گنجور

منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۷ - در وصف صبوحی

 

آمد بانگ خروس مؤذن میخوارگان

صبح نخستین نمود روی به نظارگان

که به کتف برفکند چادر بازارگان

روی به مشرق نهاد خسرو سیارگان

باده فراز آورید چارهٔ بیچارگان

[...]

منوچهری
 

منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۷ - در وصف صبوحی

 

باده فراز آورید چارهٔ بیچارگان

قوموا شرب الصبوح، یا ایها النائمین

هر که صبوحی کند با دل خرم بود

با دو لب مشکبوی، با دو رخ حور عین

پیش من آور نبید در قدح مشکبوی

[...]

منوچهری
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح شروان شاه منوچهر

 

عالم جان خاص توست نوبه فرو کوب هین

گوهر دل خاک توست رد مکن ای نازنین

منتظران تواند مانده ترنجی به کف

رخش برون تاز هان، پرده برانداز، هین

کیست ز مردان که نیست تیغ تو را هم نیام؟

[...]

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۸ - مطلع دوم

 

غارت دل می‌کنی شرط وفا نیست این

کار من از سایه شد سایه برافکن ببین

خاقانی
 

سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » باب ششم » داستانِ زن دیبا فروش و کفشگر

 

مرد که فردوس دید، کی نگرد خاکدان

و آنک بدریا رسید ، کی طلبد پارگین

مهره نگر، گو مباش افعیِ مردم‌گزای

نافه طلب، گومباش آهویِ صحرانشین

سعدالدین وراوینی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۲۹

 

دوش مرا گفت عقل از سر رای زرین

کای پسر احباب را بر دو جهان بر گزین

جز دم ایشان مزن جز درِ ایشان مرو

جز دل ایشان مجوی جز رخِ ایشان مبین

بس ز وجود و عدم تا به کی از کیف و کم

[...]

حکیم نزاری
 

کمال خجندی » قصاید » شمارهٔ ۳

 

ای مه رخسار تو مطلع صبح یقین

غاشیه کبریات شهپر روح الامین

آینه دار رخت عارض ماه تمام

تکیه گه منبرت پایه چرخ برین

سایه قد تو دید در چمن دلبری

[...]

کمال خجندی
 

نسیمی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۳

 

عاقل دانا بیاب آیت سحر مبین

چشم خرد باز کن در رخ یارم ببین

مصحف حق روی اوست حبل متین موی اوست

بیخرد و گمره است هر که نداند چنین

کیش من و دین من روز جزا این بود

[...]

نسیمی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ - ایضا من جمله اشعاره فی مدح میر محمدامین خان ترکمان گفته

 

داده فزون از فلک زیب زمان و زمین

مایهٔ امن و امان میر محمد امین

آن که چو شاهنشهان آمده صاحبقران

وانکه چو فرماندهان آمده شوکت قرین

بارگه رفعتش کرد قضا چون بنا

[...]

محتشم کاشانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » مطالع » شمارهٔ ۳۸۳

 

آبروی دیده ها باشد ز اشک آتشین

کاسه دریوزه می گردد نگین دان بی نگین

صائب تبریزی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ » شمارهٔ ۴۸ - تاریخ فوت میرمحمدحسین

 

آه که آخر کسوف کرده ز جور فلک

مهر جهانتاب علم میرمحمدحسین

کرده غروب و نموده روز جهان را سیاه

کوکب فضلش که داشت شعشعه نیرین

رفت زو فتاد از صفا محفل دانشوری

[...]

مشتاق اصفهانی
 

هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ‌ها » شمارهٔ ۲۵ - تاریخ رحلت

 

حیف ز حاجی نبی گوهر بحر وجود

کز ستم آسمان گشت نهان در زمین

در گران قیمتی بود و سپهر از جفا

در دل خاکش نهاد ساخت چو گنجش دفین

رفت ازین گلستان چون گل و احباب را

[...]

هاتف اصفهانی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۹ - و من نوادر طبعه

 

دوش چو سلطان چرخ ‌گشت به مغرب مکین

جانب مسجد شدم از پی اکمال دین

گفتم اول نماز آنگه افطار از آنک

سنت احمد چنان مذهب جعفر چنین

دیدم در پیش صف پاک‌گهر زاهدی

[...]

قاآنی
 

قاآنی » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱۴ - وله ایضاً

 

فصل ادب اصل جود صدر هدی روی دین

خازن گنج وجود خواجهٔ چرخ برین

قاآنی
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۲۱ - توجه امام(ع) به سوی کربلا

 

ذبیح را گر که بود نثار جان فرض عین

و یا ز ایثار سر به گردنش بود دین

به حکم میراث شد فدا نصیب حسین

ادا کند تا که دین شهنشه مشرقین

صامت بروجردی
 

صفای اصفهانی » دیوان اشعار » مسمطات » در منقبت و مدح حضرت خاتم النبیین و سید المرسلین صلی الله علیه و آله و سلم

 

هستی چون حلقه ئیست ذات محمد نگین

جای نگین عرش ذات نقش نگین سر دین

حلقه زن مصطفی است حلقه حق الیقین

از جبروت سما تا ملکوت زمین

صفای اصفهانی
 

صفای اصفهانی » دیوان اشعار » مسمطات » در مدح رکن الدوله والی خراسان

 

قومو اضاق المجال یا ایها النائمون

هبوا طال الرقود یا معشرا الراقدین

برنگ آزرم گل ببوی رشک گلاب

صاف چو یاقوت تر پاک چو در ثمین

رامش جان بر زنید جان بخروش آورید

[...]

صفای اصفهانی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » سایر اشعار » شمارهٔ ۴ - مسمط در میلاد با سعادت امام زمان علیه السلام

 

مهدی صاحب زمان امام حی مبین

کعبه ارباب صدق قبله اهل یقین

مظهر پروردگار، رحمت بر عالمین

آنکه پی نصرتش آید حبل المتین

حاجب شیرازی
 

حاجب شیرازی » گزیدهٔ اشعار » سایر اشعار » شمارهٔ ۴ - مسمط در میلاد با سعادت امام زمان علیه السلام

 

«حاجب » درویش را خامه سحرآفرین

نویسد اندر کلام هذا سحر مبین

گیرد با نظم خود تمام روی زمین

ملک، به حق آن اوست بی حشم و بی نگین

حاجب شیرازی
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۷۱ - فصل بهار

 

بر لب جوئی نشین

آب روان را ببین

نرگس ناز آفرین

لخت دل فرودین

اقبال لاهوری
 
 
۱
۲