گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)» و حروف قافیهٔ «انم»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶۶

 

تا با تو قرین شده‌ست جانم

هر جا که روم به گلستانم

تا صورت تو قرین دل شد

بر خاک نیم بر آسمانم

گر سایه من در این جهان است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶۷

 

امروز مرا چه شد چه دانم

امروز من از سبک دلانم

در دیده عقل بس مکینم

در دیده عشق بی‌مکانم

افسوس که ساکن زمینم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶۸

 

ای جان لطیف و ای جهانم

از خواب گرانت برجهانم

بی‌شرم و حیا کنم تقاضا

دانی که غریم بی‌امانم

گر بر دل تو غبار بینم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۱۸

 

گر دست دهد هزار جانم

در پای مبارکت فشانم

آخر به سرم گذر کن ای دوست

انگار که خاک آستانم

هر حکم که بر سرم برانی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۷

 

از عشق در اندرون جانم

دردی است که مرهمی ندانم

بی روی کسی که کس ندید است

خونابه گرفت دیدگانم

از بس که نشان از بجستم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹

 

گر در سر عشق رفت جانم

شکرانه هزار جان فشانم

بی عشق اگر دمی برآرم

تاریک شود همه جهانم

تا دور فتاده‌ام من از تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴

 

ای ناگزران عقل و جانم

وی غارت کرده این و آنم

ای نقش خیال تو یقینم

وی خال جمال تو گمانم

تا با خودم از عدم کمم کم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵

 

ای دیدن تو حیات جانم

نادیدنت آفت روانم

دل سوخته‌ای به آتش عشق

بفروز به نور وصل جانم

بی‌عشق وصال تو نباشد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶

 

آمد بر من جهان و جانم

انس دل و راحت روانم

بر خاستمش به بر گرفتم

بفزود هزار جان به جانم

از قد بلند و زلف پشتش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹

 

از تف دل آتشین دهانم

زان نام تو بر زبان نرانم

ترسم که چو صبر از غم تو

نام تو بسوزد از زبانم

فریاد کز آتش دل من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸

 

جانا، نظری که ناتوانم

بخشا، که به لب رسید جانم

دریاب، که نیک دردمندم

بشتاب، که سخت ناتوانم

من خسته که روی تو نبینم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳

 

تا هست نشانی از نشانم

خاک قدم سبوکشانم

تا ساغر من پر از شراب است

از شر زمانه در امانم

تا در کفم آستین ساقیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۰۴

 

ای روی تو عمر جاودانم

عمری ست که بی تو در فغانم

از نرگس جادوی تو هر روز

پیداست که چیست در نهانم؟

چون سحر دو چشم تو ببینم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۰۰

 

بی تو نفسی که زنده مانم

اگر می کشیم سزای آنم

هرگز نبرم زنیغ نو مهر

گر کارد رسد به استخوانم

دل را ز لبت چو سازم آگاه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۹

 

خال ب نسته داغ جانم

دل سوخته اینه و کشته آنم

خاکی که بر آن نشان آن پاست

از آب بقا دهد نشانم

تارخ نهمش پس از قنا نیز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۶۵

 

فریاد که آتش نهانم

افتاد به مغز استخوانم

سوز دل و آتش درونم

افکنده شرر به خانمانم

چون زورق اگر روم به دریا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی