گنجور

 
سوزنی سمرقندی

صاحب عادل وزیر شاه معظم

صدر خجسته پی عزیز مکرم

سرور عالم که هست از نیت نیک

عالمیانرا بشفقت پدر و عم

خرم و خوش باش کز قبل اوست

پیش ممالک مرفه و خوش و خرم

تا سوی در غم نشاط کرد و خرامید

شد در غم بسته بر نواحی در غم

در غم چون بادیه شده ز غم آب

گشت چو دریا پر آب و رفت همه غم

تا که بدر غم نیامد او بتماشا

در غمیانرا جز آب دیده نشدنم

هست کنون بیم آن کز آب فراوان

در غم پنهان شو چو یونان در یم

بر همه عالم موفق است بتیمار

شفقت او پرورنده همه عالم

آدمئی نیست گر عنایت او نیست

آدمیانرا مگر وصی شد از آدم

خلق گریزنده و رمیده و طان

باز بعدل وی آمدند فراهم

نام عمر زنده کرد و داد بگسترد

نام ستم کرد از نهاد جهان کم

سرور هر محفل است و صاحب عادل

چون سر هر سال هست ماه محرم

دهر بجز بر رضای او نکند کار

بخت بجز بر مراد او نزند دم

تا نبود خط و کلک کار گشایش

شغل همه عالم است مشکل و مبهم

مصلحت شاه و لشکری و رعیت

بر قلم او مفوض است و مسلم

در خور انگشت اوست خاتم دولت

عیش ابد نقش بر نگینه خاتم

تا حرم کعبه معظم را هست

حرمت بر آستانهای مقدم

باد بحرمت سرای دولت عالیش

چون حرم کعبه شریف معظم

دولت او باد تا قیامت عالی

حکم روانش همیشه نافذ و محکم

تا که جهانست او همی . . . باد

نافذ فرمان و فخر دوده آدم

 
 
 
سوزنی سمرقندی

شاعرکی تاز باز یافه درآیم

هر نفسی تاز را بزخم درآیم

تا ز چو دیدم زمانش ندهم یکدم

تا بنمایم وثاق و حجره و جایم

گرد پلاس خر دریده نگردم

[...]

میبدی

اذا کنت قوت النفس ثم هجرتها

فلم تلبث النفس التی انت قوتها

جان و جهانم تویی و گرت نبینم

یکسر بد روز باد جان و جهانهم.

حمیدالدین بلخی

چون چنبر عنبرین بنفشه در هم

گاهیش قدم فرق و گهی فرق قدم

همام تبریزی

هست امیدم که خاک پای تو گردم

بار خدایا بدین امید رسانم

رضاقلی خان هدایت

گر سلسلهٔ زلفت در دور چنان پیچد

در پیچِ نماز خود دوزخ به دعا خواهم

روی سیه و موی سفید آوردم

چشمی گریان، قدی چو بید آوردم

چون خود گفتی که ناامیدی کفر است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از رضاقلی خان هدایت
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه