گنجور

اشعار مشابه

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹

 

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است

گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست

هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است

افسوس که شد دلبر و در دیده گریان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳

 

یارب چمن حسن تو خرم زچه آبست

کاندر نظرم هر چه به جز تست سرابست

غیر از دل عشاق تو معمور ندیدیم

گشتیم سراپای جهان جمله خرابست

هر کس که چشید از می عشق تو نشد پیر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰

 

در غمزه مستانه ساقی چه شرابست

کز نشأه آنجان جهان مست و خرابست

هشیار نه یک زاهد و مخمور نه یک مست

مستست تر و خشک جهان اینچه شرابست

عشقست روان در رک و در ریشه جانها

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ا‌لله ثراه فرماید

 

در چشم منست آنچه به رخسار تو آب است

در جسم منست آنچه به ‌گیسوی تو تاب است

دل بی‌تو بسی تنگتر از سنهٔ چنگ است

جان بی‌تو بسی زارتر از زیر رباب است

بر ما به تکبر نگری این چه غرورست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

عرفی شیرازی » ِغزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳

 

صد شکر که بتخانه ی اندیشه خراب است

ناقوس و تبش در گرو باده ی ناب است

با قسمت خود هر که تو بینی جم و دارا است

محتاجی مردم همه آن سوی حساب است

سیرابی و لب تشنگی از هم نشناسیم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی شیرازی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۶

 

چشم تو عجب نیست اگر مست و خراب است

کز روی عرقناک تو در عالم آب است

در دل فکند شور جزا گریه تلخش

از آتش رخسار تو هر دل که کباب است

چشمی که چو مژگان نکند هر دو جهان را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۷

 

بر هر که نظر می فکنم مست و خراب است

بیداری این طایفه خمیازه خواب است

بی اشک ندامت نبود عشرت این باغ

از خنده گل آنچه بجامانده گلاب است

چون اخگرسوزان، دل ما سوختگان را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۸

 

در عالم فانی که بقا پا به رکاب است

گر زندگی خضر بود نقش بر آب است

از مردم دنیا طمع هوش مدارید

بیداری این طایفه خمیازه آب است

چون کوه، بزرگان جهان آنچه به سایل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۹

 

جمعیت جسم از نفس پا به رکاب است

شیرازه مجموعه ما موج سراب است

جایی که بود عمر خضر نقش بر آبی

این هستی ده روزه ما در چه حساب است؟

این هستی پوچی که تو دلبسته آنی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳

 

آبادتر آن سینه که از عشق خراب است

آزادی آن دل که در آن زلف تاب است

کو غمزده ای تا کند از ناله من رقص

کاین نامه من زمزمه چنگ و رباب است

جستم به سؤال آب حیاتی ز لب دوست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۹۰

 

تا آفت غم لازمه طبع شراب است

می بوی خوش و ساغر ما چشم خراب است

چون نشکندم دل، که ز پوشیدن رویت

آن را که شکستی نرسد، طرف نقاب است

کفرست تهی‌کاسگی باده‌پرستان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۶

 

بنیاد وجودم ز تو ای دوست خراب است

وین کار خرابی همه از حب شراب است

جانم به عذاب است ز مخموری دوشین

ساقی قدحی ده که در آن عین ثواب است

چون میگذرد عمر سبک رطل گران ده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۷

 

روزی که به من ناز و عتابت به حساب است

آن روز مرا روز حساب است و عذاب است

گفتی پس قرنی ز جفایت بکشم دست

فریاد من از دست تو باز این چه عتاب است

خواهند شدن صید و تا ماه ز ماهی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۴

 

یاری که غمی می برد از یاد، شراب است

خون گرمی اگر هست درین بزم، کباب است

ناصح مدم افسون، که خراباتی عشقیم

این گوش، پر از زمزمهٔ چنگ و رباب است

هر جا که دلی بود به معمورهٔ امکان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۳

 

ساقی چه دهی پند من این بزم شراب است

از گریه مرا منع مکن، عالم آب است

از عشق تو آسان نتوان جست، که دارد

دستی که گلوگیرتر از پای حساب است

از آینه ی ناصیه در حلقه ی مستان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلیم تهرانی
 

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۴

 

ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است

در مجلس مستان، عرق فتنه شراب است

ویرانه ی ما رونق میخانه شکسته ست

تا صورت دیوار درو مست و خراب است

در هند عجب نیست گر از باده گذشتیم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلیم تهرانی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰

 

جانم بلب و جام لبالب ز شراب است

فردا چه زیان زآتشم این جام پر آب است

گفتم شب امید من از چهره بر افروز

گیسوش بر آشفت که مه زیر سحاب است

سودی ندهد پند، بگویید بناصح:

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نشاط اصفهانی
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۸۵ - ایضا له

 

در میکده آنرا که به کف جام شراب است

عیبش مکن ار شام و سحر مست و خراب است

برداشتن از می نتواند سر خود را

از باده هوا در سر آن کو چو حباب است

سر رشته کارش کشد آخر به خرابی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرعلیشیر نوایی
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲

 

با نازکی حسن تو، کی تاب حجاب است

برروی تو، افروختن چهره نقاب است!

از آتش آن چهره، دل سنگ گدازد

تا دیده ترا، خانه آیینه خراب است

لبریز طراوت شده از بس گل رویت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

واعظ قزوینی