گنجور

 
۱
۲
۳
۴
 

فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷

 

نباشی بس ایمن به بازوی خویش

خورد گاو نادان ز پهلوی خویش

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱

 

ولیکن نبیند کس آهوی خویش

ترا روشن آید همه خوی خویش

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۴

 

ز صندوق و یاقوت و بازوی خویش

ز دینار و دیبا به پهلوی خویش

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴

 

همی‌راند گویان به مشکوی خویش

به سوی بتان سمن‌بوی خویش

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۰

 

تو اندر گمانی ز نیروی خویش

همی پیش دریا بری جوی خویش

۱ بیت
فردوسی
 

عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۶ - چنین گفت آنگه به فرمانبران

 

ترا جای روبم به گیسوی خویش

ترا دانم اندر جهان شوی خویش

۱ بیت
عیوقی
 

عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۳ - کنون بشنو ای خال ِ آزاد مرد

 

ببسته به رسم عرب روی خویش

به دستار پوشیده گیسوی خویش

۱ بیت
عیوقی
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۹ - ملاقات کردن فرامرز و بانوگشسب

 

مشو غره بر زور و بازوی خویش

بر این برز و بازوی و هم خوی خویش

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۸۱ - صفت جنگ کردن خورشید

 

گروهی زده دست بر روی خویش

همه مویه کردند بر شوی خویش

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - در مدح افتخار دین علی

 

نوبهار تازه پیدا کرد رنگ و بوی خویش

برگرفت از باد مشکین گل نقاب از روی خویش

بوستان چون جلوه زد گل را بطرف جوی خویش

کرد گل عاشق جهانرا بر رخ نیکوی خویش

مرغ دستانزن بلحن حلق دستانگوی خویش

[...]

۳ بیت
سوزنی سمرقندی
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۵۸ - نشاط کردن اسکندر با کنیزک چینی

 

چو برقع براندازم از روی خویش

ندارم جهان را به یک موی خویش

۱ بیت
نظامی
 

عطار » منطق‌الطیر » در نعت رسول » در نعت رسول ص

 

چاکرش را کرد مرد کوی خویش

داد با نعلین راهش سوی خویش

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان

 

چون نمود از زیر برقع روی خویش

بست صد زنارش از یک موی خویش

۱ بیت
عطار
 

عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت ذالنون که چهل مرقع پوش را که جان داده بودند دید

 

سایه در گردانمش در کوی خویش

پس برآرم آفتاب روی خویش

۱ بیت
عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۵ - آغاز داستان

 

کنیزک شد سوی کدبانوی خویش

به شادی شکر گفت از داروی خویش

۱ بیت
عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش دوم » بخش ۴ - الحكایة ‌و التمثیل

 

گه علم میبینی و بازوی خویش

گه نظاره میکنی بر موی خویش

۱ بیت
عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و چهارم » بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

 

شیرخور نه از من از بازوی خویش

زانکه خواهی خورد از پهلوی خویش

۱ بیت
عطار
 

سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۱ - سرآغاز

 

چو روزی به سعی آوری سوی خویش

مکن تکیه بر زور بازوی خویش

۱ بیت
سعدی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۷۲۴

 

مردانه وار بر گذر از آرزوی خویش

دیگر مبین به دیده خود دیده سوی خویش

روی دل کسان نتوان دید و روی دوست

گر روی دوست خواهی منگر به روی خویش

ور برگ ترک خویشتنت نیست در سلوک

[...]

۷ بیت
حکیم نزاری
 
 
۱
۲
۳
۴
 
تعداد کل نتایج: ۷۱