گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» و حروف قافیهٔ «اند»

 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳

 

روی تو کافتاب را ماند

آسمان را به سر بگرداند

مرکب عشق تو چو برگذرد

خاک در چشم عقل افشاند

هر که عکس لب تو می‌بیند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۴

 

از جواب و سوال ما دانی

شاید ار زیر کی فرو ماند

گرد گفت محال را چه عجب

کاینهٔ عقل را بپوشاند

زان که خورشید را ز بینش چشم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱

 

رخ خوبت خدای می‌داند

که اگر در جهان به کس ماند

ماه را بر بساط خوبی تو

عقل بر هیچ گوشه ننشاند

شعلهٔ آفتاب را بکشد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۹۳ - قاضی حمیدالدین از انوری سوئال کند

 

اوحدالدین که در سؤال و جواب

بدهد داد علم و بستاند

به بزرگی جواب این فتوی

بکند چون به فضل برخواند

آنکه داند که حال عالم چیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۹۴ - انوری در جواب قاضی گوید

 

افتخار جهان حمیدالدین

که خرد مدح تو همی خواند

دانکه از هیچ روی نتوان گفت

که نداند همی و نتواند

ماند یک چیز آنکه خود نکند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفته

 

انوری را خدایگان جهان

پیش خود خواند و دست داد و نشاند

باده فرمود و شعر خواست ازو

واندر آن سحر کرد و در افشاند

چون به مستی برفت بار دگر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۰۲

 

ایمنی را و تندرستی را

آدمی شکر کرد نتواند

در جهان این دو نعمت است بزرگ

داند آن کس که نیک و بد داند


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۱۰

 

دوستی در سمر کتابی داشت

یک دو صفحه به پیش من برخواند

که فلان شخص در فلان تاریخ

به یکی بیت بدره‌ای بفشاند

وان دگر پادشه به یک نکته

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۴۲

 

هر کمالی که هست در عالم

از خلیفه بجو که می داند

جامع جملهٔ علوم بود

شرح اسما تمام می خواند


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۲ - موعظه

 

ایمنی را و تندرستی را

آدمی شکر کرد نتواند

در جهان این دو نعمتی ست بزرگ

داند آن کس که نیک و بد داند

تا فراوان نایستی تو ذلیل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۵۲ - سپیدی موی

 

تاری از موی من سپید نبود

چون به زندان فلک مرا بنشاند

ماندم اندر بلا و غم چندان

که یکی موی من سیاه نماند


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان