گنجور

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۴ - هرج و مرج

 

بزم طرب ساز وین فراز در غم
سادهٔ زیبا بخواه و بادهٔ در غم
خون سیاووش ربز در کف موسی
قبلهٔ زردشت زن به خیمهٔ رستم
مطرب‌! چون ساختی نوای همایون
گاه ره زیر ساز و گاه ره بم
باده همی ده مرا و بوسه همی ده
بوسه مؤخر خوش است و باده مقدم
ساقی‌، روی تو زبر زلف چه باشد
روزی روشن نهفته […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۴ - د‌ر ستایش مرزا ابوالقاسم قایم‌مقام رحمه‌لله فرماید

 

شاعری امروز مر مراست مسلم

از شرف مدحت اتابگ اعظم

حضرت قایم مقام صدر قدر قدر

احمد عیسی خصال میر خضر دم

آنکه به رای رزین مربی‌گردون

وانکه به فکر متین مقوم عالم

خلق روان سیرتش روان مصور

خوی بهشت آیتش بهشت مجسم

ساحت گیتی ز جود اوست مزین

جبهت‌ گردون به داغ اوست موسم

خرمن خرمن شکر زگفتش پیدا

دریا دریاگهر به‌کلکش مدغم

دولت ایران برای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی