گنجور

اشعار مشابه

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶

 

آن یار کز او خانه ما جای پری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود

تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱

 

یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود

کاو را به سر کشته هجران گذری بود

آن دوست که ما را به ارادت نظری هست

با او مگر او را به عنایت نظری بود

من بعد حکایت نکنم تلخی هجران

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۳

 

آنروز که پیدایی ما را اثری بود

در آینهٔ ذره غبار نظری بود

نقشی ندمیدیم به صد رنگ تامل

نقاش هوس خامهٔ موی ‌کمری بود

گرعافیتی هست ازین بحر برون است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۴

 

با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود

لبریز خیال توگداز جگری بود

افسوس که دامان هوایی نگرفتیم

خاکستر ما قابل عرض سحری بود

دل رنگ امیدی ندمانیدکه نشکست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۲۱

 

تامنزل من بادیه بیخبری بود

هر موج سرابم به نظر بال پری بود

چون سرو درین باغ ز آزادگی خویش

باری که به دل بودمرابی ثمری بود

افسوس که چون ناوک بازیچه اطفال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۵

 

در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود

خونابهٔ آغشته به لخت جگری بود

در دام تو افشاندم و آزاد نشستم

اسباب گرفتاری ما مشت پری بود

چون شمع ز سرمایهٔ هستی به بساطم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

ملا احمد نراقی » دیوان اشعار » منتخب غزلیات و قطعات » شمارهٔ ۱۵

 

ای کاش شب تیره ی ما را سحری بود

تا در سحر این ناله ی ما را اثری بود

آزادی ام از دام هوس نیست، ولیکن

صیاد مرا کاش به صیدش گذری بود

یک دیده گشودیم به روی تو و بستیم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملا احمد نراقی