زان غمزه ناوکی بمن آید ز هر طرف
یارب مباد تیر بلا را دگر هدف
آمد ندا ز یار که گر مست و عاشقی
درکش بذوق جام فنا را و لاتخف
چون سوختم برآتش عشقش ملک بدوش
برعرش برد مسند عزم ازین شرف
آنان که آستین ز دو عالم فشانده اند
آورده اند دامن دلدار را بکف
هرکس ز شوق یار سراید سرود غم
زاهد به لااله و مطرب بچنگ و دف
خورشید روی یار زهر ذره ظاهرست
بگشای چشم باطن و بنگر ز هر طرف
تابد درون جان اسیری هزار مهر
من حب نوربخشک یا شحنة النجف



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و به چالشهای عشق میپردازد. او از تیر بلا و اندوه ناشی از غمزههای یار میگوید و آرزو دارد که دیگر هدف بلا قرار نگیرد. در ادامه، دعوت به مستی و عشق میکند و میگوید که این عشق او را به عرش میبرد. اشاره میکند که کسانی که از دو دنیا دست کشیدهاند، دامن دلدار را میگیرند و در نهایت، بر نور وجود معشوق تأکید کرده و خواهان روشنایی بیشتری از آن عشق و زیبایی است.
هوش مصنوعی: از آن چشمک زدنش، ناخواسته به من آسیب میرسد. خدایا، نکند که تیر بدبختی دوباره به من اصابت کند.
هوش مصنوعی: ندایی از محبوب به گوش میرسد که اگر عاشق و مستی، از لذت باده فنا غافل نشو و نترس.
هوش مصنوعی: خود را در آتش عشق او سوزاندم و با این حال، مقام و منزلت بزرگی نصیبم شد که بر فراز عرش قرار گرفت. این موضوع نشانگر عظمت و قدرت عشق او است.
هوش مصنوعی: کسانی که از دنیای مادی و غیرمادی دست کشیدهاند، دامن محبوب را با عشق در کف خود دارند.
هوش مصنوعی: هر کسی که از عشق محبوبش شعر میسراید، درد و غم را به زاهدان نشان میدهد و به جای آن به نوازندگان با چنگ و دف میپردازد.
هوش مصنوعی: نور خورشید وجود محبوب در هر ذرهای نمایان است. چشمان باطن را باز کن و از همه جهات نگاه کن.
هوش مصنوعی: تا همیشه در دل این اسیر، هزاران محبت من همچون نور پرفروغی جاری باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزی همی گذشتم جُزوی غزل به کف
دیدم یکی غزالِ خرامان میان صف
با همرهان خویش به نخّاس خانه رفت
نخاس باز کرد یکایک در غُرَف
شاعر میان شارع و طرفه به غرفه بر
[...]
ای اوج چرخ قصر معالیت را شرف
اسلام و دین گرفته به تو نصرت و شرف
بر خاتم شرف نسب پاک تو نگین
واندر جهان ز خاتم پیغمبران خلف
نام تو نعت صورت و فعل تو آمدست
[...]
کرد از جهان رحیل جهانی همه شرف
ای مملکت علی الله و ای فلک لاسلف
چون اسب رقعه دو سپهر پیاده رو
فرزین ملک را بر بود از میان صف
اختر فشان ز دیده سحابی بمن رسید
[...]
افکند بحر عشق صدف چون به هر طرف
گوهرشناس بهر گهر نشکند صدف
ای ناوک بلای ترا سینه ها هدف
در یتیم عشق ترا جان ما صدف
در راه اشتیاق تو ای کعبه مراد
هر دم هزار قافله دل شده تلف
عالم پر از تجلی حسن و تو وانگهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.