گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ف»

 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷۹

 

ساز تبختر است اگر مایهٔ شرف

این خواجه بوق می‌زند اقبال چنگ و دف

سیری کجاست تا نگری اقتدار خلق

بالیدگی مخواه ز گاوان ‌کم علف

از رونق ‌کمال تعین حذر کنید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶

 

خوبان، اگر چه هر طرفی می کشند صف

تو در میان جان منی، جمله بر طرف

حالا بپای بوس خیالت مشرفم

گر دولت وصال تو یابم، زهی شرف!

دور از تو نوبهار جوانی بباد رفت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۷۰

 

روزی همی گذشتم جُزوی غزل به کف

دیدم یکی غزالِ خرامان میان صف

با همرهان خویش به نخّاس خانه رفت

نخاس باز کرد یکایک در غُرَف

شاعر میان شارع و طرفه به غرفه بر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۳

 

گفتم به عزم توبه نهم جام می ز کف

مطرب زد این ترانه که می نوش لاتخف

خالی ز دوستی نبود هیچ پوستی

بر صدق این سخن گواهند چنگ و دف

آیا بود که صف نعالی به ما رسد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۱۲

 

اصبحت زایرا لک یا شحنة النجف

بهر نثار مرقد تو نقد جان به کف

تو قبله دعایی و اهل نیاز را

روی امید سوی تو باشد ز هر طرف

می بوسم آستانه قصر جلال تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶

 

ساقی بیا که عمر گران مایه شد تلف

دایم نخواهد این در جان ماند در صدف

طفلی است جان و مهد تن او راقرارگاه

چون گشت راهرو فکند مهدیک طرف

در تنگنای بیضه بود جوجه از قصور

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم سبزواری