گنجور

شعرهای با وزن «مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)» و حروف قافیهٔ «ات»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶

 

بده یک جام ای پیر خرابات

مگو فردا که فی التأخیر آفات

به جای باده درده خون فرعون

که آمد موسی جانم به میقات

شراب ما ز خون خصم باشد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۰

 

ایا ساقی تویی قاضی حاجات

شرابی ده که آرد در مراعات

چنان گشتم ز مستی و خرابی

که نشناسم اشارات از عبارات

پدر بر خم خمرم وقف کردست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵

 

سحرگاهی شدم سوی خرابات

که رندان را کنم دعوت به طامات

عصا اندر کف و سجاده بر دوش

که هستم زاهدی صاحب کرامات

خراباتی مرا گفتا که ای شیخ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹

 

هر آن روزی که باشم در خرابات

همی نالم چو موسی در مناجات

خوشا روزی که در مستی گذارم

مبارک باشدم ایام و ساعات

مرا بی خویشتن بهتر که باشم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱

 

چه خواهی کرد قرایی و طامات

تماشا کرد خواهی در خرابات

زمانی با غریبان نرد بازم

زمانی گرد سازم با لباسات

گهی شه رخ نهم بر نطع شطرنج

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲

 

نخواهم من طریق و راه طامات

مرا می باید و مسکن خرابات

گهی با می گسارم انده خویش

گهی با جام باشم در مناجات

گهی شطرنج بازم با حریفان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۴

 

ته که ناخوانده‌ای علم سماوات

ته که نابرده‌ای ره در خرابات

ته که سود و زیان خود ندانی

بیاران کی رسی هیهات هیهات


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

ملک‌الشعرای بهار » قطعات » شمارهٔ ۹ - قدرت روح

 

رفیقی داشتم بل اوستادی

که‌صرف ‌صحبتش می گشت اوقات

علوم روح را تدربس می کرد

برین سرگشتهٔ جهل و خرافات

بهم دادیم قولی صادقانه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۱

 

ز من سرگشته در کویِ خرابات

چه می خواهند اصحابِ کرامات

ز فطرت نیست بیرون آفرینش

یکی گنگ و یکی صاحب مقالات

ندایِ لَن ترانی چون شنیدی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶

 

صلای باده زد پیر خرابات

بیا ساقی که فی التاخیر آفات

من و مستی و ذوق می پرستی

چه کار آید مرا کشف و کرامات

می و نقل است ورد من شب و روز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی