گنجور

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۳۵ - در مدح علاء الدوله ابوالمظفر اتسز

 

نه رخست آن ، که زهره و قمرست

نه لبست آن ، که سر بسر لشکرست

نیست درصد هزار سوسن و گل

آن طراوت که اندران پسر ست

خانه او زحسن طلعت او

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۳۷ - در مدح خاقان ارسلان خان کمال الدین ابو القاسم محمود

 

رایت شرع و ملک منصورست

آیت علم عدل مشهورست

بخداوند خسروان خاقان

که جهانش مطیع و مأمورست

ارسلان خان، کمال دین محمود

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۵۱ - در مدح ملک اتسز

 

خسروا ، چون تو آسمان نارد

خدمت و زمانه بگزارد

باد را هیبت تو بر بندد

کوه را حملهٔ تو بردارد

پای تو فروش محمدت سپرد

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۵۳ - نیز در ستایش اتسز می گوید

 

چمن باغ پر ثریا شد

خار و خارا عقیق و مینا شد

پیر گشته شد جهان ، ز سعی بهار

بنگر از سر چگونه برنا شد ؟

باغ خرم نبود ، خرم گشت

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۵۶ - در مدح کمال‌الدین محمود خان

 

ای بعزم تو فتح را پیوند

پست با همت تو چرخ بلند

خان عادل تویی و از عدلت

هست چون خلد عدن خطبه چند

دین حق را کمالی و مرساد

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۶۳ - در مدح خاقان ارسلان خاقان کما الدین ابوالقاسم محمود و شکر کنیزکان که بوی داده

 

آفتاب جلال و عالم جود

که چنو در جهان نشد موجود

خان عادل ، کمال دولت و دین

گوهر کان محمدت ، محمود

آنکه او راست طلعت میمون

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۷۱ - در مدح شمس‌الدین وزیر

 

جز مکارم زشمس دین ناید

سیرت سروران چنین باید

رتبت ملک و زینت دولت

از خصالش همی بیفزاید

معجزات از بیان او خیزد

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۸۲ - هم در مدح اتسز گوید

 

رایت شهریار دین گستر

سایه افگند بر جهان یکسر

مسرعات فلک رسانیدند

خبر فتح او بحر کشور

رونقی یافت ملت ایزد

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۸۴ - نیز در مدح اتسز

 

مایهٔ نصرت ، آفتاب ظفر

سایهٔ ایزد ، افتخار بشر

شاه غازی، علا، دولت و دین

آن مکان جلال و کان ظفر

کامگاری، که جز بفرمانش

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۸۹ - در فتح جند و مدح علاء الدوله نصرت دین ابوالمظفر اتسز خوارزمشاه

 

ای سمن ساق ترک سیم عذار

تیغ از کف بنه ، قدح بردار

وقت باده است ، باره را بر بند

روز مهر است ، کینه را بگذار

عدت رزم را بجمله ببر

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۹۰ - قصیدۀ مصنوعه در مدح قزل ارسلان (۱)

 

ای ملک را ثنای صدر تو کار

وی ملک را هوای قدر تو بار

الترصیع مع التجنیس

تیر حزمت ز ماه دید سپر

تیر جزمت ز مهر دید سپار

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۹۳ - در وصف قلم و خاتم و مدح علاء الدوله ابوالمظفر اتسز

 

چیست آن شکل آسمان کردار؟

کآفتاب اندرو گرفته قرار

دیده کس آفتاب ناسایر

دیده کس آسمان نادوار؟

نعمت و محنتست از آثارش

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۰۰ - در مرثیۀ شرف الدین قزل ارسلان بن اتسز

 

بس بلندا! که شد ز گردون پست

بس عزیز که شد ز گیتی خوار

محنت چرخ را که دیده قیاس؟

ستم دهر را که دید شمار

نیست از چرخ ایمنی، پنهان

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح ادیب صابر بن ایمعیل ترمذی

 

صابر، ای طبع تو جهان هنر

وی بتو تازه بوستان هنر

ظاهرت صاحب ردای سداد

باطنت مالک عنان هنر

هر زمان خامهٔ تو در دو زبان

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح اتسز

 

ای بتو رایت هدی منصور

وی مقامات ملک تو مشهور

در جهان حکم های تو نافذ

در هدی سعی های تو مشکور

خرمی را هوای تو توقیع

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۰۶ - نیز در مدح مدیحه گوید

 

ای بتو چشم مکرمات قریر

قدر تو بر فلک نهاده سریر

آفتاب جلالتی و ترا

نیست مانند آفتاب نظیر

چاکر طبع تست بحر محیط

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۰۷ - نیز در مدیحه گوید

 

ای بتو چشم مکرمات قریر

قدر تو بر فلک نهاده سریر

آفتاب جلالی و ترا

نیست مانند آفتاب نظیر

چاکر طبع تست بحر محیط

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۱۱ - قصیدۀ مخذوف الالف در مدح علاء الدوله اتسز

 

خسرو ملک بخش کشور گیر

که ز خلقش بعدل نیست نظیر

خسرو شرق ، کز سر تیغش

هست دشمن همیشه جفت نفیر

قصر مجد و شرف بدوست رفیع

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۱۳ - همه در مدح اتسز گویند

 

ای در نظم گشته از تو فراز

در عدل تو بر خلایق باز

عالمی را بخدمت تو پناه

امتی را بحضرت تو نیاز

قدر تو بر سپهر جوید سبق

[...]

وطواط
 

وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح شمی الدین وزیر

 

هست ایام شمس دین نوروز

هست بر کامها دلش فیروز

روز حاسد ز کین او چون شب

شب ناصح ز مهر او چون روز

چرخ بیدادگر ز هیبت او

[...]

وطواط
 
 
۱
۲
۳
۴