فردوسی » شاهنامه » پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود » بخش ۲ - مرگ فیلقوس، پند ارسطو به سکندر، رد باژ دارا، فتح مصر و لشکرکشیدن دارا بر فرات
به شبگیر برخاست از روم غو
ز شهر و ز درگاه سالار نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴ - فرستادن مادر اسکندر به اصفهان، آوردن روشنک با جهاز شاهانه و نشاندنش بر تخت زرین
بدو گفت نزد دلارای شو
به خوبی به پیوند گفتار نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۹ - پاسخ کید به فرستادهٔ اسکندر: وصف دختر و جام و پزشک و فیلسوف و خرسندی شاه از آن
سکندر فرستاده را گفت رو
به نزدیک آن نامور بازشو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۷ - لشکرکشی اسکندر سوی فور، شکایت و پوزش سپاه و ساختن سواران آهنین برابر پیل
که باشند شایسته و پیشرو
به دانش کهن گشته و سال نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۴ - پند قیدافه به اسکندر، نام بیطقون و سوگند او به نیکی با خاندانش
تو ایمن بباش و به شادی برو
چو رفتی یکی کار برساز نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۱ - گذر اسکندر از کوه خارا به دریای ژرف، دیدار گوشبستر و آمدن مردم شارستان با پیشکش
سکندر بدان گوش ور گفت رو
بیاور کسی تا چه بینیم نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۳ - دردمندی اسکندر در بابل، نامهٔ مرگ به مادر و وصیت روشنک، دختر کید و تابوت زرین
تو از مرگ من هیچ غمگین مشو
که اندر جهان این سخن نیست نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۳ - کشته شدن دارا و شبانی زادگان ساسان، خواب بابک و دادن دختر و افسر بدو
بدو گفت بابک به گرمابه شو
همی باش تا خلعت آرند نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور پسر اردشیر سی و یک سال بود » بخش ۲ - مرگ اردشیر، جنگ شاپور با روم، گرفتن باژ و ساختن پل شوشتر
برآمد ز هر دو سپه کوس و غو
بجنبید در قلبگه شاه نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اورمزد » بخش ۱ - نشستن شاه اورمزد بر تخت، اندرز داد و خرد به بخردان، و مرگ زودهنگام او
ستیزه بود مرد را پیش رو
بماند نیازش همه ساله نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۷ - گریز نهانی شاپور و دختر قیصر، فرود به خان باغبان و خبر ویرانی ایران
تو باید که باشی برین پیش رو
که پیری به فرهنگ و بر سال نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۲ - تاختن شاپور به مرز روم، گرفتاری قیصر، کینخواهی یانس و گریز او، کشتار رومیان و سوختن صلیب
رده برکشیدند و برخاست غو
بیامد دوان یانس پیش رو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۳ - سپردن بهرام به منذر، پرورش و فرهنگآموزی در یمن و گزینش دو اسپ و دو کنیز
به نعمان بفرمود منذر که رو
فسیله گزین از گلهدار نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۱۱ - آگاهی بهرام گور از مرگ پدر و سوگند سپاه، یاری منذر و تاختن به ایرانِ بیشاه
بفرمود منذر به نعمان که رو
یکی لشکری ساز شیران نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۱۴ - رد شاهی بهرام، گزینش ناموران از صد تا چهار و نمودن خستگان یزدگرد به منذر
ز سی نیز بهرام بد پیش رو
که هم تاجور بود و هم شیر نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۱۵ - گفتار بهرام با مهتران: نکوهش پدر، پیمان تاج میان دو شیر و رأی موبدان
به جایی که چون من بود پیش رو
سنان سواران بود خار و خو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۱۷ - کنارهگیری خسرو از آزمون تاج، کشتن دو شیر و تاجگذاری بهرام
نماندم نمکسود و هیزم نه جو
نه چیزی پدیدست تا جودرو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴ - کشتن دو شیر، شب زناشویی پنهان بهرام با آرزو در خان ماهیار و فاش شدن هویت
بدو سرشبان گفت ز ایدر برو
دهی تازه پیش اندر آیدت نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۰ - بازی بهرام و غفلت مرزها، تاختن خاقان به مرو و نامهٔ بندگی ایرانیان
به ایران هرانکس که بد پیشرو
ز پیران و از نامداران نو
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۲ - تاخت بهرامگور سوی آموی، زاری ترکان و ستدن باژ، نهادن مرز جیحون و شاهی شمر
ز ترکان هرانکس که بد پیش رو
ز پیران و خنجرگزاران نو
