گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸۰

 

از این پستی به سوی آسمان شوروانت شاد بادا خوش روان شو
ز شهر پرتب و لرزه بجستیبه شادی ساکن دارالامان شو
اگر شد نقش تن نقاش را باشوگر ویران شد این تن جمله جان شو
وگر روی از اجل شد زعفرانیمقیم لاله زار و ارغوان شو
وگر درهای راحت بر تو بستندبیا از راه بام و نردبان شو
وگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی