گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «ور» - صفحهٔ ۱

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۴

 

ندا رسید به جان‌ها ز خسرو منصور

نظر به حلقه مردان چه می‌کنید از دور

چو آفتاب برآمد چه خفته‌اند این خلق

نه روح عاشق روزست و چشم عاشق نور

درون چاه ز خورشید روح روشن شد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۵

 

به من نگر که منم مونس تو اندر گور

در آن شبی که کنی از دکان و خانه عبور

سلام من شنوی در لحد خبر شودت

که هیچ وقت نبودی ز چشم من مستور

منم چو عقل و خرد در درون پرده تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۱

 

قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور

خراب کار مرا شمس دین کند معمور

خدیو عالم بینش چراغ عالم کشف

که روح‌هاش به جان سجده می‌کنند از دور

که تا ز بحر تحیر برآورد دستش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - تغزل در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان

 

نظر دریغ مدار از من ای مه منظور

که مه دریغ نمی‌دارد از خلایق نور

به چشم نیک نگه کرده‌ام تو را همه وقت

چرا چو چشم بد افتاده‌ام ز روی تو دور

تو را که درد نبودست جان من همه عمر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۰

 

به دور عدل تو در زیر چرخ مینایی

چنان گریخت ز دهر دو رنگ، رنگ فتور

که باز شانه کند همچو باد سنبل را

به نیش چنگل خون ریز تارک عصفور


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی سمرقندی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ - در مدح صدر اجل ضیاء الدین منصور

 

رییس مشرق و مغرب ضیاء الدین منصور

که هست مشرق و مغرب ز عدل او معمور

به اصطناع بیاراست دستگاه وجود

به استناد بیفزود پایگاه صدور

سپهر قدری کاندر ازای قدرت او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵

 

بضیاء دولت و دین خواجهٔ جهان منصور

که هست عالم فانی به ذات او معمور

به کلک بیاراست پیشگاه هنر

به جاه قدر بیفزود پایگاه صدور

به پیش عزمت خاک کثیف باد عجول

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵

 

زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور

بزن سریر توجه ببارگاه سرور

کجا منزل کروبیان بری هودج

از این طوافگه اهرمن نکرده عبور

علم چگونه زنی بر فضای عالم قدس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹

 

بیار باده که شب ظلمتست و شاهد نور

شراب کوثر و مجلس بهشت و ساقی حور

کمینه خادمهٔ بزمگاه ماست نشاط

کهینه خادم خلوتسرای ماست سرور

معطرست دماغ معاشران ز بخار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۰۳

 

اگر هزار گنه بنده‌ای کند نبود

چنان بزرگ که اندک جریمه سرور

ستارگان همه در گرد شند بر گردون

گرفت نیست بران جمع جز که بر مه و خور


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۰۴

 

پریر روز به حمام در فقیری را

به فحش و زجر فرو شست خواجه مغرور

فقیر رفت که پاش چو سنگ بوسه دهد

چو شانه ریش گرفتم که دور نیستم دور

از آن پس ز پی عذر داد مشتی گل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹۲

 

قد خمیده ندارد به غیر ناله حضور

که نیست خانهٔ زنجیر بی‌صدا معمور

وجود عاریت آیینه‌دار تسلیم است

مخواه غیر خمیدن ز پیکر مزدور

محیط فال حبابی نزد ز هستی من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹۳

 

نکرد ضبط نفس راز وحشتم مستور

چو بوی‌گل شدم آخر به خاموشی مشهور

ز جلوهٔ تو چه‌گوید زبان حیرت من

که هست جوهر آیینه درسخن معذور

به یاد لعل تو شیرازه می‌توان بستن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ - در ستایش مدح خسروخان خواجه حکمران اصفهان

 

سه چیز هست‌ کزو مملکت بود معمور

وز آن سه آیت رحمت ‌کند ز غیب ظهور

نخست یاری یزدان دوم عنایت شاه

سیم ‌کفایت حکام در نظام امور

از آن سه مملکت از مهلکت بود ایمن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۰

 

به هر طرف که نظر می کنم توئی منظور

که دیده است چنین فاش این چنین مستور

ز لطف تو نظری یافتم شدی ناظر

چه جای من که توئی ناظر و توئی منظور

چو نیست در دو جهان جز یکی کراست وصال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۰۴ - نیز در مدح ملک اتسز گوید

 

جهان سرای غرورست، نی سرای سرور

طمع مدار سرور اندرین سرای غرور

بعاقبت بحسام هوان شود مجروح

دلی که او بحطام جهان شود مسرور

فساد دین همه از جمع خواسته است و ترا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۰۵ - سوگندنامه در مدح اتسز

 

زهی بجود تو ایام مکرمت مشهور

خهی بسعی تو اعلام محمدت معمور

بهر بلاد علامات عدل تو پیدا

بهر دیار مقامات تو مشهور

ستاره قدر بلند ترا شده بنده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۲

 

مرا ز کوی تو آواره کرد بخت نفور

ز روی خوب تو دورم که چشم بد ز تو دور

به کام دشمنم از کوی دوست آواره

ز دوستان حسود و ز دشمنان غیور

به اتفاق امم حور در بهشت بود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۳

 

خمار چشم تو داده‌ست چشم‌ها را نور

تو چشم خویش نگه‌دار تا شود مستور

مگر که چشمهٔ حیوان ندیده‌ای جانا

چو خضر باش طلب گر که هست بادیه دور

تو عالمی و علمدار تو‌ست شیطانی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۹۶ - وله ایصاً یمدحه

 

زهی بسیرت محمود در جهان مذکور

زهی بدیدۀ تعظیم از آسمان منظور

پناه اهل معانی و افتخار عراق

که باد عین کمال از جمال بخت تو دور

تویی بفیض کرم میزبان آن عالم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

[۱] [۲]