گنجور

 
رشیدالدین وطواط
 

جز مکارم زشمس دین ناید

سیرت سروران چنین باید

رتبت ملک و زینت دولت

از خصالش همی بیفزاید

معجزات از بیان او خیزد

مکرمات از بنان او زاید

کام دل از زمانه بستاند

هر کش از اعتقاد بستاید

فضل او راه عیب بر بندد

عقل او راز غیب بگشاید

ای بزرگی ، که در خلال جلال

مثل تو دور چرخ ننماید

با لقای تو شمس کی تابد ؟

با عطای تو گنج کی پاید؟

همهٔ ترتیب و تربیت حق را

همت عالی تو فرماید

یمن حزم تو دولت افزورد

امن عزم تو ملت آراید

هر که بگراید او بطاعت تو

هرگزش زهر دهر نگزاید

هر که برتابد از رضای تو سر

سر او روزگار برباید

خامهٔ تو ، که رنگ ملک ازوست

رنگ از روی فضل بزداید

بر بساط نشاطی و قهرت

جان دشمن همی بفرساید

سهمت از خون دل و رخ اعدا

این بپالاید ، و آن بیالاید

عنف و لطف تو وقت کینه و مهر

این نبخشاید، آن ببخشاید

هر که نام عداوت تو برد

بر سر خاک باد بپیماید

باد بر تخت بخت جایگهت

که چنین جایگه ترا شاید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منبع اولیه: سیاوش جعفری
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.