سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الرّابع: فی صفة العقل واحواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده » بخش ۳ - فی اَنّ العقل سلطان الخلق و حجّة الحق
وین سلاطین که نز ره دیناند
نه سلاطین که آن شیاطیناند
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین » بخش ۳۳ - در صفت جاهجویان و زر طلبان و درویشان صورت گوید
همه جویای کبر و تمکیناند
همه قلب شریعت و دیناند
حمیدالدین بلخی » مقامات حمیدی » المقامة السابعة - فی التفضیل
گر چو ناهید وگر چو پروین اند
از در ذم و اهل نفرین اند
سبب جنگ و ننگ و آزارند
علت رنج و خرج و کاوین اند
ناسی عقد و ناقض عقداند
[...]
حمیدالدین بلخی » مقامات حمیدی » المقامة السابعة - فی التفضیل
گر چو ناهید وگر چو پروین اند
از در ذم و اهل نفرین اند
عطار » اسرارنامه » بخش دوم » بخش ۲ - در صفت معراج رسول صلی الله علیه و سلم
که بسیار انبیاء و مرسلیناند
بهر جانب جهانی حور عیناند
عطار » هیلاج نامه » بخش ۳ - در معراج حضرت خاتم صلی الله علیه و آله
ستاده انبیا و مرسلیناند
به هر جانب جهانی حور عیناند
عطار » هیلاج نامه » بخش ۲۸ - در خلوت و عزلت ودیدار الوهیت گوید
که چندی در میانه این چنیناند
گمان در پیش کرده بییقیناند
عطار » هیلاج نامه » بخش ۳۳ - در حقیقت سرّ منصور و دریافتن اعیان گوید
محمد با علی سالار دیناند
که ایشان درحقیقت پیش بیناند
عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۶ - در صفت معراج حضرت محمّد علیه الصّلوة و التسلیم فرماید
در آنجائی که آنجا مرسلیناند
که درجنّت ستاده حور عیناند
ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۴۰ - آمدن دستور هفتم به حضرت شاه
گرچه ماهند ورچه پروین اند
از در ذم و اهل نفرین اند
سبب جنگ و ننگ و آزارند
علت رنج و خرج کابین اند
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۲۴ - در بیان آنکه هر ولی اول قطرهای بود، از غایت صدق و محبت و نهایت طلب و مودت حق آخر دریائی شد. پس هر ولی دریائی است بی پایان و هر دریائی از این دریاها از دریای با عظمت پر رحمت حق همچو موجی است و موجها در دریا متفاوتاند. موج مولانا قدسنا اللّه بسره العزیز از همه موجها بیشتر است و پیشتر هر کرا همت عالی باشد بر بیش زند و پیش دود
سر دین اند اگرچه بی دین اند
بی حجابی همه خدا بین ا ند
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۹۹ - حدیث بخشش جان و نوازش از ملک غازی مسلمانان دهلی را به لطف بی حد و بی مر
دگر میگفت: کاخر اهل دین اند
نشاید گفت بد گر چه چنین اند
واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۷۰
شیرین پسران شور دل مسکیناند
از حسن گلوسوز بلای دیناند
از خورد و بزرگشان حلاوت ریزد
چون ریزکی قند همه شیریناند
ملا احمد نراقی » معراج السعادة » باب چهارم » فصل - علاج علمی و عملی مرض حب جاه و ریاست
بسا پیکر که گفتی آهنین اند
به صد خواری کنون زیر زمین اند
