گنجور

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۷

 

دلی دیرم ولی دیوانه و دنگز دستم شیشهٔ ناموس بر سنگ
ازین دیوانگی روزی برآیمکه در دامان دلبر برزنم چنگ


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۸

 

وای آن روجی که در قبرم نهند تنگببالینم نهند خشت و گل و سنگ
نه پای آنکه بگریزم ز ماراننه دست آنکه با موران کنم جنگ


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۹

 

دلی دیرم چو مو دیوانه و دنگزده آئینه هر نام بر سنگ
بمو واجند که بی نام و ننگیهر آن یارش تویی چه نام و چه ننگ


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۶۷

 

ز رویم وقت کشتن می رود رنگ
که میترسم بگیر تیغ او زنگ
گذشت از خون من نارانده شمشیر
چه حکمت بود پیش از آشتی جنگ
به بازی گل زدم ناگه برو گفت
چرا بر شاخ نازک میزنی سنگ
چو بوسی میدهی باریه روانتر
که دارم با دهانش فرصتی تنگ
سگم می خواند و می خواهدم عذر
سگی باشم اگر دارم ازین ننگ
به من […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی