گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶

 

جز آستان توام در جهان پناهی نیستسر مرا به جز این در حواله گاهی نیست
عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازمکه تیغ ما به جز از ناله‌ای و آهی نیست
چرا ز کوی خرابات روی برتابمکز این بهم به جهان هیچ رسم و راهی نیست
زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمربگو بسوز که بر من به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » گنج ایمن

 

نهاد کودک خردی بسر، ز گل تاجیبخنده گفت، شهان را چنین کلاهی نیست
چو سرخ جامهٔ من، هیچ طفل جامه نداشتبسی مقایسه کردیم و اشتباهی نیست
خلیقه گفت که استاد یافت بهبودینشاط بازی ما، بیشتر ز ماهی نیست
ز سنگریزه، جواهر بسی بتاج زدمهزار حیف که تختی و بارگاهی نیست
برو گذشت حکیمی و گفت، کای فرزندمبرهن است که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۷

 

ستاره سوخته عشق را پناهی نیست
در آفتاب قیامت گریزگاهی نیست
به داغ کهنه و نو، روز و شب شود معلوم
به عالمی که منم آفتاب و ماهی نیست
دل رمیده من وحشی بیابانی است
که جز زبان ملامت در او گیاهی نیست
اگر چه آه ندارند در جگر عشاق
نگاه حسرت این قوم کم ز آهی نیست
فغان که در نظر اعتبار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » اگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیست

 

اگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیست

گدای کوی تو کمتر ز پادشاهی نیست

بخواب رفته جوانان و مرده دل پیران

نصیب سینهٔ کس آه صبحگاهی نیست

به این بهانه بدشت طلب ز پا منشین

که در زمانهٔ ما آشنای راهی نیست

ز وقت خویش چه غافل نشسته ئی دریاب

زمانه ئی که حسابش ز سال و ماهی نیست

درین رباط کهن چشم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷

 

به چشم من همه آفاق پر کاهی نیست

سرم خوشست بحمدالله ار کلاهی نیست

فضای ملک خداوند جایگاه منست

مرا از آن چه که در شهر جایگاهی نیست

به‌ غیر رزق مقدر که می‌خورم شب و روز

مرا ز ملک جهان بهره جز نگاهی نیست

هرآنچه می‌رسد از غیب می‌نهم به حضور

خدای غیب بود حاضر ار گواهی نیست

ورای عالم جانم حواله […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی