گنجور

وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۶۹ - در حکمت

 

اگر آید ز دوستی گنهی

بگناهی نباید آزردن

ور زبان را بعذر بگشاید

باید آن عذر نیک بپذردن

زانکه نزدیک بخردان بترست

[...]

وطواط
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۶ - ستایش سخن و حکمت و اندرز

 

وام دریا و کوه در گردن

با فلک رقص چون توان کردن‌؟!

نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۶ - ستایش سخن و حکمت و اندرز

 

ره در این بیم‌گاه تا مردن

این چنین می‌توان به سر بردن

نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۱۷ - پاسخ دادن بهرام ایرانیان را

 

تیغ و دشنه به از جگر خوردن

دشنه بر ناف و تیغ بر گردن

نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۱۹ - بر تخت نشستن بهرام به جای پدر

 

که‌آدمی را به وقت پروردن

کشتن اولی‌تر است از آزردن

نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۱ - بردن سرهنگ بهرام‌گور را به مهمانی

 

نره گاوی چو کوه بر گردن

آرد این‌جا گه‌ِ علف خوردن

نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۵ - شکایت کردن هفت مظلوم

 

دست تو بندم از دعا کردن

دست تنها نه‌، دست با گردن‌»

نظامی
 

عراقی » عشاق‌نامه » آغاز کتاب » بخش ۹ - در نصیحت ملوک

 

از مناهی دین حذر کردن

میوهٔ شاخ «واتقوا» خوردن

عراقی
 

عراقی » عشاق‌نامه » آغاز کتاب » بخش ۹ - در نصیحت ملوک

 

خاطر اهل دل طلب کردن

دور بودن ز مردم آزردن

عراقی
 

عراقی » عشاق‌نامه » فصل سوم و چهارم » بخش ۸ - حکایت

 

حاضران خواستندش آزردن

خر ز مسجد بپا گه آوردن

عراقی
 

عراقی » عشاق‌نامه » فصل هشتم » بخش ۱ - سر آغاز

 

می‌سزد جز به وقت دل بردن

التفاتی به بی‌دلی کردن

عراقی
 

سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۸۳

 

صبر بر قسمت خدا کردن

به که حاجت به ناسزا بردن

تشنه بر خاک گرم مردن به

کاب سقای بی‌صفا خوردن

سعدی
 
 
۱
۲
۳
۴
۵