک ننگ و نام

زان که رسوایی نیاموزد کسی دیوانه را

خسرو است و سوز دل و ز ذوق عالم بی‌خبر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۳

 

بس که خوشدل با غم شبهای در خویش را

دوست میدارم چو طفل کور دل آدینه را


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۹

 

دلبرا عمریست تا من دوست می‌دارم ترا

در غمت می‌سوزم و گفتن نمی‌یارم ترا


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۰

 

تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا

کی بود بیکاری آن مردم شکاران ترا


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۰

 

دی خرامان در چمن ناگه گذشتی لاله گفت

نیست مثل آن صنوبر در همه بستان ما


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۱

 

ای طبیب از ما گذر درمان درد مام جوی

تاکند جانان ما از لطف خود درمان ما


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۹

 

تاب زلفت سر به سر آلودهٔ خون من است

گرنخواهی ریخت خونم زلف را چندین متاب

گل چنان بی آب شد در عهد رخسارت که گر

خرمنی ازگل بسوزی قطره‌ای ندهد گلاب

خط تو نارسته می‌بنماید اندر زیر پوست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۹

 

هست سر بردوش من باری و باری می کشم

تا مگر اندازمش در پای خوبان عاقبت

رای آن دادم که خونم را بریزند اهل حسن

شد موافق رای من با رای خوبان عاقبت

بارها گفتم که ندهم دل به خوبان لیک دل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۸۲

 

شربت و صلت نجویم کار من خون خوردنست

من خوشم تو مرهم آنجاها رسان که آزردنست

جان من از مایهٔ غمهای تو پرورده شد

خلق غم گویند و نزد بنده جان پروردنست

کشتن من بر رقیب انداز وخود رنجه مشو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۸۹

 

جعد مرغولت که در هربند او صد حلقه است

دام دلهای اسیران گرفتار بلاست

هر که در کوی تو بویی برد از عالم گذشت

هر که از دردت نصیبی یافت فارغ از دواست


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۰۴

 

گر چه خفتن خوش بود با یار در شبهای وصل

لیک در شبهای غم بیدار بودن هم خوش است

اندک اندک گه گهی بایار بودن خوش بود

ور میسر گرددم بسیار بودن هم خوش است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۱۵

 

هر مژه از غمزهٔ خون ریز تو ناوک زنی است

کاندرون هر جگر زان زخم ناوک روزنی است

چشمت آفت، غمزه فتنه، خط قیامت، رخ بلاست

آشنایی با چنین خصمان نه حد چون منی است

جان که زارم می‌کشد از یاد چون تو دوستی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۱۶

 

چشمم ار بی‌تو جهان بیند بگیرش عیب ازانک

خیرهٔ بی‌دیدهٔ آلودهٔ تر دامنی است

ساقیا گر می خورم بی تو نگویی کان می است

مردنم را شربتی و آتشم را روغنی است

اندران مجلس که خود را زنده سوزند اهل عشق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۲۴

 

ما و مجنون در ازل نوشیده‌ایم از یک شراب

در میان ما از آن دو اتحاد مشربست


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۲۷

 

سرو بستان ملاحت قامت رعنای تست

نور چشم عاشقان خسته خاک پای تست

من نه تنها گشته‌ام شیدای دردت جان من

هرکرا جان و دل و دینی بود شیدای تست

در درون مسجد و دیر و خرابات و کنشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۴۰

 

خون من در گردنم کامروز دیدم روی او

چنگ من فردای محشر هم به دامان منست


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۵۲

 

بیش رفتارت بیاید راه کبکم در نظر

گر رونده هست لیکن هم‌چو تو آینده نیست

چون بلایی نیست چشمت را به کشتن باز کن

هر که در عهدت به مرگ خویش میرد زنده نیست


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۵۸

 

چون بگیتی هر چه می‌آید روان خواهد گذشت

خرم آنکس کونکو نام از جهان خواهد گذشت

مهر جانی وبهاری کایدت خوش باش ازانک

چند بعد از تو بهار و مهر جان خواهد گذشت

خسرو بستان متاعی در دکان روزگار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۵۹

 

با غمش خو کردم امشب گرچه در زاری گذشت

یاد میکردم از آن شبها که در یاری گذشت

مردمان گویند چونی در خیال زلف او

چون بود مرغی که عمرش در گرفتاری گذشت

ناخوش آن وقتی که بر زنده‌دلان بی عشق رفت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۶۸

 

من به نقد امروز با وصل بتانم در بهشت

زاهد بیچاره در دل وعده فردا گرفت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]