گنجور

فی‌الهدایة

 
سنایی غزنوی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
 

سبب هدیهٔ ایادی او

نفس را مهتدی و هادی او

در ره شرع و فرض و سنّت خویش

منّت حق شمر نه منّت خویش

نوربخش یقین و تلقین اوست

هم جهان‌بان و هم جهان‌بین اوست

چون پرستد تن گران او را

چه شناسد روان و جان او را

سنگ پاره است لعل کان آنجا

بوالفضولست عقل و جان آنجا

بی‌زبانی ثنا زبان تو بس

هرزه‌گویی غم و زیان تو بس

منّت کردگار هادی بین

کادمی را زجمله کرد گزین

از پسِ کفر اهل دینمان کرد

به سیاهی سپیدبین‌مان کرد

حضرتش را برای ماده و نر

بی‌نیازی ز پیر و پیغمبر

کرده از بهر رهبری شش میر

گربه‌ای را فتی سگی را پیر

تو مر آنرا که رخ به حق نارد

بت شمر هرچه داند و دارد

رهبرت لطف او تمام بُوَد

چرخ از آن پس ترا غلام بود

روی برتافته ز حضرت حق

من نگویم که مردمست الحق

سگ به از ناکسی که روی بتافت

زانکه ناجسته سگ شکار نیافت

سگ کهدانی از چه فربه شد

نه ز تازی به کارها به شد

خود ز رخسار صبح و پشت شفق

در ره عشق پیش رو سوی حق

روز کهْ بود که پرده‌در باشد

شب که باشد که پرده‌گر باشد

هرکه آمد بدو و گوش آورد

خود نیامد که لطف اوش آورد

هم از او دان که جان سجود کند

کابر هم ز آفتاب جود کند

هر هدایت که داری ای درویش

هدیهٔ حق شمر نه کردهٔ خویش

آل برمک ز جود کس گشتند

با سخاوت چو همنفس گشتند

نام ایشان چون روح باقی ماند

ورچه گردون فنای ایشان خواند

قوم این روزگار گرچه خوشند

چون مگس شوخ چشم و دیده کشند

به سخن چون شکر همه نوشند

به سخا دل درند و جان جوشند

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.