هرچ از وفا به جای من آن بیوفا کند
آنرا وفا شمارم اگرچه جفا کند
با آنکه جز جفا نکند کار کار اوست
یارب چه کارها کند او گر وفا کند
آزادگان روی زمینش رهی شوند
گر راه سرکشی و تکبر رها کند
از کام دل رها کندش دست روزگار
آنرا که دست عشق وی از دل جدا کند
از بس که کبریای جمالست در سرش
بر عاشقان سلام به کبر و ریا کند
گر فوت گرددش همهٔ عمر یک جفا
خوی بدش قرار نگیرد قضا کند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف رفتارهای یار بیوفا و جفاگر میپردازد و با وجود همۀ آسیبهایی که از او میبیند، همچنان از او وفا میخواهد. او بر این باور است که اگر یار به وفا روی آورد، به راحتی میتواند دل آزادگان را به دست آورد و از خود برکت و خیر بر جای بگذارد. همچنین، شاعر به کنایه میگوید که زیبایی و خودخواهی یار باعث تحمیل رفتارهای زشت به عاشقان شده و حتی اگر او یک بار به عاشق ظلم کند، این رفتار ناپسند از سر او دور نخواهد شد. در نهایت، این شعر بیانگر غمی عمیق و آرزویی است که شاعر برای محبت و وفای یار دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی که به من وفا نمیکند، به جای من کارهایی از روی وفا انجام دهد، من آن را وفا میدانم، هرچند که او در واقع جفا کرده باشد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او جز خیانت و ناپایداری نمیکند، ای کاش کارهای شگفتانگیزی انجام دهد اگر روزی وفادار باشد.
هوش مصنوعی: اگر او راه نافرمانی و خودپسندی را رها کند، آزادگان دنیا به او گرایش پیدا خواهند کرد و در این صورت او را میپذیرند.
هوش مصنوعی: اگر عشق واقعی کسی را از دلش جدا کند، روزگار او را از آنچه که میخواهد و کام دلش است، رها میکند.
هوش مصنوعی: بهخاطر زیبایی و عظمت چهرهاش، او به عاشقان طوری سلام میکند که به نظر میرسد با تکبر و فریب برخوردمیکند.
هوش مصنوعی: اگر او تمام عمرش به خاطر یک بیادبی یا بدی، نابود شود، باز هم ذات بد و ناپسندش تغییر نخواهد کرد و قضا وقدر او را به همین شکل خواهد رساند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
با خلق هر کرم که کند هم خدا کند
باشد که ناگهی نگهی هم به ما کند
عیش و نشاط و شادی و لهوست مرمرا
تا ساقی من آن بت حوری لقا کند
زهره ست و ماه باده و رویش به روشنی
زان هر دو نور مجلس ما پر ضیا کند
آری چو ماه و زهره به یک جا قران کنند
[...]
چون مرد ترسد از حدئی کاوفتد و را
بهر وضو ز مسجد خود را جدا کند
بر قول بوحنیفه و شیبانی آن زمان
باید که آن نماز شده ز ابتدا کند
زیرا که نزد این دوامامش مجال نیست
[...]
با خلق هر کرم که کند چون خدا کند
باشد که ناگهان نظری سوی ما کند
در راه عشق هر که بمن اقتدا کند
باید که سر ببازد و جان را فدا کند
دیوانه وار خانه هستی کند خراب
هر کو اساس عشق حقیقی بنا کند
باری گزیده ایم که در حاصل حیات
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.