گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۵

 

ای روی تو شمع تاج دارانزلف تو طلسم بی‌قراران
اعجوبهٔ زلف خرده کارتاغلوطهٔ ده بزرگواران
از عکس جمال جان فزایتخورشید و قمر ز شرمساران
در پیش رخت پیاده گشتهاز بهر سجود شهسواران
چون تو به کمال رخ نماییناقص گردند اختیاران
یک ذره غم تو خوشتر آیداز نقد حضور غمگساران
بیکاره بمانده‌اند جملهدر شیوهٔ تو شگرف کاران
در راه تو نام و ننگ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۳۶

 

می‌گریم بر غریبی خویشچون ابر به موسم بهاران
گر شرح دهم غم تو صد سالیک قصه نگویم از هزاران
آن ها که تو میکنی بر این دلاز دل نشود به روزگاران


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۳۰

 

ای آرزوی امیدواران
ای مرهم درد دل فگاران
از دشمنی آنچه بود، کردی
ای دوست، چنین کنند یاران؟
تا سایه زلف تو بدیدم
دیوانه شدم چو سایه داران
افگند تنم چو موی باریک
در زیر گلیم سوکواران
می گریم بر غریبی خویش
چون ابر به موسم بهاران
گر شرح دهم غم تو صد سال
یک قصه نگویم از هزاران
آن ها که تو می کنی برین دل
از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی