گنجور

 
اسیری لاهیجی

زان غمزه ناوکی بمن آید ز هر طرف

یارب مباد تیر بلا را دگر هدف

آمد ندا ز یار که گر مست و عاشقی

درکش بذوق جام فنا را و لاتخف

چون سوختم برآتش عشقش ملک بدوش

برعرش برد مسند عزم ازین شرف

آنان که آستین ز دو عالم فشانده اند

آورده اند دامن دلدار را بکف

هرکس ز شوق یار سراید سرود غم

زاهد به لااله و مطرب بچنگ و دف

خورشید روی یار زهر ذره ظاهرست

بگشای چشم باطن و بنگر ز هر طرف

تابد درون جان اسیری هزار مهر

من حب نوربخشک یا شحنة النجف

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیر معزی

روزی همی گذشتم جُزوی غزل به کف

دیدم یکی غزالِ خرامان میان صف

با همرهان خویش به نخّاس خانه رفت

نخاس باز کرد یکایک در غُرَف

شاعر میان شارع و طرفه به غرفه بر

[...]

ادیب صابر

ای اوج چرخ قصر معالیت را شرف

اسلام و دین گرفته به تو نصرت و شرف

بر خاتم شرف نسب پاک تو نگین

واندر جهان ز خاتم پیغمبران خلف

نام تو نعت صورت و فعل تو آمدست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ادیب صابر
اثیر اخسیکتی

کرد از جهان رحیل جهانی همه شرف

ای مملکت علی الله و ای فلک لاسلف

چون اسب رقعه دو سپهر پیاده رو

فرزین ملک را بر بود از میان صف

اختر فشان ز دیده سحابی بمن رسید

[...]

عراقی

افکند بحر عشق صدف چون به هر طرف

گوهرشناس بهر گهر نشکند صدف

حسین خوارزمی

ای ناوک بلای ترا سینه ها هدف

در یتیم عشق ترا جان ما صدف

در راه اشتیاق تو ای کعبه مراد

هر دم هزار قافله دل شده تلف

عالم پر از تجلی حسن و تو وانگهی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه