گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰

 

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشتکه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باشهر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مستهمه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده‌هامدعی گر نکند فهم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۳ - ماده تاریخ وفات تورانشاه (میل بهشت = ۷۸۷)

 

آصف عهد زمان جان جهان تورانشاهکه در این مزرعه جز دانهٔ خیرات نکشت
ناف هفته بد و از ماه صفر کاف و الفکه به گلشن شد و این گلخن پر دود بهشت
آنکه میلش سوی حق‌بینی و حق‌گویی بودسال تاریخ وفاتش طلب از میل بهشت


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۳۰

 

برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشتکه خدا در ازل از اهل بهشتم بسرشت
یک جو از خرمن هستی نتواند برداشتهر که در کوی فنا در ره حق دانه نکشت
تو و تسبیح و مصلا و ره زهد و صلاحمن و میخانه و زنار و ره دیر و کنشت
منعم از می مکن ای صوفی صافی که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷

 

منزل ار یار قرینست چه دوزخ چه بهشتسجده گه گر بنیازست چه مسجد چه کنشت
جای آسایش مشتاق چه هامون و چه کوهرهزن خاطر عشاق چه زیبا و چه زشت
عشقبازی نه ببازیست که دانندهٔ غیبعشق در طینت آدم نه به بازیچه سرشت
تا چه کردم که ز بدنامی و رسوائی منساکن دیر مغانم بخرابات نهشت
گر سر تربت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۲۱

 

مهر پیغمبر و آلش چه بود تخم بهشت
حق تعالی به کرم در ازل این حرف نوشت
خرم آن مزرعه دل که در او این کارند
بی‏سعادت که چنین دهقنت از دست بهشت
من به دل کاشتم این مهر تو خود می‏دانی
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
بهر بغض و حسد خارجیان غصه مخور
که گناه دگری بر تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۶

 

نیشی تا علم همت عنقا برداشت

کلهی بود که ما را ز سرما برداشت

ازگرانباری این قافله‌ها هیچ مپرس

کوه یک نالهٔ ما بر همه اعضا برداشت

وصل مقصد چه‌قدر شکر طلب می‌خواهد

شمع اینجا نتوانست سر از پا برداشت

زندگی فرصت درس شرر آسان فهمید

منتخب نقطه‌ای از نسخهٔ عنقا برداشت

تا نفس هست ازین دامگه آزادی نیست

تهمتی بود تجرد که مسیحا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

عرفی شیرازی » غزلها » غزل شمارهٔ ۱۴۹

 

گر به دیرم طلبد مغبچه ی حور سرشت
بیم دوزخ برم از یاد جو امید بهشت
نسبت سبحه و زنار دو صد رنگ آمیخت
ور نه این رشته ی پیمانست که آدم بسرشت
عشرت رفته مجو باز، که دهقان فلک
تخم هر کشته که بدرود دگر بار بکشت
ساغر می چو دهی بوسه ز پی نیز بده
به ندامت بکشم گر که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی