گنجور

اشعار مشابه

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶

 

گر می فروش حاجت رندان روا کند

ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند

ساقی به جام عدل بده باده تا گدا

غیرت نیاورد که جهان پربلا کند

حقا کز این غمان برسد مژده امان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳

 

هرچ از وفا به جای من آن بی‌وفا کند

آنرا وفا شمارم اگرچه جفا کند

با آنکه جز جفا نکند کار کار اوست

یارب چه کارها کند او گر وفا کند

آزادگان روی زمینش رهی شوند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷۲

 

عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند

حاشا که خضر پیروی نقش پا کند

کی ناز خشک می کشد از موجه سراب

لب تشنه ای که ناز به آب بقا کند

زنجیر بندخانه تقدیر محکم است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷۴

 

محبوس آسمان چه پروبال واکند

در زیر سنگ سبزه چه نشو ونما کند

از بس درشت می رود این توسن فلک

وقت است بند بند من از هم جدا کند

انجام کار ما و غم یار روشن است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۲

 

در راه عشق هر که بمن اقتدا کند

باید که سر ببازد و جان را فدا کند

دیوانه وار خانه هستی کند خراب

هر کو اساس عشق حقیقی بنا کند

باری گزیده ایم که در حاصل حیات

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۲

 

فردا که دوست کشته خود را ندا کند

خیزد ز خاک و بار دگر جان فدا کند

شد روی دوست قبله ما کو امام شهر

تا در نماز خویش به ما اقتدا کند

بس پیر سالخورده که چون طفل خردسال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۳

 

حادی که بهر ناقه سلمی حدا کند

باید ز شرح فاقه ما ابتدا کند

دانی به راه بادیه بانگ درای چیست

گم گشتگان قافله جو را ندا کند

با نسخه طبیب چه کار آن مریض را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۴

 

گر دل سر شکایت دیرینه واکند

بیگانگی چه ها به تو دیر آشنا کند

در راه انتظار تپد گر چنین دلم

نازت به وعده ای که ندادی وفا کند

نازم به دور باش نگاهت که روز وصل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۷۳

 

آن کیست تا ز کار کسی عقده واکند؟

تقدیر نی به ناخن مشکل گشا کند

بر چشم مهر و مه ننهد پای، غیرتم

گردون گر استخوان مرا، توتیا کند


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۸۱

 

این خودسری که زلف تو ایدلربا کند

با روزگار غمزدگان تا چها کند

زلف از کنار چاه زنخدان مگیر باز

بگذار دستگیری افتادها کند

گشتم اسیر غمزۀ طفلی که صید دل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

ملا احمد نراقی » دیوان اشعار » منتخب غزلیات و قطعات » شمارهٔ ۱۱

 

دانی که یار حاجت ما کی روا کند

چون تیغ را به گردن ما آشنا کند

دی داد پیر میکده فتوی که لازم است

بی عشق هرکه کرده نمازی قضا کند

ای پیک کوی یار به صیاد ما بگوی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملا احمد نراقی
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۳

 

باشد که درد ما به تفقّد دوا کند

کام دل ضعیف ز وصلش روا کند

آن سرو ناز رسته که در بوستان ماست

باشد که از کرم نظری سوی ما کند

مردم ندامتی ز خطا برده اند لیک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جهان ملک خاتون
 

امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵ - تتبع خواجه

 

آن بیوفا چه شد که نظر سوی ما کند

وعده کند وفا و به وعده وفا کند

آنکاو ز جور مغبچگان در شکایت است

باید به پیر دیر مغان التجا کند

شوخی که التفات به سوی شهان نکرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرعلیشیر نوایی