بی سبب نیست که تنگ است دل غافل من
دستبردی زده آن غنچه دهان بر دل من
زلفش از کارم اگر عقده گشائی نکند
من بر آنم که کسی حل نکند مشکل من
شرح خون جگر و داغ دلم خواهد داد
آن گل لاله که روید پس مرگ از گل من
دست و پا حیف نکردم ز پی کشتن نفس
پیشتر زآن که شود نفس دغل قاتل من
حاصلی گر بنظر میرسد از عمر منت
باری ای آتش غم آن تو و این حاصل من
هست تا شعله ی آهم، برو ای پرتو ماه
نیست محتاج چراغ دگر محفل من
من یکی زنده دل و خلق جهان مرده پرست
نیست جای عجب ار نیست کسی مایل من
خجلت مال نبودن کشدم در بر دزد
که تهی دست چرا می رود از منزل من؟
(صابر) امید که در انجمن افتد مقبول
نزد ارباب سخن گفتهٔ ناقابل من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دل تنگ و غم-filled خود سخن میگوید. او به عشق و دلبستگیاش اشاره میکند که بر دلش تاثیر میگذارد. او از غنچهای صحبت میکند که بر دلش دستبرد زده و عواطف او را تحت تاثیر قرار داده است. همچنین، او به مشکلاتش اشاره کرده و میگوید که اگر زلف معشوقش نتواند درد او را تسکین دهد، هیچ کس دیگری نمیتواند به او کمک کند.
شاعر از خون دل و داغی که در وجودش احساس میکند، میگوید و میخواهد که غم و دردش به گوش دیگران برسد. او به تلاشهایش برای زنده نگه داشتن نفس و امید به زندگی اشاره میکند و از آتش غمش سخن میگوید که او را روشن نگه میدارد.
در نهایت، او به عدم توجه دیگران به درد و رنجش اشاره کرده و میگوید که او همچنان سعی خواهد کرد در انجمن خود را مقبول کند، هرچند گفتههایش به نظر کم اهمیت بیاید.
هوش مصنوعی: دل غافل من بیدلیل تنگ و گرفته است، چرا که آن غنچهای که دهانش را گشوده، به روح من آسیب زده و تأثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: اگر موهایش مرا رهایی ندهد و دردم را حل نکند، من تصمیم دارم که هیچکس دیگری هم نتواند مشکلم را برطرف کند.
هوش مصنوعی: آن گل لالهای که بعد از مرگ من سر بر میآورد، میتواند داستان غم و اندوه من را بیان کند و از درد و رنجی که در دل دارم سخن بگوید.
هوش مصنوعی: من برای از بین بردن نفس سرکش، هیچ تلاشی را بیهوده نگذاردم، زیرا پیش از آن که نفس به دشمنی برخیزد و به جان من آسیب برساند، باید به مقابلهاش بپردازم.
هوش مصنوعی: اگر به عمرم نگاه کنم، به نظر میرسد که نتیجهاش فقط از خودت باشد. ای آتش غم، تو هستی و این هم نتیجهای است که من دارم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آتش اندوه من وجود دارد، ای پرتو ماه، محفل من نیازی به چراغ دیگری ندارد.
هوش مصنوعی: من زنده و شاداب هستم، اما مردم دنیا به دنبال چیزهایی هستند که مرده و بیروح است. بنابراین جای تعجب ندارد اگر کسی به من که زندهام و روحی دارم، توجهی ندارد.
هوش مصنوعی: من از اینکه برای دزد بیچیز خجالت بکشم، ناراحتم، چرا که او با دست خالی چرا به خانه من میآید؟
هوش مصنوعی: امیدوارم سخنان ساده و کمارزش من در جمع اهل فن و سخن مورد پذیرش واقع شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کس ندارد خبر از واقعهٔ مشکل من
حاصلی نیست ز اندیشهٔ بیحاصل من
دشمنی نیست مرا از دل دیوانه بتر
هر زمان واقعه ای با سرم آرد دل من
می کشد یارم و خشنودم ازیرا که مرا
[...]
ای به هر موی شده بسته زلف دل من
وی به هر کوی شده در طلبت منزل من
این چنین در هم و پیچان ز چه گشته ست دلم
سایه زلف تو افتاد مگر در دل من
کارم از شکل سر زلف تو مشکل شده است
[...]
بیخ عشق تو نشاندند بتا! در دل من
غم مهر تو فشاندند، در آب و گل من
تیر مژگان تو از جوشن جان میگذرد
بر دل من مزن ای جان که تویی در دل من
روز دیوان قیامت که منازل بخشند
[...]
ای سرشته غم گیپا و کدک در دل من
سوخت در آتش بریان دل بی حاصل من
مشکلم بود که در حلقه گیپا چه بود
حل شد از دولت نان، شکر خدا مشکل من
فکر کر دم که دگر نان نخورم روزی چند
[...]
نوبهاران که دمد شاخ گلی از گل من
غنچه هایش بود آغشته به خون دل من
بی تو زینسان که به جان آمدم از هستی خویش
زود باشد که شود کوی عدم منزل من
نبود همره جانم به جز اندیشه تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.