گنجور

اشعار مشابه

 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷

 

ای خدنگ مژه‌ات عقده گشای دل من

حل شده از تو به یک چشم زدن مشکل من

خون من ریزد اگر آن گل رعنا بر خاک

ندمد جز گل یک رنگی او از گل من

شادم از بی‌کسی خود که اگر کشته شوم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱

 

بیخ عشق تو نشاندند بتا! در دل من

غم مهر تو فشاندند، در آب و گل من

تیر مژگان تو از جوشن جان می‌گذرد

بر دل من مزن ای جان که تویی در دل من

روز دیوان قیامت که منازل بخشند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۸۴

 

ای به هر موی شده بسته زلف دل من

وی به هر کوی شده در طلبت منزل من

این چنین در هم و پیچان ز چه گشته ست دلم

سایه زلف تو افتاد مگر در دل من

کارم از شکل سر زلف تو مشکل شده است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱۱

 

کس ندارد خبر از واقعه ی مشکل من

حاصلی نیست ز اندیشه ی بی حاصل من

دشمنی نیست مرا از دل دیوانه بتر

هر زمان واقعه ای با سرم آرد دل من

می کشد یارم و خشنودم ازیرا که مرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۴۸

 

نوبهاران که دمد شاخ گلی از گل من

غنچه هایش بود آغشته به خون دل من

بی تو زینسان که به جان آمدم از هستی خویش

زود باشد که شود کوی عدم منزل من

نبود همره جانم به جز اندیشه تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۱

 

کاش اکنون که به کوی تو بود منزل من

بود بر پای من این بند که دارد دل من

از پی رنجش ساعد به شهیدان ستم

دعوی آن است که در حشر کند قاتل من

در برم دل تپد از شوق خدنگت همه عمر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سحاب اصفهانی