گنجور

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » تهیدست

 

دختری خرد، بمهمانی رفتدر صف دخترکی چند، خزید
آن یک افکند بر ابروی گرهوین یکی جامه بیکسوی کشید
این یکی، وصلهٔ زانوش نمودوان، به پیراهن تنگش خندید
آن، ز ژولیدگی مویش گفتوین، ز بیرنگی رویش پرسید
گر چه آهسته سخن میگفتندهمه را گوش فرا داد و شنید
گفت خندید به افتاده، سپهرزان شما نیز بمن میخندید
ز که رنجد دل فرسودهٔ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۵۳

 

آفتابی تو و ما سایهٔ تو
احولست آنکه یکی را به دو دید
روی او نور هم از روی تو یافت
چشم تو سرمه به چشم تو کشید
این چنین خوش سخن مستانه
در خرابات که گفت و که شنید


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۷۰

 

آفتابی تو و ما سایهٔ تو
احول است آن یکی را به دو دید
روی تو نور هم از روی تو یافت
چشم تو سرمه ز چشم تو کشید
این چنین خوش سخنی مستانه
در خرابات که گفت و که شنید


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی