گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» و حروف قافیهٔ «ای»

 

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷

 

زردرویم ز چرخ دندان‌خای

تیره‌رایم ز عمر محنت‌زای

نه امیدی که سرخ دارم روی

نه نوبدی که تازه دارم رای

با که گویم که حق من بشناس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در تهنیت عید و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی

 

جشن عید اندرین همایون جای

که بهشتی است در جهان خدای

فرخ و خرم و همایون باد

بر خداوند این همایون جای

مجد دین بوالحسن که طیره کند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۳۷ - بزرگی به خانهٔ انوری رفت در تهنیت قدوم او گوید

 

مرحبا مرحبا درآی درآی

اثر خیر اثیر دین خدای

ای زمام قضا گرفته به دست

وی محیط فلک سپرده به پای

نه به از خدمت تو آلت جاه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

ملک‌الشعرای بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - آسمان پیما

 

ویحک ای مرغ آسمان‌ پیمای

از بر بام آسمانت جای

تو همایی که گفته‌اند از پیش

که هما آیتی بود ز خدای

میغ‌ پیکر یکی هیونی تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۲

 

دوست جز دل نمی پذیرد جای

در دل بر کسی دگر مگشای

دوست را هیچ جانخواهی یافت

تا ترا در دو کون باشد جای

در آن دوست را که کلید تویی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۰۲ - مدح یکی از آل شیبان

 

ای خداوند عید روزه گشای

بر تو فرخنده شد چو فر همای

مژده ها داردت ز نصرت و فتح

شاد باش و به عز و ناز گرای

ای بر اطراف مملکت برده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۰۹ - توسل به یکی از بزرگان پس از سیزده سال حبس

 

ای به رادی بلند ملک آرای

چشم بد دور از آن مبارک رای

چون قضا نام تو زمانه نورد

چون دعا قدر تو فلک پیمای

آفتابی برای دهر افروز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۴۳۹

 

هست‌ گویی به حکم بار خدای

آفتاب اندر این خجسته سرای

آفتابی که دید در گیتی

بر نهاده کلاه و بسته قبای

سایهٔ ایزدست شاه جهان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱۹

 

چیست آن پای‌بندِ دست گشای

عقل فرتوت و عشق سحرنمای

عقل از امر فایض است آری

عشق هم فایض است از بالای

عاشقی عالمِ خوش است و مرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۰۱

 

ترکمن مه بود بترکی آی

خوش بود یکشبی به پیش من آی

دیده مه که چون رود بر بام

نو مهی هم به بام دیده برای

خانه بنده بنده خانه تست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۷

 

وای من وای من ز عشق تو وای

من جوی الحب من یحن سوای

شد شب تار روز منتظران

همچو مه یک شبی به بام برآی

جان درآمد به محمل تو روان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۸

 

ساختم چشم راست بهر تو جای

راست شد جا کرم نمای و درآی

کهنه شد دور ماه و نوبت توست

ز ابروی خود مه نوی بنمای

کرده ام از دو دیده پای و ز اشک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی