جهان سرای غرورست، نی سرای سرور
طمع مدار سرور اندرین سرای غرور
بعاقبت بحسام هوان شود مجروح
دلی که او بحطام جهان شود مسرور
فساد دین همه از جمع خواسته است و ترا
همیشه همت بر جمع خواسته مقصور
ز حال عقبی چون گمرهان مشو غافل
بمال دنیا چون ابلهان مشو مغرور
بریده کن طمع باطل از طعام خبیث
گر اعتقاد تو حقست در شراب طهور
مده بدنیی عقبی ،که عاقلان ندهند
بدین سفینهٔ ظلمت چنان حدیقهٔ نور
ترا دلیست بدام هوی شده مأخوذ
ترا سریست بجام هوس شده مخمور
نه هیچ رسم تو اندر سبیل حقی مرضی
نه هیچ سعی تو اندر طریق دین مشکور
تو در معاصی و حور و قصور داری چشم
بدین طریق نیابد بدست حور و قصور
بخیر کوش،که الا بخیر نتواند یافت
نعیم روضهٔ خلد ونسیم طرهٔ حور
بساز کار، که وقت رحیل شد نزدیک
مدار آنچه نه دورست از دل خود دور
زبارگاه الهی رسول این بست
که عارضین چو مشک تو گشت کافور
گناهکار، اگرچه جوان، نه معذورست
پس از طلایع پیری کجا بود معذور؟
بقهر خلق مشو شادمان ،که خواهی گشت
ز دست مرگ،اگرچند قاهری،مقهور
نگاه کن که شهنشاه شرق خانهٔ شرع
چگونه کرد باخلاق خوب خود معمور؟
ابوالمظفر، خورشید خسروان ،اتسز
که هست رایت ایمان بتیغ او منصور
خدایگانی ، کز جاه اوست در اسلام
همه نظام عقود و همه قوام امور
ز فیض مکرمت او نماند کس درویش
ز لطف عاطفت او نماند کس رنجور
رفیع همت او فرق ملک را افسر
شریف خاطر او گنج فضل را گنجور
نهان چرخ همه پیش علم او مکشوف
گناه خلق همه نزد او مغفور
بروز معرکه پیکان تیر او کرده
تن مخالف دین همچو خانه زنبور
گسسته در صف پیکار دست قدرت او
سر عدو زکنف همچو خوشه انگور
نه هیچ کار جهان در پناه او مشکل
نه هیچ راز فلک از ضمیر او مستور
هوای مجلس او را نسیم ساحت خلد
غریو موکب او را نهیب نفحهٔ صور
نموده چهره ظفر از غبار شبدیزش
چنان که روشنی صبح در شب دیجور
کمینه عامل او همچو کسری و دارا
کهینه حاجب او همچو قیصر و فغفور
زهی بعدل تو آسایش صغار و کبار
زهی بعهد تو آرامش سنین و شهور
ترا بنشر ایادی صنایع معروف
ترا بقهر اعادی وقایع مشهور
بعلم و عدل تو رونق گرفته دولت و دین
بنوح و موسی حرمت گرفت جودی و طور
مخالفان ترا و موافقان ترا
زکین تو همه ماتم،زمهر تو همه سور
بپیش حلم تو بس بادسار بوده جبال
بپیش علم تو بس خاکسار گشته بحور
برزمگاه تو از شخص بدسگالانت
شگرف مایده ای ساخته وحوش و طیور
خدایگانا ،سی ساله مدح خوان توام
ز مدحت تو شدم در همه جهان مذکور
بکامرانی دارم ز جاه تو توقیع
بشادمانی دارم ز جود تو منشور
گر آسیای بلا بر سرم بگردانند
ز بندگیت نگردم بغیبت و بحضور
منم که با صدمات بلا مرا دادند
تنی عظیم حمول و دلی عظیم صبور
نفور باد زمن راحت حیوة،اگر
شوم ز طاعت تو تا بوقت مرگ نفور
همیشه تا که سلامت بود ز صدق و سداد
همیشه تا که ملامت بود ز فسق و فجور
سرای عالی تو بادقبلهٔ اقبال
جناب فرخ تو کعبهٔ جمهور
ترا زمانه غلام و ترا جهان چاکر
ترا ستاره مطیع وترا فلک مأمور
بعید فطر صلوة و زکوة تو مقبول
بماه روزه صیام و قیام تو مبرور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به طور کلی به نقد غرور و دامهای دنیا و لزوم توجه به معاد پرداخته است. شاعر هشدار میدهد که انسان نباید به لذتهای دنیوی مغرور شود زیرا در نهایت، همه چیز به زوال و فانی بودن این دنیا ختم میشود. او بر اهمیت دانش و فضیلت تأکید میکند و میگوید که در پیشگاه خداوند و بر اساس اعمال انسانها، همه چیز به خوبی و بدی سنجیده خواهد شد. همچنین، شاعر به نقش پادشاهان و قدرتمندان در حفظ دین و عدالت اشاره کرده و به برکات و نعمتهای الهی میپردازد. در انتها، از خداوند درخواست کمک و رحمت میکند و به تبعیت از دستورات الهی تأکید دارد.
هوش مصنوعی: دنیا محلی برای خودپسندی و فخر فروشی است، نه جایی برای خوشحالی و شادابی. در این مکان پر از غرور، به خوشحالی دلخوش نباش.
هوش مصنوعی: در نهایت، دلی که با تیر حسام آسیب ببیند، هرگز نمیتواند از خوشیهای دنیا شاد باشد.
هوش مصنوعی: فساد دین به خاطر تجمع و همگرایی خواستهها به وجود آمده و تو همیشه تمرکزت بر روی جمع کردن این خواستهها بوده است.
هوش مصنوعی: از وضعیت آخرت غافل نشو و مانند بیخودان به دنیای مادی وابسته نباش.
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت اعتقاد داری و میخواهی در مسیر درست باشی، باید از خواستههای ناروا و خوراکیهای ناپاک دوری کنی.
هوش مصنوعی: برای خودت بدی نکن، زیرا افراد خردمند به این کشتی تاریکی، به مانند باغی از نور، اجازه نمیدهند.
هوش مصنوعی: دل تو در دام تمایلات گرفتار شده و سر تو به خاطر آرزوهای ناشی از این خواهشها مست و گیج است.
هوش مصنوعی: هیچ راه و رسم تو در مسیر حق مورد پسند نیست و هیچ تلاشی که تو در راه دین کردهای، مورد قدردانی قرار نمیگیرد.
هوش مصنوعی: شما در گناهان و لذایذ دنیا غرق شدهاید و از طریق این گناهان نمیتوانید به مقام و نعمتهای عالی برسید.
هوش مصنوعی: به پاداش خوب انجام دادن کارها امیدوار باش، زیرا جز به خوبی نمیتوان به خوشیهای بهشت و زیباییهای دنیای فرشتهها دستیابی پیدا کرد.
هوش مصنوعی: کار خود را بساز، زیرا زمان رفتن نزدیک است. نگذار چیزهایی که به قلبت نزدیک نیستند، تو را از آنچه در دلت است دور کنند.
هوش مصنوعی: از درگاه پروردگار، پیامبری اینچنین به ارمغان آورده است که چهرهها مانند مشک، خوشبو و دلنوازند.
هوش مصنوعی: هر انسان گناهکاری، حتی اگر سنش کم باشد، نمیتواند به خاطر جوانیاش عذرخواهی کند. پس وقتی پیری به سراغش میآید، دیگر چه دلیلی برای عذرخواهی دارد؟
هوش مصنوعی: به خاطر نداشتن خوشحالی در بین مردم، خود را شادمان نکن، چون اگرچه ممکن است برتری داشته باشی، اما بالاخره به دست مرگ خواهی افتاد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف رفتاری نیکو و شایسته از یک مقام بلندپایه در شرق میپردازد که با احترام و توجه به اصول اخلاقی و مذهبی، جامعهای را آباد و سعادتمند کرده است. به نوعی، به اهمیت پیروی از ارزشهای انسانی و مذهبی در ساختن یک جامعه خوب و پویا اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ابوالمظفر، خورشید پادشاهان است که پرچم ایمان به واسطه قدرت او به پیروزی میرسد.
هوش مصنوعی: خداوندی که بواسطه مقامش، تمامی اصول و نظامهای اجتماعی و ساختارهای زندگی در اسلام برقرار و پایدار است.
هوش مصنوعی: از بخشش و کرم او کسی درویش نمانده و از محبت و رحمت او کسی رنجور باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: بلندای اراده او مانند تاجی بر سر پادشاهی است و ذهن او به اندازهای نیکو و بزرگ است که گنجینهای از فضائل را در خود جای داده است.
هوش مصنوعی: آسمان و گردش آن برای علم او پنهان نیست و همه گناهان مردم در نزد او بخشوده شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که تیر و کمان او به هدف میخورد، دشمنان دین به مانند لانه زنبور، به شدت دچار آشفتگی و بینظمی میشوند.
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، قدرت او چنان است که به آسانی دشمن را از ریشه از هم میپاشد، مانند خوشهای که به راحتی از شاخه جدا میشود.
هوش مصنوعی: هیچ کاری در این دنیا نیست که در سایه او دشوار باشد و هیچ رازی از آسمان نیست که از دل او پنهان بماند.
هوش مصنوعی: نسیم خوشبوی مجلس او مانند هوای بهشت است و صدای قشنگ او همچون صدا و نغمهای پر از هیجان و جذبه است.
هوش مصنوعی: چهره پیروزی از غبار شبدیزش نمایان است، مانند روشنایی صبح که در دل شب تاریک میدرخشد.
هوش مصنوعی: حداقل کارگزار او مانند کسری و دارا است و نژاد او مانند قیصر و فغفور است.
هوش مصنوعی: ای کاش عدل و انصاف تو باعث آرامش کوچکترها و بزرگترها شود، ای کاش عهد و پیمان تو موجب آرامش در سالها و ماهها گردد.
هوش مصنوعی: تو در زیربال آن دستهای آشنا به هنر قرار داری و با قدرت حوادث نامی، دچار شدهای.
هوش مصنوعی: با علم و عدل تو، حکومت و دین رونق یافته و به برکت وجود نوح و موسی، عظمت کوه جودی و طور هم افزایش یافته است.
هوش مصنوعی: دشمنان و دوستان تو هر دو به خاطر تو در غم و اندوه هستند، اما از مهر و محبت تو همه شاد و خوشحالی دارند.
هوش مصنوعی: در برابرودعا و صبوری تو، کوهها چون باد به پرواز درمیآیند و در برابر دانش و دانایی تو، دریاها چون خاک به تسلیم درمیآیند.
هوش مصنوعی: در میدانی که تو هستی، از فردی بدخواه و بداندیش، شگفتیهایی از موجودات وحشی و پرندگان به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: ای خداوند، من سی سال است که برای تو شعر میگویم و به خاطر ستایش تو در همه جا معروف شدهام.
هوش مصنوعی: من از مقام و وضع تو خوشبختی و موفقیت دارم و از سخاوت و بخشش تو شادی و سرخوشی نصیبم شده است.
هوش مصنوعی: اگر مشکلات و سختیها بر من حاکم شوند، از بندگی تو فرار نمیکنم و همیشه با تو خواهم بود.
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که با دردهای متعدد و مشکلات فراوان، بدنی بزرگ و توانمند و دلی پر از صبر نصیبم شده است.
هوش مصنوعی: اگر از بندگی و اطاعت تو دست بردارم و مخالفت کنم، حتی اگر در زندگی آرامشی داشته باشم، باز هم از من نفرت خواهد داشت.
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که وقتی انسان در زندگی خود از راستگویی و درستی پیروی کند، همیشه در سلامتی و خوشی خواهد بود. اما زمانی که به فساد و ناصوابی روی آورد، به انتقاد و سرزنش دچار میشود.
هوش مصنوعی: خانهی باشکوه تو، مرکز خوشبختی و موفقیت است، و وجود تو مانند کعبهای است که مردم به سوی آن میآیند و از آن الهام میگیرند.
هوش مصنوعی: زمانه و دنیا به خدمت تو آمدهاند، ستارهها به اطاعت تو هستند و آسمان تحت فرمان تو عمل میکند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد قضاوت در مورد قبول بودن نماز و زکات تو بعید است، چرا که روزه و قیام تو در این ماه به طور شایسته و بینقص انجام نشده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به دور عدل تو در زیر چرخ مینایی
چنان گریخت ز دهر دو رنگ، رنگ فتور
که باز شانه کند همچو باد سنبل را
به نیش چنگل خون ریز تارک عصفور
دلم همی نشود بر فراق یار صبور
همی بخواهد پرسیدن و سلام از دور
اگر فراق بخواهد دل من از پس وصل
ملامتش نکنم بلکه دارمش معذور
ز کام و آرزوی خویش گم شدهست دلم
[...]
گل شکفته نماند مگر بصورت حور
خروش رعد نماند مگر بنفخه صور
رسید عید و من از روی حور دلبر دور
چگونه باشم بی روی آن بهشتی حور
مرا که گوید کای دوست عید فرخ باد
نگار من به لهاورد و من به نیشابور
ره دراز و غریبی و فرقت جانان
[...]
زهی بجود تو ایام مکرمت مشهور
خهی بسعی تو اعلام محمدت معمور
بهر بلاد علامات عدل تو پیدا
بهر دیار مقامات تو مشهور
ستاره قدر بلند ترا شده بنده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.